خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
ز دست معصیت کوتاه کن دامان پاکم را
کند پرهیز انگشت حکیم از جنبش نبضم
نباشد چاره یی غیر از تو جان دردناکم را
تنم را همچو گل کردی به داغ آلوده صبری ده
دهان شکرگویان ساز زخم سینه چاکم را
به خدمت بندگان تقصیر سازند از گرانجانی
ز باد و آتشم مالی کرم کن آب و خاکم را
مرا چون سیدا کین کسی در دل نمی باشد
گرفتار بلا کن هر که می خواهد هلاکم را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که او را از غفلت دور نگه دارد و از گناهانش خلاص کند. او خواستار صبر و آرامش در دلش است و میخواهد که دردهایش کم شود. شاعر احساس میکند که از خدمت به بندگان خدا کوتاهی کرده و از خدا میخواهد که به او کمک کند تا جسم و جانش پاک گردد. همچنین، او به تنها بودن خود و در خطر بودنش اشاره میکند و از خدا میخواهد که نجاتش دهد. به طور کلی، شعر پر از تقاضا و استغاثه به خداوند است تا در سختیها و مشکلات یاریاش کند.
هوش مصنوعی: خدایا، از آبِ غفلت به من نده، تا نتوانم از گناه دور شوم و دامن پاکم را حفظ کنم.
هوش مصنوعی: حکیم به خاطر احتیاط، دستش را از حرکت نبض من کنار میکشد و این نشان میدهد که برای درد جانکاه من هیچ چارهای جز تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تنم را مانند گل با درد و رنج آ adornیدی و صبرم را افزایش بده. بگذار با شیرینی سخن بگویم تا زخم سینهام را درمان کنم.
هوش مصنوعی: بندگان معصیتها یا خطاهای خود را با تلاش و خدمت جبران میکنند، و من از دلگرفتگی و سختیهای ناشی از آتش و طوفان خواستهام که ابر رحمت و نعمت بر من نازل کنی و به من کمک کنی تا از لطافت آب و خاک بهرهمند شوم.
هوش مصنوعی: من را چون آقایی که در دل کسی جایی ندارد، در درد و رنج گرفتار کن؛ هر که میخواهد مرا به نابودی بکشاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.