روی دلی از آن بت سرکش نیافتم
در روزگار باده بیغش نیافتم
بی روی او به سوختن خود رضا شدم
از غم کباب گشتم و آتش نیافتم
تا حال من به یار کند مو به مو بیان
یاری به خود چو زلف مشوش نیافتم
دارم به فکر موی میانش کمان کشی
داغم از این که دست چو ترکش نیافتم
ای سیدا به غیر دل داغدار خود
در عاشقی اسیر بلاکش نیافتم!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از ناکامیها و دردهای عاشقانه خود سخن میگوید. او میگوید که نتوانسته دل و محبت کسی را پیدا کند و در روزگار پر از باده و خوشی، هنوز نتوانسته به عشق واقعی دست یابد. او به سوختن در غم معشوق رضا داده و به خاطر فقدان او به شدت رنج میبرد. شاعر از این که نتوانسته به معشوقش نزدیک شود و احساسات خود را کاملاً ابراز کند، ابراز ناتوانی میکند و از داغ دل خود شکایت دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در عشق، تنها اسیر مشکلات و بلایای دل خود بوده و هیچ یاری جز دل داغدارش نیافته است.
هوش مصنوعی: در زمانهایی که به خوشی و نوشیدنی مشغول بودم، نتوانستم دل به کسی بسپارم که مانند آن معشوقه زیبا، شور و جذبه داشته باشد.
هوش مصنوعی: من به خاطر غم و اندوهی که دارم، به سوختن خود راضی شدم، اما حتی با این حال، نتوانستم آتش واقعی احساساتم را بیابم و درونم سوزانی از عشق و جدایی را تجربه کنم.
هوش مصنوعی: وقتی که حال و وضعیت من را به دوست میگوید، همه جزئیات را با دقت توضیح میدهد؛ اما من همچنان نتوانستهام مانند موهایی که در باد به هم ریختهاند، او را درک کنم.
هوش مصنوعی: دارم به یاد موهای زیبای او فکر میکنم و این موضوع دلم را میآزارد که نمیتوانم او را در آغوش بگیرم.
هوش مصنوعی: ای آقای من، به جز دل پر از درد خود در راه عشق، کسی را در دام مشکلات نیافتم!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.