شد موسم خزان به گل و غنچه ناز کو
با جبهه شکسته بلبل نیاز کو
دست تهی ز خانه برآمد چو سبزه شیخ
آزاده را چو سرو زبان دراز کو
بلبل ز باغ رفت و زغن گشت جانشین
در گوش ساکنان چمن امتیاز کو
آهو به یک نظر دل مجنون کباب کرد
در چشم دلبران جانگداز کو
شبنم ز روی بستر گل گشت ناپدید
چشمی که خفته بود به بالین ناز کو
درهای خیرگاه بوبستند اهل جاه
ای چرخ سفله حاتم مسکین نواز کو
مرغان بیضه سر به ثریا کشیده اند
بر دست حادثات فلک شاهباز کو
زلفی که دل به سلسله او حقیر بود
می کرد پا به جانب مهمان دراز کو
ای دل بیا که مسجد و میخانه شد خراب
با میکشان نیاز و به زاهد نماز کو
ای سیدا مجوی دوا از طبیب شهر
ما را به جز خدای جهان چاره ساز کو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تصویر کشیدن فصل خزان و تأثیر آن بر طبیعت و انسانها میپردازد. او از گلها و بلبلها یاد میکند و دلتنگی برای زنده بودن و عشق را احساس میکند. شکوهای از جدایی و نارضایتی در روابط انسانها به چشم میخورد. در اینجا، دست خالی و بیپناهی آزادگان و تأثیر منفی زمان بر زندگی و روابط اجتماعی نیز به تصویر کشیده شده است. شاعر به دل شیدا و در جستجوی معنای واقعی زندگی اشاره میکند و در نهایت، بر ناتوانی انسانها از یافتن آرامش و کمک در زمینۀ محبت و عشق تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: زمان پاییز فرا رسیده و گل و غنچه لطیف به خواب رفتهاند. در این دوران، بلبل با دل شکسته و به دنبال عشق و محبت، به آوازش ادامه میدهد.
هوش مصنوعی: دست خالی از خانه بیرون آمد، مانند سبزهای که در بهار روییده است. شیخ آزاده مانند درخت سرو است که زبانی بلند و گویا دارد.
هوش مصنوعی: بلبل از باغ رفت و زغن به جای او نشسته است، سرنوشت و مشخصات او را برای ساکنان چمن بگویید.
هوش مصنوعی: یک آهو با یک نگاه، دل مجنون را سوزانید و در چشمان محبوبان، جان را به درد آورده است.
هوش مصنوعی: صبح که شد، شبنمهایی که بر روی گل نشسته بودند، ناپدید شدند. چشمی که در خواب بود، کنار ناز و زیبایی آن گل بیدار شد.
هوش مصنوعی: درهای خیر و برکت به روی اهل دنیا بسته شدهاند. ای روزگار پست، حاتم طائی مسکین را نوازش کن.
هوش مصنوعی: پرندگان با بالهای بلند و حماسی خود به اوج آسمان پرواز کردهاند، در حالی که حوادث و چالشهای زندگی مانند شاهبازی در این آسمان در حال وقوع هستند.
هوش مصنوعی: موهایی که دل به زنجیر آنها حقیر بود، به سمت مهمان دراز میشود.
هوش مصنوعی: ای دل، بیا و ببین که هم مسجد و هم میخانه در هم شکسته شدهاند. نیاز به میکشان داریم و حالا دیگر نیازی به نماز زاهد نیست.
هوش مصنوعی: ای سرور من، از پزشک شهر ما دارو نجو، چرا که تنها خدای جهان میتواند مشکلت را درمان کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.