تا کی چو گل نشینم در خون تپیده بی تو
خارم شکسته بر پا دستم بریده بی تو
بی روی تو نگاهم صیدیست زخم خورده
مژگان بود به چشمم تیر خلیده بی تو
از بوی صندل آید درد سرم به فریاد
از یاد سرمه افتد خاکم به دیده بی تو
برگ خزان به رویم سیلی زنان نشسته
ای گل بیا که عمریست رنگم پریده بی تو
از برق انتظاری بگداخت چشم زارم
بر کشتزار صبرم آفت رسیده بی تو
سر رشته امیدم از دست غم گسسته
پیراهن حیاتم بر تن دریده بی تو
بر زانوی تفکر دارم سر ارادت
در زیر بار کلفت پشتم خمیده بی تو
چون سیدا نداریم با خویش آشنایی
گردم به شهر و صحرا از خود رمیده بی تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنج جدایی از محبوب صحبت میکند. او احساس میکند که بدون معشوق، زندگیاش خالی و پر از غم است. گلایههایش از شکسته شدن و زخمهای عاطفی ناشی از دوری، به تصویر کشیده شده است. او به انتظار و ناامیدی خود اشاره میکند و میگوید که دنیا برایش بیمعنا و رنگی بیمحتوا شده است. همچنین، او از بار غم و اندوهی که بر دوش دارد، میگوید و به تنهایی و بیکسیاش در دنیای بزرگ اشاره میکند. در نهایت، شاعر به تمایز و غم نداشتن کسی برای نزدیک شدن به خود و احساس تنهایی در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا کی باید همچون گلی در خون خود زندگی کنم؟ بدون تو، من مانند گلی شکسته و بیحس و حال هستم و دستم را قطع شده احساس میکنم.
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، چشمانم مانند صیدی است که زخمی شده. مژگانهای تو به چشمانم مانند تیری نفوذ کردهاند و بی تو، این درد بیشتر حس میشود.
هوش مصنوعی: عطر صندل باعث میشود که درد سرم بیشتر شود و در غیاب تو، خاطراتی که با سرمه همراه است، از ذهنم میروند و چشمانم پر از غبار میشود.
هوش مصنوعی: برگهای خزان به رویم در حال ریختن هستند. ای گل، بیا که مدت زیادی است بدون تو رنگ و رونق من از بین رفته است.
هوش مصنوعی: چشمانم در انتظار تو به شدت میسوزد و بر روی زمین صبرم که شبیه زراعتی است، آفتی بدون تو درآمده است.
هوش مصنوعی: امیدم از چنگ غم رها شده، اما بدون تو زندگیام از هم پاشیده و در هم ریخته است.
هوش مصنوعی: من با کمال ارادت و فکر کردن به تو، بر زانوی تفکر نشستهام. در سایهی سختیها و بار سنگینی که بر دوشم هست، تنها به خاطر تو و بدون حضور تو، احساس خستگی و خمیدگی میکنم.
هوش مصنوعی: از آنجایی که کسی را شایسته نمیدانم، به دنبال آشنایی با خودم میروم و در شهر و دشت گردش میکنم، در حالی که بدون تو احساس گمگشتگی میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.