بدان که مرتبه رضا از ثمرات محبت و نتیجه آن صفت است، زیرا محبت با کسی، لازم دارد رضای به افعال محبوب را، و لذت یافتن از آن را و سرور و لذت از افعال محبوب به یکی از دو وجه می شود:
وجه اول آنکه محبت و دوستی او به مرتبه ای رسد که محب در دوستی مستغرق گردد و چنان مستغرق مشاهده جمال محبوب شود که اگر بلایی از او وارد شود مطلقا ألم آن را درک نکند و چنانچه زخمی به او رسد اصلا سوزش آن را نیابد و این چندان استبعادی ندارد، که مکرر مشاهده شده که آدمی در حال شدت غضب یا ترس، جراحتی به او می رسد و آن را احساس نمی کند و کسی که در میدان محاربه سرگرم جنگ شد بسا باشد زخمی خورد و ملتفت آن نگردد بلکه بسا باشد که از برای شغل مهمی می دود که خارها به پای او خلد و الم آن را نیابد.
پس عاشقی که جمیع هم او غرق مشاهده جمال معشوق، یا همه حواس او محو خیال محبت او باشد می شود که بر او اموری وارد شود که اگر مرتبه عشق نمی بود از آن متألم و متأثر می شد و لیکن به جهت استیلای محبت بر قلب او مطلقا ادراک الم و غم آن را نمی کند اگر چه آن امور از غیر دوست بر او وارد شود، چه جای آنکه از دوست به او رسد، که در این وقت از آن، سرور و لذت و عیش و بهجت یابد و چونکه شبهه ای نیست که محبت خداوند بالاترین محبتها، و مشغولی دل به آن اعظم مشغولی هاست، پس کسی که از آن بهره یافت بسا باشد که چنان از باده محبت بیهوش، و از یاد دوست واله و مدهوش گردد که از آنچه بر او وارد شود ألمی احسان نکند و گوید:
در بلا هم می چشم لذات او
مات اویم مات اویم مات او
وجه دوم آنکه استغراق او در محبت به مرتبه ای برسد که احساس ألم نکند و اکثر بلاها را بفهمد و سوزش زخمها را ادراک کند و لیکن به آن راضی و راغب، و به دل و جان آن را شایق و طالب باشد مثل کسی که هر دو چشم او کور شده باشد و طبیب حاذق، در معالجه آن، امر به حجامت کند، زیرا در وقت حجامت، آن شخص ادراک ألم را می کند لیکن به آن مشتاق است.
پس دوست خد از جانب خدا چون بلایی به او رسد و بداند که آنچه در عوض آن از خدا به او خواهد رسید قیاس به آن ألم نمی توان کرد به آن خشنود و راضی گردد و بسا باشد که غلبه دوستی به حدی رسد که بها و عوض بلا در نظر آن محو شود و ابتهاج و سرور او به مراد و مطلوب محبوب باشد پس چون بلاها و مصیبت را کرده دوست خود، می داند و مطلب و مراد او را می شناسد به آنها شاد و خشنود و از آنها مبتهج و مسرور می گردد و می گوید:
عاشقم بر رنج خویش و درد خویش
بهر خشنودی شاه فرد خویش
و همه این امور در محبت مخلوق مشاهد و محسوس است، چه جای محبت خالق، و عشق جمال ازلی و حسن ابدی، که نهایتی از برای آن متصور نه و قلوب دوستان او چون در عرصه جمال و جلال او بایستند از ملاحظه جلال او بی خود و حیران، و از مشاهده جمال او واله و سرگردان می گردند و حکایت دوستان و قصه های محبان بر این مطلب شاهدی است عدل، و گواهی است صدق و عالم محبت را عجایبی است که به وصف در نمی آید و شگفتیهای در شهرستان عشق است که عقل باور ندارد و تا کسی بر آن نرسد طعم آن را نمی یابد.
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
و اگر کسی را عنایت ازلی شامل، و در شهرستان محبت داخل گردد، در آن عجایبی مشاهده نماید که خرد خرده بین، حیران، و عقل دوراندیش، سرگردان ماند.
آنچه ناگفتنی است آن شنوی
آنچه نادیدنی است آن بینی
از مضیق جهات درگذری
وسعت ملک لا مکان بینی
آنچه داری اگر به عشق دهی
کافرم گر جوی زیان بینی
و در روایات رسیده که «اهل مصر چهار ماه غذایی نداشتند بجز ملاحظه جمال یوسف صدیق، چون گرسنه شدندی بر روی او نگریستندی و اشتغال به جمال او ایشان را از احساس گرسنگی مشغول می کرد» بلکه در قرآن کریم از این بالاتر رسیده که «زنان مصر، محو جمال یوسف گشتند که دستهای خود را بریدند و الم آن را نیافتند».
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: مرتبه رضایت در محبت به عنوان ثمره و نتیجه عشق تعریف شده است. وقتی محبت به حدی عمیق میرسد که عاشق به طور کامل در جمال محبوب غرق میشود، درد و رنجها را فراموش میکند و حتی ممکن است در حوادثی آسیبزا، متوجه آسیب نشود. مانند افرادی که در لحظات خطر یا خشم آسیب میبینند و آن را احساس نمیکنند.
در مرحله دیگری، فرد ممکن است احساس درد کند اما با آگاهی از اینکه این درد به خاطر محبوبش است، به آن رضایت و اشتیاق نشان دهد. به عنوان مثال، اگر کسی برای درمانی درد بکشید، اما از آن رضایت داشته باشد.
این محبت به خداوند بالاترین و عمیقترین نوع محبت است و چون دوست واقعاً به محبوبش مشتاق باشد، از مشکلات و بلایا خشنود میشود و به آنها به چشم فرصتی برای نزدیکی به محبوبش مینگرد. افراد عاشق از نشانههای محبت خداوند به قدری سرمست میشوند که تمامی آلام را نادیده میگیرند.
محبت واقعی به خداوند فراتر از درک انسان است و کسانی که به این عشق نزدیک میشوند، تجربیات عجیب و غریبی را احساس میکنند که عقل بشر قادر به درک آن نیست. در داستان یوسف، مردم بخاطر جمال او از گرسنگی و درد خود غافل میشوند.
هوش مصنوعی: بدان که مرحله رضا یکی از نتایج محبت است و به عنوان یک صفت شناخته میشود. زیرا وقتی کسی را دوست داشته باشی، طبیعی است که از اعمال او راضی باشی و از آنها لذت ببری. احساس شادی و لذت از کارهای محبوب به دو شکل میتواند بروز کند:
هوش مصنوعی: یک جنبه این است که عشق و دوستی به حدی عمیق شود که فرد عاشق به طور کامل در محبت غرق شود و آنچنان در زیبایی محبوب غوطهور گردد که اگر آسیبی به او برسد، هرگز آن را احساس نکند. به همین ترتیب، اگر زخمی به او وارد شود، اصلاً سوزش آن را درک نخواهد کرد. این موضوع چندان عجیب نیست؛ زیرا بارها دیده شده که افرادی در حال خشم یا ترس، در حین برخورد با جراحت، متوجه آسیب نمیشوند. همچنین، در میدان جنگ، ممکن است کسی زخمی شود و متوجه آن نشود، یا در حین انجام یک کار مهم، به قدری درگیر باشد که حتی احساس خارهایی که به پایش میرود را نکند.
هوش مصنوعی: عاشقی که تمام وجودش در تماشای زیبایی معشوق غرق شده و همه احساساتش در خیال عشق او مشغول است، ممکن است مسائلی برایش پیش بیاید که اگر عاشق نبود، قطعاً از آن ناراحت و متاثر میشد. اما به دلیل تسلط عشق بر قلبش، کاملاً از درد و غم آن امور غافل میشود، حتی اگر این مسائل از سوی دیگران به او برسد. حالا اگر این مسائل از جانب معشوق خود باشد، او نه تنها ناراحت نمیشود بلکه از آن تجربه خوشحالی، لذت، شادی و سرور میبرد. از آنجایی که بیشک محبت به خداوند بالاترین نوع محبت است و توجه دل به آن بزرگترین مشغولیتهاست، ممکن است کسی که به این محبت دست یافته به حدی از شراب عشق مست شده و از یاد دوست بیخود و شگفتزده شود که حتی به آنچه برایش پیش میآید، احساس درد نکند.
هوش مصنوعی: در سختیها و مشکلات هم از زیباییهای او لذت میبرم، چنان غرق در عشق او هستم که دیگر از خود بیخود شدهام.
هوش مصنوعی: جنبه دوم این است که عشق او به مرحلهای برسد که دیگر احساس درد نکند و بیشتر مشکلات را درک کند و سوزش زخمها را حس کند، اما در عین حال به آن راضی باشد و به دل و جان آن را بخواهد و طالب آن باشد، مانند کسی که هر دو چشمش نابینا شده است و پزشک ماهری در معالجهاش دستور حجامت میدهد. زیرا در زمان حجامت، آن شخص درد را حس میکند اما به انجام آن مشتاق است.
هوش مصنوعی: اگر دوستی واقعی وجود داشته باشد، هنگامی که ناراحتی یا مصیبتی به او برسد، باید بداند که پاداشی که از جانب خدا در عوض این مشکل به او داده میشود قابل مقایسه با آن درد نیست. بنابراین، او باید به این موضوع راضی و خشنود باشد. گاهی ممکن است عشق و دوستی به حدی زیاد باشد که ارزش درد در نظرش از بین برود و شادی و خوشحالی او به خاطر رضایت محبوبش باشد. وقتی فرد مصیبتها و مشکلات را از طرف دوست خود میبیند، با آگاهی از خواستهها و غرض او، به آن مشکلات شاد و خرسند میشود و از آنها خوشحال میگردد.
هوش مصنوعی: من عاشق درد و رنج خودم هستم، زیرا اینها را برای خوشنودی عزیزم تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: تمامی این مسائل در محبت مخلوقات قابل مشاهده و احساس است، پس چه رسد به محبت خالق و عشق به زیبایی ازلی و نیکی ابدی که هیچ پایانی برای آن تصور نمیشود. زمانی که قلوب دوستان او در مقابل زیبایی و عظمت او قرار میگیرند، مجذوب جلال او شده و از مشاهده جمالش حیرتزده و سرگشته میشوند. داستانها و حکایتهای دوستان او شاهدی بر این مطلب هستند و بیانگر حقیقتی از عدالت و صداقت هستند. دنیای عشق مملو از شگفتیهایی است که نمیتوان آنها را توصیف کرد و در این دنیای عشق، اسراری وجود دارد که عقل نمیتواند آنها را درک کند و تا زمانی که کسی به این مقام نرسد، طعم این عشق را نمیچشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که با حقیقتی آشنا نشوی، نمیتوانی از رازهایی باخبر شوی. برای درک این پیامهای عمیق، باید خود را آماده و شایسته کنی، چرا که گوش ناآشنا نمیتواند به این پیامها گوش کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی شامل توجه الهی شود و در دایره محبت وارد گردد، از عجایبی خواهد دید که حتی خردهای کوچک در تعجب میمانند و عقلهای دوراندیش گیج و سردرگم میشوند.
هوش مصنوعی: آنچه که نمیتوان گفت، تو آن را خواهید شنید و آنچه که نمیتوان دید، تو آن را خواهید دید.
هوش مصنوعی: از تنگنای فضای محدود عبور کن و گستردگی سرزمین بیمکانی را مشاهده کن.
هوش مصنوعی: اگر آنچه را که داری با عشق ببخشی، من کافر میشوم اگر بخواهی ضرر یا زیانی ببینی.
هوش مصنوعی: در روایات آمده است که مردم مصر به مدت چهار ماه هیچ غذایی نداشتند، به جز اینکه به زیبایی یوسف نبی نگاه میکردند. وقتی که گرسنه میشدند، مشاهده جمال او باعث میشد که احساس گرسنگی را فراموش کنند. همچنین در قرآن کریم اشاره شده که زنان مصر آنچنان جذب زیبایی یوسف شدند که به طور تصادفی دستهای خود را بریدند و متوجه نشدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.