به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
صدای دورباش از بلبلان در گوش می آید
ز می پر کرده چشم او ز مستی سرمه دان ها را
که در میخانه هر کس می رود خاموش می آید
ز دست بی ثباتی لاله در دل داغ ها دارد
برای رفتن خود زاد ره بر دوش می آید
کجا ای شمع امشب کرده بودی گرم صحبت را
تصور می کنم مغز سرم در جوش می آید
فلک عمریست جام الوداع آورده در گردش
ز هر جانب به گوشم بانگ نوشانوش می آید
به زور ای سیدا آن شوخ را در خانه آوردم
به صد محنت کمان را تیر در آغوش می آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شگفتیهای گل و معشوقهاش میپردازد. او از صدای بلبلان و مستی ناشی از دیدن معشوقه صحبت میکند و احساسات خود را در مورد عشق و جدایی بیان میکند. شمعی که در شب گرم صحبت بوده و حس تنهایی و غم را به تصویر میکشد، همچنین اشاره به گذر زمان و تأثیر آن دارد. شاعر در نهایت با اشاراتی به تلاش برای به دست آوردن عشق و دشواریهایش، نشان میدهد که عشق همیشه با چالشها و غمها همراه است.
هوش مصنوعی: در باغ، گل زیبایی که لباس قرمز به تن دارد، به آرامی نزدیک میشود و صدای دور بلبلها در گوشم شنیده میشود.
هوش مصنوعی: چشمان او از نوشیدن شراب پر شده، به شکلی که سرمهدانها را به خود جلب کردهاند. در میخانه، هر کسی که وارد میشود، به آرامی و بدون سر و صدا میآید.
هوش مصنوعی: عشق مانند لاله است که به خاطر داغهایی که در دل دارد، بیثبات و در حال نوسان است. برای رفتن و راهیابی به مقصد خود، بار سنگین احساسات را بر دوش میکشد.
هوش مصنوعی: کجا هستی ای شمع؟ امشب چقدر خوب صحبت میکردی. من الان در فکر تو هستم و دلم پر از هیجان و احساسات درهم است.
هوش مصنوعی: زمان زیادی است که دنیا به من پیغام وداع میدهد و از هر سو صدای نوشیدن شراب به گوشم میرسد.
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت بسیار، آن دلبر را به خانه آوردم و همچون تیری که در کمان قرار میگیرد، به سختی به هم پیوستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.