ز موج اشک آخر پای در زنجیر خواهم شد
اگر اینست دوران در جوانی پیر خواهم شد
به تهمت بند می سازی اکثر نامرادان را
به خون کوهکن دنبال جوی شیر خواهم شد
قد خود چون کمان بر هر دری تا کی کنم حلقه
گریزان بعد از این از مردمان چون شیر خواهم شد
به گردن دست بیعت دادم و افسرده برگشتم
اگر پیر و مریدی این بود بی پیر خواهم شد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساساتی عمیق و دردناک صحبت میکند. او دربارهی اشکها و زنجیرهای زندانی که به دورش است، ابراز ناامیدی میکند و میگوید که در جوانی به پیری خواهد رسید. از تهمتهایی که به دیگران میزنند صحبت میکند و بر این باور است که برای به دست آوردن آرامش، باید از مردم دوری کند. همچنین از بیعتی که با دیگران داشته صحبت میکند و به این نتیجه میرسد که اگر این حال و روز باشد، بهتر است به تنهایی زندگی کند و هیچ رهبری نداشته باشد.
هوش مصنوعی: اگر این حال و وضعیت ادامه پیدا کند، از شدت غم و اندوه، دچار قید و بند خواهم شد و به زودی در جوانی احساس پیری و فرسودگی میکنم.
هوش مصنوعی: بیشتر بدبختها به خاطر تهمت و افترا به تونلهای سخت و تیرهای میروند، اما من با کوشش و تلاش فراوان به دنبال منبعی از شادی و زندگی خوب خواهم رفت.
هوش مصنوعی: تا چه زمانی میخواهم در هر جا بهدنبال خود بگردم؟ از این پس مانند شیر از جمعیت دور خواهم شد و در دنیای خودم زندگی میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر بیعتی که با دست بر گردن خود کردم، با دلشکسته بازگشتم. اگر این وضعیت فقط به خاطر یک پیر و مرید باشد، ترجیح میدهم که بدون پیر زندگی کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.