ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
سرو چون فواره سیمابی آرام تو
خانه چون فانوس از شمع جمالت روشن است
ماه چون پروانه می گردد به گرد بام تو
احتیاج نامه قاصد نمی باشد مرا
خط پشت لب به سویم آورد پیغام تو
گوشه چشمت به سوی من نمی افتد نظر
من کیم تا بهره مندی یابم از انعام تو
گشته همچون حلقه در خواب در چشمم حرام
روزگاری شد که دارم گوش بر پیغام تو
نقش پایت می دهد چشم غزالان را فریب
دیده آهوست گویا حلقه های دام تو
سروها کردند همچون سایه خود را خاکمال
تا به گلشن جلوه گر شد سرو خوش اندام تو
مهر خاموشی به لب چون سیدا افگنده ام
کرده ام همچون نگین خود را فدای نام تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد. شاعر با توصیف ویژگیهای ظاهری معشوق خود، مانند چشمانش که به بادام تشبیه شده، و موهای او که شبیه به گیاه سرو هستند، از او ستایش میکند. او تأکید میکند که خانهاش به خاطر زیبایی معشوق روشن است و مانند ماه، همواره در جستجوی اوست. شاعر بیان میکند که نیازی به پیامرسانی ندارد و خود به تنهایی به محبوبش فکر میکند. همچنین او از زیبایی معشوق به گونهای صحبت میکند که گویی در تلهای افتاده است و دیدن او برایش دشوار شده است. در نهایت، شاعر میگوید که با محبت و نام معشوق خود برای او ارزش قائل است و خود را به عنوان گوهر و نگینی برای او تقدیم کرده است.
هوش مصنوعی: ای گل نرگس، چشمان تو که به زیبایی بادام میماند، مرا فدایت میکند. تو مثل سروی هستی که آرامش و زیباییاش همچون فوارهای از نقره است.
هوش مصنوعی: خانهات مانند یک فانوس به خاطر زیبایی تو روشن است و ماه مانند پروانهای به دور بام خانهات میچرخد.
هوش مصنوعی: من نیازی به نامه یا پیام از قاصد ندارم، چرا که پیام تو به راحتی و با لبخندت به من منتقل شد.
هوش مصنوعی: نگاهت به من نمیرسد، حالا که من به تو بیتابم، چه زمانی خواهد آمد که من از لطف و بخشش تو بهرهمند شوم؟
هوش مصنوعی: چشمم مانند حلقهای به خواب رفته است و زمان طولانیتری گذشته که من همچنان به پیامهای تو گوش میدهم.
هوش مصنوعی: نقش پایت چنان زیبا و فریبنده است که چشمان غزالان را به خود جلب میکند و به نظر میرسد که این زیبایی همانند حلقههای دامی است که تو برای آنها آماده کردهای.
هوش مصنوعی: سروها با جدیت و تواضع به زمین افتادند تا زیبایی تو که مانند آنها خوش اندام و زیباست، در باغ به نمایش گذاشته شود.
هوش مصنوعی: من به لبم سکوت را مانند یک بزرگزاده آویزان کردهام و خود را مانند یک نگین به خاطر نام تو فدای آن کردهام.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نامدار آنست کو بر دل نگارد نام تو
کامکار آنست کو بر جان برآرد کام تو
هیبت تو موی بر اندام دشمن دام کرد
تا همیشه باشدا اندام وی اندر دام تو
افکند آشوب و شور اندر جهان صمصام تو
[...]
ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
دوش زاری کردمی در آرزوی نام تو
از عتاب خود کنون پرم به بر گر بهر تو
پر بریده به بود تا مانم اندر دام تو
می نبود آنرخ نصیب چشم اکنون آمدم
[...]
ای جهان را موسم آزادگی ایام تو
بنده کرده یک جهان آزاد را انعام تو
سرمهٔ چشم ملک گردی و آن از راه تو
حلقهٔ گوش فلک حرفی و آن از نام تو
دست تقدیر آسمان را پی کند گر دور او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.