مه من علم به عالم شده ای به دلربایی
همه دم چو سرمه دارم ز تو چشم آشنایی
به فسون غیر گردی ز من ای پسر جدایی
پس ازین بهر سر ره من و عرض بینوایی
بکنم دعای جانت به بهانه گدایی
تو که همچو شمع داری رخ انجمن فروزی
ز غم تو عمرها شد به دلم فتاده سوزی
بنشین دمی که ظاهر بکنم به تو رموزی
همه شب در این خیالم که رسم به وصل روزی
همه روز بر امیدی که شبی به خوابم آیی
به جهان ز خوبرویان غم بی عدد کشیدم
ز می جفای هر یک پی امتحان چشیدم
همه جا چو مهر گردون من خسته دل رسیدم
ز وفا به غیر نامی نشنیدم و ندیدم
ز بتان من آنچه دیدم همه عمر بی وفایی
به لبم ز بزم وصلش نرسیده است جامی
دل تلخ مشرب من نرسیده زو به کامی
نه ازو به من حدیثی نه به او مرا سلامی
نه در آن حریم دارم به مراد دل مقامی
نه در این دیار با او ره و رسم آشنایی
به زمانه سیدا را نبود هوای ساغر
سر خود به جیب برده به هوای وصل دلبر
به زبان خامه هر دم رسد این سخن مکرر
به کمند زلف خوبان نه چنان فتاد حیدر
که به عمر خویش یابد ز کمندشان رهایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و دلباختگی خود اشاره میکند. او از زیبایی شخص محبوبش و سوز و گداز دلتنگیاش سخن میگوید و حسرت دیدار و وصال را در دل دارد. شاعر به یادآوری دوران غمانگیزی که به خاطر محبوبش گذرانده و بیوفایی دیگران اشاره میکند. او از ناکامی در عشق و عدم برقراری ارتباط با محبوبش گلهمند است و امید به وصال را در دل پرورانده است. در نهایت، او از عدم درک و توجه محبوبش ابراز ناامیدی میکند و به تنهایی و دلتنگی خود ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: ماه من، تو به زیباییات در دل همه شناخته شدهای و من همیشه به تو میاندیشم و چشمانم به خاطر تو آشنا و دلپذیر است.
هوش مصنوعی: ای پسر، از جادو و فریبهای دیگران دور شو. پس از این، جدایی از من را به خاطر داشته باش و به مشکلات و فقر خود توجه کن.
هوش مصنوعی: برای جان تو دعا میکنم، به این بهانه که نیازمند تو هستم.
هوش مصنوعی: تو که مانند شمع گرمی و روشنی بخش محفل هستی، غم تو باعث شده که سالها در دل من شعلهای بسوزد.
هوش مصنوعی: لحظاتی بنشین تا رازهایی را که در ذهن من دارم برایت فاش کنم. تمام شب در این فکر هستم که یک روز به وصال تو برسم.
هوش مصنوعی: هر روز با امید این که شبی به خوابم بیایی، زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من در این دنیا به خاطر زیبایانی که وجود دارند، غم و اندوهی بیپایان را تجربه کردهام و به خاطر آزمایش هر یک از آنها، طعم تلخ شراب را چشیدهام.
هوش مصنوعی: در هر جایی که نگاه کردم، تنها به نامی از وفا برنخوردم و به شدت دلم شکسته است.
هوش مصنوعی: تمامی چیزهایی که از معشوقان دیدم، در طول زندگیام فقط بیوفایی بوده است.
هوش مصنوعی: من هنوز از می عشق او نصیبی نیافتهام و دلگیر و اندوهگین هستم، زیرا از آن نوشیدنی که به من شادی و خوشحالی میبخشد، دور ماندهام.
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر احساس تنهایی و دلتنگی را بیان میکند. او میگوید که نه از طرف آن شخص خبری دارد و نه توانسته از او سلامی بگیرد. همچنین در فضایی که دلش میخواهد، هیچ جایی ندارد و به خواستههایش دست نیافته است.
هوش مصنوعی: در این سرزمین، هیچ ارتباط و آشنایی با او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی به فکر نوشیدن شراب نیست و هر کس که به دنبال وصال محبوبش میگردد، همه چیز را از خودش دور میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه این سخن به زبان نوشته میشود، اما عشق و زیباییهای خوبان آنقدر قوی است که حیدر هم در آن گرفتار نشد.
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش از چنگال آنها رهایی یابد، به آزادی و آسایش میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.