مرا در کشور تسلیم یارب تاج شاهی ده
به بحر و بر اگر افتم کباب از مرغ و ماهی ده
دل تاریک من از شعله جواله روشن کن
چراغ خانه ام زان ماهرویی خیرگاهی ده
مزین کن ز سودای لباس فقر دوشم را
سر سودائیم را نازشی بر کج کلاهی ده
تهیدستی اگر بر حرف بگذارد انگشتی
چو نی لبریز گردان از فغان رنگ جاهی ده
به زیر بار محنت سیدا کوه تحمل شو
چو ایوب پیمبر تن به تقدیر الهی ده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از خداوند طلب میکند که او را در کشور تسلیم قرار دهد و تاج شاهی به او عطا کند. او خواستار آن است که در هر دو دنیای مادی و معنوی، برکاتی به او داده شود. شاعر از خدا میخواهد که دل تاریکش را روشن کند و خانهاش را با نور یک چهره زیبا مزین سازد. همچنین، او به فقر و کمبودهایش اشاره میکند و از خدا تقاضای ناز و محبت دارد. شاعر از تحمل سختیها و مشکلات زندگی سخن میگوید و از خداوند میخواهد که همچون پیامبر ایوب، به او قدرت پذیرش تقدیر الهی را عطا کند.
هوش مصنوعی: در دعا و خواسته خود، از خداوند میخواهم که تاجی از مقام و عالیمقام به من عطا کند. اگر من در این کشور تسلیم او شوم، چه فرقی میکند که در دریا یا بر زمین باشم، فقط مرا از لذتهای دنیا محروم نکند و چیزهایی مانند کباب مرغ و ماهی را به من بدهد.
هوش مصنوعی: دل تاریک من را با روشنایی عشق خود روشن کن و خانهام را به نور وجود آن ماهروی زیبا پرکن.
هوش مصنوعی: بپوشاندن لباس فقر به دوشم را با زیبایی و آرزوهایی که دارم مزین کن، و از تو میخواهم که با محبت و لطفی به من نگریی تا بر کجراهیهایم غلبه کنم.
هوش مصنوعی: اگر فقر و تنگدستی به شعری تبدیل شود، مانند نی خواهد بود که از سر فریاد و درد پر از صدا میشود و توجهها را جلب میکند.
هوش مصنوعی: سختیها و مشکلات را با صبر و استقامت بپذیر، مانند ایوب پیامبر که بر تقدیر الهی تسلیم بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.