چون فضیلت صفت محبت و شرافت آن را یافتی پس هان، هان، سعی کن تا این گوی از میدان بربایی و به این افسر کرامت مکرم گردی.
به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی
که سودها کنی ار این سفر توانی کرد
بدان که طریق تحصیل محبت خدا و تقویت آن دو چیز است:
اول: دوام فکر و ذکر، و مداومت بر یاد خدا، و تفکر در عجایب صنع و غرایب ملک او و در صفات کمالیه و نعوت جمالیه و جلالیه و در آنچه آماده و مهیا نموده است از نعمای غیر متناهیه در دنیا و آخرت و در آنچه عطا کرده است از وجود جمیع ضروریات و لوازم آن و مناجات با او در خلوت و مواظبت نمودن بر عبادات و طاعات به شرطی که اینها بعد از کم کردن علایق دنیویه و پاک ساختن خانه دل از مشاغل بوده باشد و سعی در پرداختن دل از محبت غیر او، زیر دل، حکم ظرفی دارد و زیاده از یک چیز در آن نمی گنجد «ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه» یعنی «خدا از برای هیچ کس در اندورن او دو دل قرار نداده است» «قل الله ثم ذرهم» یعنی «بگو خدا، و همه کس را ترک کن».
دوم: به تحصیل معرفت خدا و تقویت آن و مسلط ساختن معرفت آن بر خزانه دل، و تحصیل معرفت نیز به مواظبت بر طاعات و عبادت و تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال می شود.
«و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین» یعنی «عبادت خدا را کن تا آن سبب شود که یقین از برای تو حاصل گردد» «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبنا» یعنی «هر گاه کسی در راه ما سعی و کوشش نماید ما راه را به او می نماییم».
و طریقه دیگر از برای حصول معرفت، پی بردن از مصنوعات است به او و این طریق در غایت وضوح و نهایت ظهور است، زیرا هیچ ذره نیست از ثریا تا ثری مگر اینکه مشتمل است بر بعضی عجایب آیات و غرایب بینات که دلالت می کند بر وجود واجب الوجود و کمال قدرت و غایت حکمت و نهایت جلال و عظمت او و این دریایی است بی پایان، زیرا که عجایب ملکوت سماوات و ارضین به قدری است که احاطه عقول و افهام به آن ممکن نیست و قدری که عقول قاصره ما به آن می رسد به حدی است که اگر عمرها در بیان آن صرف شود به انجام نمی رسد و حال اینکه آن نسبتی ندارد به آنچه علم علما و فهم حکما به آن رسیده و آن را نیز نسبتی نیست به آنچه علم انبیا به آن احاطه نموده و آنچه را علم جمیع مخلوقات محیط شده مطلقا نسبتی ندارد به آنچه از علوم که مخصوص پروردگار است بلکه علم تمام عالم در جنب علم او مستحق نام علم نیست «قل لو کان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی و لو جئنا بمثله مددا» یعنی بگو اگر دریاها برای «نوشتن» کلمات پروردگار مرکب شوند، دریاها پایان می گیرند پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد هر چند همانند آن «دریاها» را به آن اضافه کنیم.
و تحصیل معرفت به این طریق از برای همه کس مقدور است و نرسیدن بعضی افهام به آن به جهت کوتاهی در تفکر و تدبر و اشتغال به شهوات دنیا و لذات نفسانیه است.
و عجب است از کسانی که دلهای ایشان از معرفت الهی کور گشته و حال آنکه او اظهر موجودات و واضح ترین آنهاست و حکم عقل به وجود موجودی که قایم به ذات که صرف وجود باشد بدیهی و ضروری است و اگر چنین موجودی نبودی هیچ صاحب وجودی یافت نشدی و چگونه وجود او اظهر موجودات نباشد و حال اینکه هر موجودی که غیر از او است هستی او دانسته نمی شود مگر به قلیلی از آثار، چنانچه حیات زید را به حرکت او و سخن گفتن او و امثال آن از آثار خود او می فهمیم، و موجودی دیگر دلالت بر وجود او نمی کند و همچنین وجود آسمان را نمی دانیم مگر از حرکت او و جسم او.
و اما وجود واجب، پس هر چیزی دلیلی است واضح بر هستی او و هیچ موجودی نیست از محسوسات و معقولات و حاضر و غایب مگر اینکه شاهدی است صدق در وجود او پس شدت ظهور و جلای او سبب خفای از بعضی دیده های ضعیفه گشته.
چنان که دیده خفاش به جهت شدت ظهور آفتاب از درک آن عاجز است و بجز در شب چیزی نمی بیند، زیرا دیده عقول ما ضعیف و جمال حضرت الهیه در نهایت نورانیت و اشراق است بلکه از شدت ظهور، همه چیز را فرو گرفته، پس به این جهت از بعضی عقول پنهان شده.
جلوه گر بی پرده روی او ولی
دید کس را طاقت دیدار نیست
علاوه بر اینکه همچنان که ظاهر است شناختن اشیا به اضداد آنهاست و چیزی که ضدی از برای آن نیست، ادراک آن متعسر است پس اگر اشیای موجوده در دلالت بر وجود واجب مختلف بودی و بعضی بر وجود او دلالت کردی و بعضی نکردی شناختن وجود او آسان بودی همچنان که اگر آفتاب هرگز غروب نکردی و همیشه روز بودی ما چنان می دانستیم که هیئت زمین این چنین است و آفتاب را جداگانه نمی شناختیم و لیکن چون شمس غروب می کند و ظلمت عالم را فرو می گیرد دانستیم که روشنی روی زمین به چیزی دیگر است که در وقت غروب برمی خیزد و به این سبب وجود آفتاب را فهمیدیم و اگر عدم این نمی بود شناختن آن از برای همه کس مشکل بودی پس نور خورشید که اظهر اعراض کونیه است و از شدت ظهور باعث ظهور سایر محسوسات است بدون عدم آن شناخته نمی شود و همچنین واجب الوجود که اظهر همه اشیا، و سبب وضوح کل است اگر از برای او نیستی یا پنهان شدنی می بود هر آینه آسمان و زمین خراب و ویران گشتی و ملک و ملکوت یکسره از هم پاشیدی بر همه کس وجود واجبی، ظاهر و روشن بودی.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: متن به موضوع عشق به خدا و اهمیت محبت و معرفت الهی میپردازد. نخست، نویسنده تأکید میکند که برای رسیدن به محبت خدا، دو چیز اساسی وجود دارد:
1. **تفکر مداوم در نعمتهای الهی**: یاد خدا و تفکر در صفات کمال و جمال او و همچنین انجام عبادات و طاعات به دور از مشاغل دنیوی، از جمله راههای تقویت محبت به خداست.
2. **معرفت خدا**: شناخت خدا از طریق آیات و نشانههای طبیعی و دقت در مخلوقات، زیرا همه چیز در جهان گواهی بر وجود و عظمت خدا دارد. نویسنده به وضوح میگوید که اگر کسی به درستی تفکر کند، وجود خداوند را در اشیاء و مخلوقات میتواند درک کند.
نویسنده همچنین به این نکته اشاره میکند که ضعف عقل و اشتغال به امور دنیوی مانع شناخت خدا میشود. او بر این باور است که شناخت خدا برای همه افراد ممکن است و این شناخت با تفکر عمیق و دوری از شهوات به دست میآید.
در نهایت، وجود خداوند را اظهر از هر موجودی میداند و تأکید میکند که شناخت او با دقت و تأمل در موجودات surrounding به دست میآید و بدون شک، وجود او سبب ظهور همه چیز است.
هوش مصنوعی: وقتی به ارزش و زیبایی محبت پی بردی، پس هوشیار باش و تلاش کن تا این ویژگی را از دیگران بربایی و به این مقام والای شرافت نائل شوی.
هوش مصنوعی: عزم و ارادهات را برای رسیدن به عشق تقویت کن و قدم بردار، چرا که اگر توانایی این سفر را داری، باید سودهای آن را هم به دست آوری.
هوش مصنوعی: بدان که برای به دست آوردن محبت خدا و افزایش آن، دو راه وجود دارد:
هوش مصنوعی: در ابتدا، استمرار در یاد خدا و تفکر در شگفتیهای آفرینش و ویژگیهای کمال و زیباییهای او بسیار مهم است. باید به نعمتهای بیپایانی که در دنیا و آخرت فراهم کرده است، توجه کرد و به مناجات با او در خلوت پرداخت. همچنین باید بر انجام عبادات و اعمال نیک پایبند بود، به شرط آنکه این اقدامات بعد از کاهش وابستگیهای دنیوی و پاکسازی دل از مشغولیات صورت گیرد. باید تلاش کرد تا محبت غیر خدا از دل دور شود، زیرا دل مانند ظرفی است که نمیتواند همزمان بیش از یک چیز را در خود جای دهد. در نهایت، باید بر خداوند تمرکز کرد و دیگران را رها کرد.
هوش مصنوعی: دومین نکته این است که باید به شناخت خداپرداخت و آن را تقویت کرد و این شناخت را بر دل خود حاکم ساخت. برای به دست آوردن این شناخت، باید به انجام عبادتها و طاعات پرداخته و با تضرع و دعا به درگاه خداوند نزدیکی حاصل کنیم.
هوش مصنوعی: «و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین» به این معناست که خدا را عبادت کن تا به یقین و یقین قلبی دست پیدا کنی. «و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبنا» به این معناست که هر کس در راه ما تلاش کند، ما مسیر درست را به او نشان خواهیم داد.
هوش مصنوعی: راه دیگری برای دستیابی به معرفت، شناختن آثار و مصنوعات است. این راه از وضوح و روشنی خاصی برخوردار است، زیرا هیچ ذرهای وجود ندارد، از بالای ستارهها تا پایینترین نقاط، که محتوای شگفتانگیز و نشانههای عجیبی نداشته باشد که بر وجود خداوند و قدرت کامل و حکمت بینهایت او دلالت کند. این موضوع مانند دریایی بیپایان است، چرا که عجایب خلقت آسمانها و زمین به قدری زیاد است که عقل و فکر بشر نمیتواند به طور کامل به آنها دست یابد. آن مقدار اطلاعات و دانشی که ما میتوانیم به آن برسیم، در حدی است که اگر عمرها برای بیان آن صرف شود، به پایان نخواهد رسید، در حالی که این مقدار نسبت به آنچه علم دانشمندان و حکما به آن رسیده، بسیار کم است و همچنین به دانستههای انبیا نیز بسیار ناچیز است. در واقع، تمام دانش و آگاهی موجود در عالم در مقایسه با علم خداوند قابل ذکر نیست. به همین دلیل، اگر دریاها برای نوشتن کلمات پروردگار به کار گرفته شوند، آن دریاها قبل از پایان یافتن کلمات خداوند خشک خواهند شد، حتی اگر دریاهای دیگری هم به آنها افزوده شود.
هوش مصنوعی: کسب دانش و آگاهی به این روش برای همه ممکن است، اما عدم موفقیت برخی افراد در درک آن به دلیل عدم توجه کافی به تفکر و تعمق و همچنین مشغولیت به خواستهها و لذتهای دنیوی است.
هوش مصنوعی: افرادی که از شناخت خداوند محروم شدهاند، جای شگفتی دارد. در حالی که خداوند مشخصترین موجودات است و عقل به وجود موجودی که به خود وابسته باشد، حکم میکند و این حکمی بدیهی و ضروری است. اگر چنین موجودی وجود نداشت، هیچ موجود دیگری نیز وجود نمیداشت. چگونه میتوان گفت وجود او روشنترین موجودات نیست، در حالی که هر موجود دیگری جز او، تنها از طریق آثار او قابل شناسایی است. به عنوان مثال، ما زندگی زید را از طریق حرکات و گفتار او میشناسیم و هیچ موجود دیگری نمیتواند وجود او را ثابت کند. همینطور ما وجود آسمان را تنها از طریق حرکات و ویژگیهای او میفهمیم.
هوش مصنوعی: وجود خداوند واجب است و هر چیزی که در دنیا وجود دارد، نشانهای روشن بر وجود اوست. هیچ موجودی، چه محسوس و چه معقول، چه حاضر و چه غایب، وجود ندارد که گواهی بر حقیقت وجود او نداشته باشد. با این حال، شدت ظهور و روشنی وجود او باعث شده که برخی از دیدگاههای ضعیف نتوانند او را به درستی درک کنند.
هوش مصنوعی: چشمان خفاش به دلیل شدت نور خورشید نمیتوانند آن را ببینند و فقط در شب قادر به دیدن هستند. این نتیجه ضعف درک ماست، چرا که زیبایی خداوند با نوری بسیار درخشان و تابناک خود، همه چیز را فرا گرفته است. به همین دلیل، حقیقت الهی از برخی از ذهنها پنهان مانده است.
هوش مصنوعی: حضرت محبوب با تمام زیبایی و جذابیتش جلوه میکند، اما هیچکس قدرت و توانایی دیدن او را ندارد.
هوش مصنوعی: شناخت اشیاء به وسیله تضاد آنها امکانپذیر است؛ به این معنا که اگر شیی دارای ضدی نباشد، درک آن دشوار خواهد بود. اگر تمام اشیاء حاکی از وجود خداوند به شکلهای گوناگون بودند و برخی بر وجود او دلالت میکردند و برخی دیگر نه، درک وجود او برای ما آسانتر میشد. به عنوان مثال، اگر خورشید هرگز غروب نمیکرد و همواره روز بود، ما نمیتوانستیم به راحتی وجود خورشید را بفهمیم؛ اما چون خورشید غروب میکند و تاریکی را برمیگسترد، پی میبریم که روشنایی روز به خاطر وجود خورشید است و در اینجاست که وجود خورشید برای ما روشن میشود. همانطور که نور خورشید که نمایانگر همه چیز است، بدون وجود تاریکی قابل درک نیست، وجود خداوند نیز که مهمترین و نمایانترین حقیقت است، اگر از آن چیزی نداشتیم یا در سایه پنهان میماند، قطعاً جهان به هم میریخت و همه چیز نابود میشد. در چنین شرایطی، وجود خداوند برای همه به وضوح نمایان میشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.