درد و داغ غم ز جان عشقبازان برده اند
مدتی شد نعمت از خوان کریمان برده اند
روزگاری شد ز صحرا برنمی خیزد غبار
خاک مجنون را ز دامان بیابان برده اند
کوه را دل گشت سوراخ و به دریا نم نماند
گوهر از آغوش بحر و لعل از کان برده اند
دفتر اشعار خود را به که اندازم در آب
بس که امروز امتیاز از نکته فهمان برده اند
می برد باد خزان گل را ز پیش باغبان
پرده بیداری از چشم نگهبان برده اند
خار ظالم بی ابا از پیش آتش بگذرد
تندی و گردنکشی از شعله خوبان برده اند
حلقه شد پشت کمان و تیر شد پر ریخته
قوت از پیران و کوشش از جوانان برده اند
بعد ازین اهل طمع را منع کردن مشکل است
کاین گروه اول عصا از دست دربان برده اند
بیشتر اهل سخن ناکام رفتند از جهان
طوطیان را خشک لب از شکرستان برده اند
بر لب جان پرور خوبان نمی بینم نمک
روزگاری شد اثر از آب حیوان برده اند
عندلیبان در گلستان بانگ رحلت می زنند
غنچه ها امروز دستی در گریبان برده اند
در چمن شب تا سحر آنها که عشرت کرده اند
وقت رفتن همچو شبنم چشم گریان برده اند
بر زمین افتاده اند و خاک بر سر می کنند
دردمندانی که گوی از دست چوگان برده اند
حلقه تسبیح خود را زاهدان گم کرده اند
رشته جمعیت از زنار بندان برده اند
ای خوش آن قومی که در بر روی حاکم بسته اند
از سر بازار نعمت های الوان برده اند
رهروان را پای در گل مانده است از آبله
دستگیری کردن از خار مغیلان برده اند
در چمن قمری همی گوید به آواز بلند
راستی از طینت سرو خرامان برده اند
تا خلایق در پی نفس و هوا افتاده اند
اختیار از دست فرزندان شیطان برده اند
با لب نانی که مسکینان قناعت کرده اند
روزیی خود را درست از خوان دوران برده اند
طرفه صاحبدولتان آورده دوران روی کار
سفره وا ناکرده کفش از پای مهمان برده اند
سیدا آنها که خرمن ها به غارت داده اند
در قفای خویش آه خوشه چینان برده اند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و غم اجتماعی میپردازد و ناپایداری وضع موجود را توصیف میکند. شاعر از فقدان نعمتها و زیباییها در زندگی صحبت میکند و به نوعی از غم و خسارتهایی که بر سر آدمیان میآید، سخن میگوید. او با استفاده از تصاویری همچون غبار از صحرا، گلی که در فصل خزان میافتد و زندگی در ناامیدی، احساس یأس و اندوه را به خواننده منتقل میکند. همچنین، شاعر بر روی ناتوانی انسانها در مقابله با مشکلات تأکید میکند و به ناکامیهای اهل سخن اشاره میکند، به طوری که در نهایت همه چیز را در فقدان و از دست رفتن میبیند.
هوش مصنوعی: درد و اندوه ناشی از عشق، جان عاشقان را گرفته و مدتی است که نعمت از سفره بخشندگان رحمت گرفته شده است.
هوش مصنوعی: زمانی بود که غبار و گرد و خاک از بیابان به سمت مجنون نمیآمد، اما حالا دیگر این غبار از دامن بیابان برده شده است.
هوش مصنوعی: کوه به خاطر جاذبهی دلانگیز خود سوراخ شده و دیگر دریا نیز نمیتواند نگهدارندهی جواهرات خود باشد؛ در حقیقت، دریا و معادن دیگر هم از ارزش خود کاستهاند.
هوش مصنوعی: من دفتر اشعارم را به دست کی بسپارم، چون این روزها دیگر درک و فهم از نکات لطیف شعرها کم شده است.
هوش مصنوعی: باد خزان، گلها را از مقابل باغبان میبرد و پرده خواب را از چشمان نگهبان کنار زدهاند.
هوش مصنوعی: خار بیرحم بدون هیچ ترسی از آتش عبور میکند، در حالی که سرکشی و گردنکشی از شعله نیکان به ارث برده شده است.
هوش مصنوعی: حلقهی کمان شکل گرفته و تیر به سمت پرتاب آماده شده است. توانایی و قدرت از پیران کاسته و تلاش و کوشش از جوانان گرفته شده است.
هوش مصنوعی: پس از این، جلوگیری از طمع ورزی دیگران کار سادهای نخواهد بود، زیرا این گروه از قبل اجازه و دسترسی به وسایل و امکانات را پیدا کردهاند.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد با استعداد و هنرمند در زندگی به نتیجه نرسیدند و حالا مانند پرندگان، که به زور از سرزمین شیرین و خوشمزه دور شدهاند، از نعمتها و لذتهای زندگی محروم ماندهاند.
هوش مصنوعی: در دنیای امروز، جاذبه و محبت دلنشین افرادی که باعث شادابی و زندگی میشوند، دیگر وجود ندارد. زمانه، آثار زندگی را از ما گرفته و همه چیز تغییر کرده است.
هوش مصنوعی: پرندگان در باغستان نغمهی وداع سر میدهند و امروز غنچهها بهروایت بیصدا در حال باز شدن هستند.
هوش مصنوعی: در باغ، شب تا سپیدهدم، کسانی که خوش میگذرانند، هنگام رفتن مانند شبنم، با چشمانی پر از اشک وداع میکنند.
هوش مصنوعی: دردمندان و مصیبتدیدگانی که در شرایط سخت و ناگواری قرار دارند، به زمین افتاده و دچار درماندگی و پریشانیاند، گویی که از مسیری که در آن بودند، به کلی بازمانده و با مشکلات خود دست و پنجه نرم میکنند.
هوش مصنوعی: زاهدان حلقه تسبیح خود را گم کردهاند و رشته جمعیت به دست کسانی افتاده که در پی دنیای مادی هستند.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن مردمی که در برابر حاکم خود ایستادهاند و از بازار، نعمتهای گوناگون را به خانه میبرند.
هوش مصنوعی: مسافران درگیر ناملایمات و مشکلات هستند و از مشکلات دیگران نیز نمیتوانند کمک کنند. در واقع، آنها خودشان در حال دست و پنجه نرم کردن با سختیها هستند و به همین دلیل از کمک به دیگران ناتواناند.
هوش مصنوعی: در چمن، پرندهای به طور بلند آواز میخواند و از کیفیت و اصالت زیبایی سرو خرامان صحبت میکند.
هوش مصنوعی: مردم به دنبال خواستههای نفسانی و هواهای نفسانی خود رفتهاند و در نتیجه، اراده و اختیارشان از دست فرزندان شیطان خارج شده است.
هوش مصنوعی: با نانی که افراد فقیر با قناعت به دست آوردهاند، روزی خود را از سفره روزگار تأمین کردهاند.
هوش مصنوعی: شگفتا که در این زمانه، صاحب قدرتی به سرکار آمده که سفرهاش را پهن کرده و هنوز به مهمانان خود احترام نمیگذارد و حتی کفشهایشان را از پایشان در نمیآورد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که توانستند محصول و دارایی دیگران را به سرقت ببرند، در حقیقت آنچه را که دزدیدهاند، بر گردن خود آنها افتاده و به زودی پشیمان خواهند شد. در واقع، آنها با اقدام خود، به آزار خود پرداختند و نتیجه کارشان به خودشان بازخواهد گشت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.