فصل نوروز است میآید هوای تازهای
بلبل و گل را شده برگ و نوای تازهای
بر سر افتادگان افتاده سودای لباس
سرو میخواهد درین موسم قبای تازهای
حلقه تسبیح خود کردند حقگویان جدید
فاخته افگنده در گردن ردای تازهای
داده خورشید فلک تبدیل جای خویش را
تا شود آیینهرویان را صفای تازهای
میتوان دانست همچون شیشه می سیدا
در دل هر کس که باشد مدعای تازهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فصل نوروز و تغییراتی که این فصل به همراه دارد اشاره میکند. با آمدن نوروز، طبیعت دوباره جان میگیرد و بلبل و گل به سرود و سرزندگی جدیدی دست مییابند. در این ایام، مردم به خرید لباسهای نو و تازه میپردازند و به آرایش ظاهری خود اهمیت میدهند. شاعر همچنین به تغییر در موقعیت خورشید و زیبایی آن در این فصل اشاره میکند که منجر به روشنایی و صفای جدیدی برای انسانها میشود. در نهایت، او میگوید که هر کس در دل خود ایدهها و آرزوهای جدیدی دارد که در این ایام به ظهور میرسند.
هوش مصنوعی: فصل بهار فرا رسیده و هوای تازهای در حال آمدن است. بلبل و گل شکوفا شدهاند و طبیعت به زندگی و سرزندگی جدیدی دست یافته است.
هوش مصنوعی: شخصی که به زمین افتاده و در وضعیت سختی قرار دارد، در این فصل به دنبال لباسی زیبا و تازه است تا خود را آماده کند.
هوش مصنوعی: افراد حقیقتگو برای خود مانند دانههای تسبیح گرد هم آمدهاند و همانند پرندهای که جواهر تازهای به گردن دارد، ظاهری نو و زیبا به خود گرفتهاند.
هوش مصنوعی: خورشید به گردونه آسمان، جایگاه خود را تغییر میدهد تا چهرههای زیبا، نور تازهای را تجربه کنند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که مانند شیشهای که در دل هر کسی جدیدترین ادعاها را منعکس میکند، میتوان فهمید که هر فردی در دلش چه افکار و آرزوهای تازهای دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.