تا در آغوش گلستان من آن سرو قد است
نرگس خلد برین باغ مرا چشم بد است
هیچ کس از دل من کلفت ایام نبرد
روزگاریست که آئینه من در نمد است
از چمن کام توان یافت در ایام بهار
سبزه خط گل روی تو ما را سند است
وعده دادن به گدا سیلی روی طمع است
دست بر سینه ارباب کرم دست رداست
پیش نادان سخن پست بلند اقبالست
طفل را غنچه کاغذ گل روی سبد است
مردن او لاست یحی که شود پرده نشین
شمع را روزن فانوس شکاف لحد است
گنبد چرخ که بر رفعت خود می نازد
به مقیمان سر کوی تو پای رسد است
هر که همدوش تو شد مرگ رود از یادش
قدر رعنای تو همسایه عمر ابد است
سیدا از سفر کعبه دل پای مکش
در بیابان طلب هر سر خاری بلد است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیباییها و لطافتهای عشق و زندگی اشاره دارد. شاعر با توصیفاتی از گل، نرگس و سرو قد، عشق را به طبیعت و زیباییهای آن تشبیه میکند. او به مشکلات و آلام دل نیز اشاره میکند، و اندیشههای عمیق را در مورد زمان و زندگی بیان میدارد. شاعر میگوید که حقیقیترین خوشیها به قولها و وعدههای توخالی نیستند و در کنار افرادی که عشق و کرم دارند، زندگی به معنای واقعیاش را پیدا میکند. همچنین مرگ را به عنوان پدیدهای فراموشیآور میداند، در حالی که زیبایی و عشق جاودان میمانند. نهایتاً، شاعر به سفر روحی و جستوجوی معنای زندگی در میان بیابانهای وجود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که آن درخت بلند و زیبای سرو در باغ من است، وجود نرگس و گلهای خوشبو برای من خوشایند نیست؛ زیرا چشم بدی به این باغ میخورد.
هوش مصنوعی: هیچکس از احساسات عمیق و درونی من خبر ندارد. روزگار سختی را میگذرانم و به گونهای است که تصویر واقعی من در چهرهام پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در فصل بهار میتوان از چمن سبب خوشی و شادابی را یافت، اما زیبایی و گل روی تو برای ما به مثابه مدرکی است که نشانهای از عشق و محبت ماست.
هوش مصنوعی: وعده دادن به کسی که در فقر و نیاز است، مانند این است که او را با امیدواری دروغین فریب دهیم. در واقع، امید به کمک یا لطف از جانب کسی، باید همراستا با عمل و حقیقت باشد.
هوش مصنوعی: در حضور افراد نادان، حرفهای بیارزش و بیمحتوا به نظر میآید، اما برای یک کودک، زیبایی و ارزش هرچیزی مانند شکوفهای در کاغذ گل را مینمایاند.
هوش مصنوعی: زمانی که او میمیرد، مانند این است که شمع در جایی تاریک، پردهنشینی را آغاز میکند، و در اینجا روزنهای است که نور به درون تابیده میشود.
هوش مصنوعی: گنبد آسمان که به بلندی و زیباییاش میبالد، در برابر ساکنان کوی تو تسلیم میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که همراه و همپای تو باشد، مرگ را فراموش میکند. زیبایی تو همچون همسایهای است که عمر جاودان دارد.
هوش مصنوعی: ای سید، وقتی از سفر به شهر کعبه بازمیگردی، دل خود را در بیابان عشق سرگردان نکن، زیرا هر خار و چوبی در این بیابان سرنخی برای هدایت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ملکا تنت ز جان آمده جانت از خرد است
اورمزدی تو و فرخنده سپندارمذست
شادمان بنشین و ز دست دلفروز بتان
باده بستان که جهان با دل خصمانت بداست
وعده عمر تو از یزدان صدبار ده است
[...]
تاج زر گر بودش فتنه ی از بهر خود است
فتنه این است که در زیر کلاه نمد است
معنی تجربه بشناس و ره تجربه گیر
تا بدانی که تو را ظلم عدالت مدد است
در میانی خزف و گوهرم اندیشه به جاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.