دل در چمن مبندید آتشزده سرائیست
کام از جهان مجوئید صحرای کربلائیست
ای باغبان در این باغ دانسته نه قدم را
هرگل سر شهیدیست هر برگ بینوائیست
در کوی عشقبازی مردانه پا گذارید
هر منزلی طلسمیست هر گام اژدهائیست
عاشق وصال وحدت زاهد سماع کثرت
در هر دلی خیالی در سری هوائیست
چون شمع آب و آتش کردند سازواری
ما را به نفس سرکش هر روز ماجرائیست
از بس که بهر روزی گردیده ام جهان را
دستار بر سر من چون سنگ آسیائیست
نسبت دهند خوبان با سرو قد خود را
باشد سری بتان را هر جا برهنه پائیست
از بس که باغبانان کردند پنبه در گوش
هر جغد در گلستان مرغ سخن سرائیست
چون زلف خویش آن شوخ پیچیده سر ز پندم
هر حرف من به گوشش گویا هزار پائیست
آغاز عشق دل را ای سیدا میازار
باو مکن مدارا یار نوآشنائیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تشبیهات و تصاویری از عشق و درد میپردازد و به بیان احساسات پیچیدهای اشاره دارد. در این متن، شاعر به چمنزاری میپردازد که در آن دلها آتشزده و پر از غم هستند. او میگوید که دنیای ظاهری و خوشیها، در واقع فضایی مانند کربلا است که مملو از رنج و بلاست. هر گل و برگی در این باغ، نمادی از شهیدان و ستمدیدگان است.
شاعر تاکید میکند که در مسیر عشق، هر قدمی که برمیداریم، با خطر و دگرگونیهای بسیاری مواجه هستیم. عشق و وحدت با کثرت و تفرقه در تضاد است و هر فردی که عاشق است، دچار چالشهای درونی خاص خود است. او میگوید که نفس سرکش او هر روز داستان جدیدی برایش رقم میزند و او از درد و رنجهای خود غافل نیست.
در نهایت، او از عشق به سیدا (معشوق) میخواهد که دلش را نرنجاند و با او با مدارا رفتار کند، زیرا عشق تازهای در حال شکلگیری است. کل شعر به عمق احساسات انسانی و مصائب عشق اشاره دارد و حاکی از نگرانی عمیق شاعر برای عشق و ارتباط انسانی است.
هوش مصنوعی: دل را در چمن گم نکنید، زیرا اینجا مکانی سوزان است. از دنیا چیزی نخواهید، چرا که این زمین شبیه دشت کربلاست.
هوش مصنوعی: ای باغبان، در این باغ قدم نگذار، زیرا هر گل نشانهای از شهیدانی است و هر برگ نمایانگر بینوایی.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و عاشقی باید با جرأت و استواری قدم بردارید. هر جا که میروید، موانع و چالشهایی وجود دارد و هر گامی که برمیدارید، ممکن است مشکلاتی مانند اژدها پیش رویتان باشد.
هوش مصنوعی: عاشقانی که به وصال و اتحاد رسیدهاند، در حالی که زاهدان به تنوع و کثرت مشغولند، در هر قلبی آرزویی وجود دارد که در دلشان حس و حالی از عشق و ارتباط با معشوق است.
هوش مصنوعی: با وجود مشکلات و چالشهایی که داریم، احساسات و دردهای ما هر روز داستان جدیدی را روایت میکنند. ما مانند شمعی هستیم که در آتش و آب قرار دارد و به همین خاطر باید در مقابل نفس سرکش خود مقاومت کنیم.
هوش مصنوعی: به خاطر تلاشهای بیپایانم برای به دست آوردن روزی، احساس میکنم که زندگیام به شدت سنگین و دشوار شده است، طوری که مانند سرم یک بار بزرگ بر دوش من قرار دارد.
هوش مصنوعی: خوبان، که به زیبایی و قامت خود میبالند، گاهی سرّی با دیگران دارند. اما هر وقت که این زیبایی و جذابیت نمایان شود، پاهای برهنه و عریانِ بتها در آنجا خودنمایی میکند.
هوش مصنوعی: به دلیل افراط در سکوت و محدود کردن صداها، دیگر جغدها که در باغ هستند، نمیتوانند آواز خوشی سر دهند.
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت زلف آن محبوب، هر حرف من برای او مانند هزار نشانه و پیام است و به راحتی درک میشود.
هوش مصنوعی: ای محبوب، دل را به زحمت نینداز و با او مدارا کن، چون او هنوز با عشق آشنا نیست و تازه شروع کرده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست
آئینه ایست روشن جام جهان نمائیست
خلوتسرای دیده از نور اوست روشن
بر چشم ما قدم نه بنشین که خوش سرائیست
در گوشهٔ خرابات رندی اگر ببینی
[...]
ما را به کوی وحدت تا با تو آشنائیست
از خاک آستانت در دیده روشنائیست
هم بی تو مستمندیم هم با تو دردمندیم
این عقد مشکل آمد وقت گره گشائیست
با محنت فراقت در انتظار وصلیم
[...]
در ربط خلق یکسر ناموسکبریاییست
چونسبحه هر اینجا در عالم جداییست
منعم به چتر و افسر اقبال میفروشد
غافلکه بر سر ما بیسایگی هماییست
وارستگی ایاغیم، بیوهم باغ و راغیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.