از نظر تا ابروی او رفت دینم رفته است
سجده محراب از یاد جبینم رفته است
پنجه ام شد سوده تا دامانش آوردم به چنگ
در سراغ دستم اکنون آستینم رفته است
بس که عالم گشته مالامال از ظلم و ستم
مرحمت از خاطر آن نازنینم رفته است
تیشه برق حوادث را نمی بینم اثر
تند خوئی ها ز آه آتشینم رفته است
بس که نبود دانه یی در خرمن اهل کرم
ناخن کوشش ز دست خوشه چینم رفته است
گوشه گیران را طمع از بس که دارد بی قرار
استقامت از دل خلوت نشینم رفته است
نکته فهمان تا زبان و گوش خود بر بسته اند
خاصیت از خامه سحرآفرینم رفته است
تا به فکر نامه اعمال خود افتاده ام
خورد و خواب از خاطر اندوهگینم رفته است
هیچ کس را بس که از روز قیامت یاد نیست
می توانم گفت سستی در یقینم رفته است
یک سر موئیست در نازک خیالان امتیاز
قوت از اندیشه باریک بینم رفته است
سیدا در دل مرا امروز نقش قلب نیست
روزگاری شد که این نام از نگینم رفته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درددل میکند و از درد و رنجی که از جدایی محبوب و سختیهای زندگی متحمل شده، صحبت میکند. او ذکر میکند که عشق محبوبش دین و ایمانش را از او گرفته و تمام آرامش و آسایش را از دست داده است. به دلیل ظلم و ستمهای موجود در دنیا، محبت و یاد آن نازنین نیز از دلش رفته و به تنهایی و بیکسی دچار شده است. شاعر به احساساتی چون ناامیدی، اندوه، و فقدان اشاره میکند و نشان میدهد که حتی تدبیر و دانش او نیز تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته و از او دور شدهاند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که زندگیاش تحت تأثیر یاد قیامت و اعمالش قرار گرفته و از تنها چیزی که برایش باقیمانده، فقط یاد محبوب است که آن نیز کم رنگ شده است.
هوش مصنوعی: هر زمان که به ابروی او نگاه میکنم، دین و ایمانم را از دست میدهم و حتی سجدهام در محراب را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: دست من به قدری به دامان او نزدیک شده که تمام تلاش خود را کردم، اما حالا متوجه شدهام که آستینم از دستم رفته است و دیگر نمیتوانم به او دسترسی داشته باشم.
هوش مصنوعی: دنیا پر شده از ظلم و ستم، به همین خاطر محبت و خوبی از یادم رفته است.
هوش مصنوعی: تأثیر و نشانههای سختیها و مشکلات زندگی را نمیبینم و اثر رفتارهای تند و خشمگین من هم به خاطر آهی که از دل آتشینم برآمده، از بین رفته است.
هوش مصنوعی: به خاطر کمبود دانه در زمین کسانی که بخشندهاند، تلاش و کوشش من به پایان رسیده و دیگر نمیتوانم خوشهچینی کنم.
هوش مصنوعی: کسانی که در تنهایی و گوشهگیری به سر میبرند، به خاطر آرزوها و خواستههای بسیارشان آرامش خود را از دست میدهند و استقامت و بردباریشان فرو میریزد.
هوش مصنوعی: با بسته شدن زبان و گوش، ما نمیتوانیم به درستی متوجه شویم و درک کنیم. در این شرایط، دیگر قدرت بیان و تاثیرگذاری کلامم از بین رفته است.
هوش مصنوعی: از زمانی که به فکر اعمال و کارهای خود افتادهام، خوردن و خوابیدن از یادم رفته و به خاطر نگرانیهایم دیگر نمیتوانم آرامش داشته باشم.
هوش مصنوعی: هیچکس بهخاطر روز قیامت فکر نمیکند، اما من میتوانم بگویم که ایمانم ضعیف شده است.
هوش مصنوعی: در دنیای خیالهای لطیف، تفاوتی که میتوان بین قدرت و فکر باریک اندیش مشاهده کرد، به اندازه یک سر مو است.
هوش مصنوعی: امروز در دل من جایگاه خاصی ندارد، زمانی بود که این نام بر روی انگشتم میدرخشید و حالا دیگر از آن خبری نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.