در برم دل عندلیب بوستان گم کرده است
جان در اعضایم چو مرغ آشیان گم کرده است
لاله صحرا دهد از خیمه لیلی نشان
گردبادش خاکسار خان و مان گرم کرده است
سایه اقبال می جوید سریی مغز را
دولت دنیا همای استخوان گم کرده است
طفل دورافتاده از مادر شود پر ریخته
تیر تاب آورده آغوش کمان گم کرده است
لعل چون از کان برآید قدر خود را بشکند
بی صدف گوهر چو دندان دهان گم کرده است
چشم گردون می شود شبها سفید از انتظار
چرخ بی خورشید چون پیر و جوان گم کرده است
نیست در عالم قراری سیدا خورشید را
این غریب بی سر و پا کاروان گم کرده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر احساساتی عمیق و عاطفی را بیان میکند. او از دلتنگی و فقدان صحبت میکند و با تشبیهات مختلف، احساساتش را توصیف میکند. دل عندلیب در بوستان گم شده و زندگیاش سردرگم است. او به تصویرسازیهایی از طبیعت و وجود اشاره میکند، مانند لاله که نشانی از لیلی میدهد و خاکستر گردباد که خان و مان را گرم کرده است. او همچنین به جستجوی اقبال و خوشبختی اشاره میکند که دور از دسترس است و مانند یک طفل دورافتاده، احساساتش پریشان است. شاعر همچنین به کمبود و فقدان اشاره میکند، مانند لعل که بدون صدف ارزشش را گم کرده و چرخی که بیخورشید است. در نهایت، او به عدم ثبات و ناپایداری در زندگی و نبود نور و خوشبختی اشاره میکند و ابراز میکند که این غریب، کاروان خوشبختی را گم کرده است.
هوش مصنوعی: در آغوشم پرندهای مانند بلبل که در باغ گم شده، دلش را پیدا نکرده است و جانم هم مانند پرندهای است که آشیان خود را گم کرده.
هوش مصنوعی: در دشت، لالهای میروید که علامتی از خیمه لیلی را به نمایش میگذارد و گردباد، خاک این خانه را گرم کرده است.
هوش مصنوعی: فردی که در جستجوی موفقیت و شانس است، به دنبال فکری عمیق و پربار میباشد، اما در عین حال دنیا به گونهای رفتار میکند که هیچ چیز مشخص و ثابتی ندارد و مثل استخوانی گم شده و بیجایی میماند.
هوش مصنوعی: کودکی که از مادرش دور افتاده، مانند پر پرندهای است که تیر برایش در راه است و آغوشش خالی و بیکس مانده است.
هوش مصنوعی: وقتی که سنگ قیمتی از معدن بیرون بیاید، ارزش واقعیاش را کمتر میکند. از طرفی، مانند جواهری که بدون صدف باشد، به مانند دندانی است که در دهان گم شده و به هیچ وجه به چشم نمیآید.
هوش مصنوعی: چشم آسمان در شبها از انتظار روز بینور، مانند فردی که در انتظار روشنایی است، سفید میشود. پیر و جوان هر دو در این تاریکی، خود را گم کردهاند.
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ ثباتی وجود ندارد، سیدا، این خورشید که به تنهایی و بدون همراه است، در حال گمکردن راهش میباشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.