بنده مرحمت چشم سیاهت گردم
از سر چپ غلط انداز نگاهت گردم
هاله را بینم و آغوش هوس بگشایم
ماه را بینم و از روی چو ماهت گردم
خط شبرنگ گل روی تو را بنده شوم
از سر سایه خورشید پناهت گردم
ای سیه چشم ز پیش نظرم تند مرو
آنقدر باش که قربان نگاهت گردم
نقش پای تو به هر کوچه مرا پیش آید
گردبادی شوم و از سر راهت گردم
روز و شب کار به یاران تو زاریست مرا
به امید تو ز دنبال سپاهت گردم
سیدا سیر چمن می کند و می گوید
غنچه گل شوم از طرف کلاهت گردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دل باختگی است. شاعر میخواهد در بند عشق محبوبش باشد و از زیباییهای او سرمست شود. او به چشمهای سیاه محبوبش اشاره میکند و آرزو دارد که همیشه در کنار او بماند و قربان نگاهی که به او میاندازد، باشد. شاعر از زیبایی محبوبش، مانند ماه و گل، سخن میگوید و اصرار دارد که حتی در انتظارش همیشه هوادار او باشد. در نهایت، او به غنچگی اشاره میکند که میخواهد تنها به خاطر معشوقش شکوفا شود.
هوش مصنوعی: من از روی لطف چشمان سیاه تو، بندۀ تو هستم و میخواهم از سر چپ و به طرز فریبندهای به نگاه تو بیفتم.
هوش مصنوعی: وقتی هالهای را میبینم، تمایل دارم آن را در آغوش بگیرم و هنگامی که ماه را مشاهده میکنم، به یاد زیبایی تو به وجد میآیم.
هوش مصنوعی: من افتخار میکنم که به زیباییهای چهرهات توجه کنم و از سایهی پرنور تو بهرهبرم.
هوش مصنوعی: ای چشمان تیرگی که از من دور نشو، آنقدر در کنارم بمان که جانم را فدای نگاه تو کنم.
هوش مصنوعی: هر جا که رد پای تو باشد، من به یاد تو در آنجا شگفتزده و هیجانزده میشوم و به فکر تو میافتم.
هوش مصنوعی: روز و شب برای دوستان تو ناله و زاری میکنم، و به امید تو از پی سپاه تو حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: سیدا در حال قدم زدن در چمنزار است و میگوید که دوست دارد به گل تبدیل شود در سایه کلاهی که بر سر دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.