برده دل را از بر من نونهال تازهای
کردهام بیعت به دست خردسال تازهای
کرده دوران آستانم را زیارتگاه خضر
بر سرم تا آمده صاحبکمال تازهای
دیدهام شمعی که چون پروانه میسوزد دلم
دارم از آغوش فانوسش خیال تازهای
بیسرانجامم ندانم کارم آخر چون شود
دارم ای همصحبتان امروز حال تازهای
هر که در کویش مرا از تیرهبختی دید و گفت
آمده از هند اینجا خاکمال تازهای
سیدا آیینهام گردید چون تصویر محو
کس ندیده اینچنین حسن و کمال تازهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و به تأثیر عمیق آن بر دل و جانش اشاره دارد. او از بیعت و تعلق خاطر به این عشق تازه سخن میگوید و آن را به نوعی زیارت و تقدس تشبیه میکند. شاعر همچنین از تحول درونش و حال خوشی که این عشق برایش به ارمغان آورده، میگوید و به زیبایی و کمال معشوق اشاره میکند که او را شگفتزده کرده است. به طور کلی، این شعر بیانگر احساسی عمیق و تجربهای نوین از عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: دلِ خود را از من گرفته و به تازگی به یک کودک جوان بیعت دادهام.
هوش مصنوعی: زمانی که دوران زندگیام را به زیارتگاه خضر تشبیه کردهام، بر سر من تجسمی از صاحب کمال و کامل جدیدی نمایان شده است.
هوش مصنوعی: در نگاهم شمعی را دیدهام که همانند پروانه در آتش خود میسوزد و در دلم از آغوش فانوسش افکاری نو و تازه وجود دارد.
هوش مصنوعی: من بیهدف و بینتیجهام و نمیدانم کارم در پایان به کجا خواهد رسید. اما امروز حال و هوای جدیدی دارم همنشینان.
هوش مصنوعی: هر کسی که مرا در کوی تو دید و از بدشانسی من باخبر شد، گفت که من از هندوستان آمدهام و مانند خاکی تازهام که روی زمین ریخته شده است.
هوش مصنوعی: به نظرم میرسد که چهرهام مانند آینهای شده است که تصویری از کسی را نشان میدهد، اما هیچکس مانند این زیبایی و کمال تازه را ندیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.