بدان که توبه از معاصی، سرمایه سالکین و اول مقامات دین است مشرق و نور قرب پروردگار عالمیان، و کلید استقامت در راه دین و ایمان است موجب محبت حضرت باری، و سبب نجات و رستگاری است.
خدای تعالی می فرماید: «ان الله یحب التوابین» یعنی «به درستی که خدا توبه کنندگان را دوست می دارد» و از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم مروی است که «توبه کننده، دوست خدا است و توبه کننده از گناه، مانند کسی است که هیچ گناهی از برای او نباشد» و حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود که «خداوند تبارک و تعالی خوشحال تر می شود به توبه بنده خود از مردی که در شب تار در بیابان مرکب و توشه خود را گم کرده باشد و ناگاه آن را بیابد» و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که «بدرستی که خدای تعالی دوست دارد از بندگان پرگناه خود، توبه را» و فرمود که «چون بنده، توبه نصوح و خالص کند خدا دوست می دارد آن را پس می پوشاند آن گناه را از او شخصی عرض کرد که چگونه می پوشاند؟ فرمود: آن گناه را از یاد دو ملکی که می نویسند می برد و وحی می نماید به اعضا و جوارح او و به زمین که آن گناه را در آن کرده که بپوشانید بر او گناهان او را و هیچ چیز یافت نمی شود که گواهی دهد بر او به هیچ گناهی» و فرمود که «خدای تعالی سه چیز از برای توبه کنندگان قرار داده است که اگر یکی از آنها را به جمیع اهل آسمان و زمین عطا می فرمود به سبب آن نجات می یافتند:
اول آنکه فرمود: خدا توبه کنندگان را دوست دارد دوم آنکه خبر داده است که فرشتگان حاملین عرش، و فرشتگانی که در حول عرشند طلب آمرزش می کنند از برای کسانی که توبه کرده اند سوم آنکه آمرزش و رحمت خدا را از برای کسی که توبه کند قرار داده است» و حضرت امام موسی کاظم علیه السلام فرمود که «دوست ترین بندگان به سوی خدا، توبه کنندگان اند» و مخفی نماند که توبه کردن از همه گناهان واجب است به اجماع جمیع امت، و صریح آیات قرآنیه چنان که خدای تعالی فرماید: «و توبوا إلی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون» یعنی «ای مومنان همه توبه کنید و بازگشت نمایید به سوی خدا، شاید که رستگار شوید» و می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا توبوا إلی الله توبه نصوحا عسی ربکم أن یکفر عنکم سیئاتکم» یعنی «ای گروهی که ایمان آورده اید توبه کنید به سوی خدا توبه کردنی که نصوح باشد، شاید که پروردگار شما بپوشاند بدیهای شما را» و مراد از «توبه نصوح»، توبه خالص است، که از جمیع شوائب و اغراض، از حب جاه و مال و خوف از مردمان، یا عدم قدرت برگناه، خالی بوده باشد.
و أخبار بی حد و حصر نیز در وجوب توبه از هر گناهی وارد شده و عقل سلیم، و طبع مستقیم نیز دلالت بر وجوب آن می کند، زیرا شکی نیست که هر چیزی که رسیدن به سعادت ابدیه و نجات از شقاوت سرمدیه موقوف بر آن است، که تحصیل آن واجب و لازم است و شبهه ای نیست که سعادتی نیست بجز لقای پروردگار، و أنس به او پس هر که محروم از قرب وصال، و ممنوع از مشاهده جلال و جمال ایزد متعال باشد، از جمله اشقیا، و به آتش دوری و آتش جهنم معذب است و هیچ چیز باعث دوری و سبب مهجوری نمی گردد مگر معاصی و گناهان و چاره آنها نیست مگر توبه و انابه پس به حکم عقل، توبه، واجب عینی است بر هر کسی که مرتکب معصیتی شده باشد و چگونه توبه، واجب نباشد و حال آنکه اعتقاد به وجوب اجتناب از معاصی و مضرات آنها از جمله ایمان است.
همچنان که حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «زناکار در حال زنا، زنا نمیکند و حال آنکه او مومن است» و غرض آن حضرت نفی اصل ایمان نیست بلکه بعضی از فروع آن است، زیرا از برای ایمان یک در نیست، بلکه همچنان که وارد شده است: «از هفتاد در زیادتر است که بالاترین آنها شهادتین است و ادنای آن زایل کردن خار و خس از راه» پس ایمان تام و کامل در وقتی حاصل است که آدمی اصل ایمان را که شهادتین است، و فرع آن را که اعمال جوارح و صفات نفس است درست نموده باشد و شهادتین، حکم روح ایمان را دارند و سایر اعمال، حکم اعضا و جوارح آن را.
پس کسی که شهادت به وحدانیت خدا و نبوت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم او بدهد و لیکن اعمال او موافق اعمال مومنین نباشد ایمان او مانند انسانی است که دست و پای او بریده باشد و چشمهای او کور شده باشد و همه اجزای ظاهره و باطنه او خلل پذیرفته باشد و شکی نیست که حال چنین کسی به مرگ نزدیک، و به اندک صدمه ای روح از او مفارقت می نماید پس همچنین کسی که اصل ایمان را داشته باشد و لیکن دراعمال خود تقصیر و کوتاهی کند، ایمان او به زوال نزدیک، و به یک حمله شیطان در حین مرگ از دست می رود پس گناهکار و بی گناه اگر چه هر دو شریکند در اسم ایمان، و لیکن شراکت ایشان چون شرکت درخت کدو و چنار است، که هر دو را رخت گویند و لیکن فرق آنها وقتی معلوم می شود که بادهای قوی به وزیدن آید، زیرا در این وقت، درخت کدو را از ریشه برمی آورد و شاخ و برگ آن را متفرق می سازد ولی درخت چنار، محکم در جای خود ایستاده و متأثر نمی گردد.
پس در هر وقت حمله شیاطین، به خصوص در وقت مرگ، فرق میان دو ایمان معلوم خواهد شد و از اینجا معلوم می شود که تکیه و اعتماد معصیت کار بر ایمان خود و امید خلاصی از آتش جهنم در آخر کار به واسطه ایمان نیز از فریب شیطان است، چرا که ایمانی که نمی داند تا وقت رفتن باقی خواهد بود یا نه، شایسته اعتماد بر آن نیست و گناهکاری که از مخلد بودن در جهنم با وجود معصیت نمی ترسد، به اعتماد بر ایمان خود به یگانگی پروردگار و نبوت رسول مختار صلی الله علیه و آله و سلم، مثل شخص تندرستی است که غذاهای ضرردار و طعامهای زهرآلوده بخورد و از مرگ نترسد به جهت اعتماد بر صحت و تندرستی خود.
و شکی نیست که مردن صحیح اگر چه بعید ولیکن این غذاها آخر منجر به مرض، و مرض سبب مردن می شود پس همچنین ایمان اگر باقی بماند اگر چه آدمی را از مخلد بودن در جهنم نگاه دارد و لیکن معاصی، منجر به سلب ایمان و سوء خاتمه می شود و آن نیز سبب خلود در آتش می گردد و نسبت معاصی و گناهان به ایمان، مثل نسبت غذاهای مضره یا طعامهای زهرآلوده است به بدن انسان و همچنان که به تدریج، ضرر آن غذاها در اندرون جمع می شود تا اخلاط را فاسد سازد و مزاج را متغیر گرداند، و حال اینکه آن مسکین، از این غافل است تا به ناگاه فساد مزاج ظاهر شود و مرض بر بدن عارض گردد و بمیرد و همچنین آثار معاصی، اندک اندک در نفس بر روی هم می نشیند تا مزاج نفس را فاسد گرداند و اصل ایمان را زایل سازد و روح را به هلاکت اندازد.
پس هر گاه به جهت محافظت بدن کثیف، در چند روزه دنیا اجتناب از خوراک مضر، واجب و لازم باشد، پس به سبب حفظ روح شریف، و نجات از هلاکت ابدیه به طریق اولی اجتناب از معاصی و گناهان واجب خواهد بود و همچنان که کسی غذاهای زهرآلود بخورد و پشیمان شود تا ممکن است آن را به قی دفع می کند همچنین گناهان که به مثابه زهرند از برای ایمان، دفع آنها به توبه و تلافی باید نمود پس زنهار، زنهار، ای برادر:
چو پنجاه سالت برون شد ز دست
غنیمت شمر پنج روزی که هست
مخسب ای گنه کرده خفته، خیز
به قدر گنه آب چشمی بریز
دست در دامن توبه و انابه زن پیش از آنکه زهر گناه روح ایمان را تباه سازد و بعد از آنکه از تو پرهیزکاری نیاید و امر از دست طبیبان دلها به در رود که نه نصیحت در تو اثر کند و نه پند تو را سودی بخشد هر چه از مواعظ و نصایح شنوی فسون و افسانه پنداری.
و کلمه عذاب در حق تو ثابت شود و پرده غفلت، چشم و گوش دل تو را فرو گیرد و داخل این آیه گردی که «و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون» یعنی «قرار دادیم در پیش روی ایشان سدی و پرده ای و همچنین از پس و پشت ایشان، پس پوشانیدیم ایشان را و کور ساختیم پس دیگر چیزی نمی بینند» و از اهل این آیه شوی که «ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم غشاوه» یعنی «خدا پرده بر دل و گوش و چشم ایشان نهاده» و غیر اینها از آیات و لقمان به پسر خود گفت: «ای فرزند توبه را تأخیر مکن که مرگ ناگاه می رسد و هر که تأخیر اندازد توبه را یکی از دو خطر عظیم به او می رسد: اگر زنده ماند دل او را زنگ معصیت می گیرد و سیاه و تیره می شود و دیگر از آن نحو نمی گردد و اگر مرگ او را فرا گرفت دیگر مهلت تلافی نمی یابد».
پس ای که عمر خود را به عصیان پروردگار صرف نموده ای از خواب غفلت برخیز و فکری کن از برای روز رستخیز.
تاکنون کردی گنه دیگر مکن
تیره کردی آب، افزون تر مکن
و بدان که وجوب توبه، تخصیص به شخصی دون شخصی، و وقتی دون وقتی ندارد بلکه بر همه کس در همه وقت لازم است، زیرا هر بنده، خالی از معصیت و گناه نیست و اگر در بعضی اوقات از معصیت جوارح و اعضا خالی باشد ظاهر این است که خالی از صفت بدی از صفات نفسانیه، یا رغبت به گناهی در دل فارغ نباشد و اگر فرض شود که از آن نیز خالی باشد، از وساوس شیطانیه و افکار متفرقه که دل را از یاد خدا غافل کند خالی نیست و اگر از آن نیز خلاص باشد از غفلت و قصوری در معرفت حق و صفات و آثار او خالی نیست و همه اینها نقصی است که بازگشت از آنها که توبه است در هر حال لازم است پس بر هر بنده سالکی در هر نفسی توبه واجب است.
و از این جهت است که بعضی از اهل معرفت گفته اند که «هرگاه عاقل گریه نکند در بقیه عمر خود مگر بر آنچه از عمر او در غیر یاد خداوند و در سوای اطاعت او گذشته است، تا وقت مردن او را کم است چه جای آنکه بقیه عمر خود را نیز چون گذشته و در جهل و غفلت به انجام رساند» و کسی که قدر عمر خود و فایده آن را دانست و فهمید که چه چیز از آن تحصیل می تواند نمود می داند که هر قدر از آنکه در معصیت ضایع شد چه حسرت و ندامتی دارد.
بلی، اگر عاقلی جوهری گرانبها داشته باشد و به هرزه از دست او در رود بر آن می گرید و اگر تلف شدن آن باعث تلف خود آن کس شود گریه او بیشتر و اندوه آن افزون تر می باشد پس هر نفسی از عمر، جوهری است گرانمایه که عوض از برای آن نیست و چه جوهری گرانمایه تر از چیزی که آدمی را به سلطنت ابد و پادشاهی سرمد می رساند؟
مروی است که «چون بنده را هنگام وفات در رسد و ملک الموت بر او وارد شود و او را اعلام نماید که ازعمر تو ساعتی بیش نمانده، در آن وقت از برای آن بنده این قدر حزن و حسرت و تأسف حاصل می شود که اگر تمام مملکت روی زمین را از مشرق تا مغرب مالک باشد می دهد به عوض اینکه یک ساعت دیگر بر آن ساعت اضافه شود که بلکه در آن ساعت تلافی ما فات کند و راهی به آن نمی یابد».
و در روایات رسیده که «چون بنده را زمان رحلت رسد و پرده از پیش دیده او برداشته شود و یقین به مرگ خود نماید در نزد ملک الموت تضرع و زاری کند که مرا یک روز دیگر مهلت ده به روز خود بگریم و دست عذرخواهی به درگاه الهی بردارم، بلکه چاره ای در کار تباه خود کنم ملک الموت گوید: هیهات، هیهات، روزهای تو سرآمد و دیگر روزی از برای تو نمانده است گوید: یک ساعت مهلتم بده گوید: «فنیت الساعات» یعنی ساعتهای تو به انجام رسیده و دیگر ساعتی نداری و در آن هنگام، درهای قبول توبه بر او بسته می گردد و روح او به تلاطم می آید و نفس او به شماره می افتد و غصه گلوی او را می گیرد و حسرت بر عمر ضایع شده خود می خورد».
و آنچه مذکور شد از وجوب توبه از گناهان مذکور، توبه از بعضی از آنها واجب شرعی است، که اگر کسی مرتکب آن شده باشد و بی توبه از دنیا برود مستحق عذاب الهی خواهد بود و آن گناهانی است که در شریعت مقدسه بر همه کس حرام شده و نهی از آنها وارد شده و همه خلق در وجوب توبه از آنها یکسانند و اما بعضی دیگر از آن گناهان چون وساوس نفسانیه و رغبت قلبی به معاصی، و قصور درمعرفت و عظمت و جلال حضرت باری و امثال اینها، پس توبه از آنها واجب شرعی نیست که ترک آنها واجب شرعی نیست که ترک آنها موجب عذاب اخروی گردد بلکه وجوب آن به معنی دیگر است که عبارت از وجوب شرطی باشد یعنی کسی که خواهد پا بر بساط قرب حضرت معبود نهد و به مقام محمود برسد باید از آنها نیز توبه نماید.
پس کسی که به نجات از عذاب قناعت کند و طالب زیادتر از آن نباشد توبه از این قسم گناه بر او واجب نیست و وجوب آن از برای کسی است که وصول هب مراتب و درجات ارجمند را طلبد و آنچه وارد شده است از استغفار طوایف انبیا و اوصیا و توبه ایشان، از بعضی از این اقسام بوده، زیرا به واسطه نزول ایشان در این سرای جسمانی، و ابتلای ایشان به بدن «عنصری»، لابد بود از برای ایشان از تربیت بدن و اکل و شرب و وقاع و خواب و التفات به اصحاب و به آن سبب گاهی از مقام شهود و استغراق باز می ماندند و این، نسبت به مراتب ایشان، نوع گناهی بود.
همچنان که رسیده است: «حسنات الابرار، سیئات المقربین» یعنی «آنچه از برای طایفه ابرار و نیکان طاعت است، از برای مقربین، معصیت است».
آری: امثال ایشان همیشه در مقام قرب و عین شهودند و نمی بینی که کسی که پا بر بساط سلطان نهد و در حضور او باشد آنچه از برای محرومین از حضور پسندیده است از خوردن و خوابیدن، و به این سو و آن سو ملتفت شدن، از برای ایشان عین عصیان است و گناهان خیل انبیا و اوصیا از این قبیل بوده نه مانند گناهان ما.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: توبه از گناهان نخستین سرمایه سالکان و کلید استقامت در دین و ایمان است. خداوند توبهکنندگان را دوست میدارد و توبه موجب نزدیکی به پروردگار و نجات از عذاب است. در قرآن و احادیث پیغمبر (ص) بر وجوب توبه تأکید شده و توبه نصوح، توبهای خالص و آزاد از اغراض دنیوی است. توبه واجب بر هر گناهکار است و تا زمانی که انسان در این دنیا زندگی میکند، باید نسبت به توبه جدی باشد. معاصی باعث دوری از خدا و عذابهای ابدی میشود، لذا توبه ضروری است تا روح و ایمان محفوظ بمانند. زمان مناسب برای توبه، اکنون است، زیرا فرد ممکن است در هر لحظه با مرگ مواجه شود و فرصتی برای جبران نخواهد داشت. توبه باید از هر نوع معصیتی باشد و هدف نهایی افراد باید رسیدن به قرب الهی و ساختن آیندهای جاودان باشد.
هوش مصنوعی: توبه از گناهان، برای سلوک کنندگان یک دارایی باارزش و نخستین مرحله در دین به شمار میرود. این عمل، روشنی و نزدیک شدن به خداوند را به ارمغان میآورد و ضمن اینکه کلید ثبات در مسیر دین و ایمان است، محبت خداوند را نیز جلب میکند. همچنین توبه باعث نجات و رستگاری انسان میشود.
هوش مصنوعی: خداوند متعال میفرماید که او توبهکنندگان را دوست دارد. پیامبر اکرم (ص) نیز گفتهاند که کسی که توبه میکند، در واقع دوست خداست و توبهکننده از گناه، انگار هیچ گناهی نکرده است. امام محمد باقر (ع) فرمودهاند که خداوند از توبه بندگانش بسیار خوشحال میشود، همانطور که کسی که در شب تاریک بیابان گم شده و ناگهان وسیله نقلیه و توشهاش را پیدا میکند، خوشحال میشود. امام جعفر صادق (ع) نیز بیان کردهاند که خداوند از توبه بندگان پرگناهش بسیار خوشنود است و اگر بنده با توبهای خالص به سوی او بیاید، خداوند گناهش را میپوشاند. وقتی از ایشان دربارهی نحوهی پوشاندن گناه سؤال شد، فرمودند که خداوند آن گناه را از یاد فرشتگانی که اعمال را مینویسند، محو میکند و همچنین به اعضای بدن و زمین که آن گناه در آن انجام شده است، وحی میکند که بر گناهان او نپوشید. به این ترتیب، هیچ چیزی پیدا نمیشود که علیه او شهادت دهد. امام (ع) در ادامه بیان کردند که خداوند سه نعمت برای توبهکنندگان قرار داده است که اگر یکی از آنها به تمام اهل آسمان و زمین داده میشد، از آن نجات مییافتند.
هوش مصنوعی: خداوند برای کسانی که توبه میکنند محبت ویژهای دارد و این مطلب به وضوح در آیات قرآن بیان شده است. در یکی از آیات، خدا به مومنان دستور میدهد که به سمت او برگردند و توبه کنند تا رستگار شوند. همچنین، از بندگان مؤمن خواسته میشود که توبهای خالص و واقعی داشته باشند، که به دور از هرگونه نیت و هدف غیرالهی باشد. معانی این توبه شامل دوری از حب جاه و مال، ترس از دیگران و نداشتن قدرت بر گناه است. توبهای که اینگونه باشد، خالص و نیکو شمرده میشود و میتواند سبب آمرزش و رحمت الهی گردد.
هوش مصنوعی: در مورد لزوم توبه از هر گناهی دلایل فراوانی وجود دارد و عقل و فطرت انسان نیز به این امر تأکید میکنند. زیرا روشن است که رسیدن به سعادت ابدی و نجات از شرّ و بدبختی همیشگی بستگی به توبه دارد. بهواقع سعادت حقیقی در نزدیکی و دیدار خداوند متعال نهفته است و کسانی که از این قرب و دیدار محروم هستند، در زمره بدبختها قرار دارند و عذاب دوری و آتش جهنم را خواهند چشید. هیچ چیزی جز گناهان موجب دوری از خدا نمیشود و تنها راه نجات، توبه و بازگشت به سوی اوست. بنابراین، بر هر کسی که گناهی مرتکب شده، واجب است که انجام توبه کند و این اصل بهعنوان بخشی از ایمان به اجتناب از گناهان و پیامدهای آنها شناخته میشود.
هوش مصنوعی: پیامبر اسلام فرمودند که شخص زناکار در حین ارتکاب زنا، مؤمن نیست. هدف ایشان نفی کلی ایمان نیست بلکه اشاره به برخی از فروع آن است. ایمان دارای سطوح و درهای مختلفی است که بالاترین آنها شهادتین (شهادت به یگانگی خدا و پهلودن محمد) و کمترین آنها برطرف کردن خار و خس از راه است. ایمان کامل زمانی بدست میآید که فرد هم اصل ایمان را که همان شهادتین است و هم فروع آن را که شامل اعمال جسمی و صفات نفسانی میشود، به درستی انجام دهد. شهادتین نشاندهنده روح ایمان هستند و سایر اعمال، نشانههای ظاهری و جسمی ایمان به شمار میروند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به یکتایی خدا و نبوت پیامبر شهادت بدهد ولی رفتارهایش با اعمال مؤمنان سازگار نباشد، ایمان او شبیه به انسانی است که دست و پاهایش قطع شده و چشمهایش نابینا شدهاند، به طوری که همه اجزای ظاهری و باطنی او دچار نقص و مشکل شده است. بیشک چنین شخصی به مرگ نزدیک است و با کوچکترین آسیبی روحش از او جدا میشود. همچنین، اگر کسی ایمان دارد اما در اعمالش کوتاهی کند، ایمان او نیز به زوال نزدیک است و ممکن است در لحظه مرگ به راحتی تحت تأثیر وسوسههای شیطانی قرار بگیرد و ایمانش را از دست بدهد. در این میان، گناهکار و بیگناه هر دو به اسم ایمان مشترک هستند، اما این اشتراک مانند تفاوت درخت کدو و چنار است. هر دو را میتوان درخت نامید، اما در زمان طوفان، درخت کدو از ریشه کنده میشود و تکهتکه میگردد، در حالی که درخت چنار محکم باقی میماند و آسیب نمیبیند.
هوش مصنوعی: در هر لحظه که شیاطین حمله کنند، به ویژه در زمان مرگ، تفاوت دو نوع ایمان مشخص میشود. اینجا واضح میشود که اعتماد و تکیه گناهکاران به ایمان خود و امید رهایی از عذاب جهنم در نهایت به وسیله ایمان، نوعی فریب از جانب شیطان است. چرا که ایمانی که نمیداند تا لحظه مرگ پابرجا خواهد ماند یا نه، شایسته اعتماد نیست. فردی که به رغم گناهانش از جاودان ماندن در جهنم نمیترسد، به اعتماد بر ایمانش به یگانگی خدا و نبوت پیامبر، همچون شخصی است که غذای مضر و زهرآلود میخورد و از مرگ نمیترسد به خاطر اعتقادش به سلامتی و تندرستیاش.
هوش مصنوعی: مرگ به خودی خود امری بعید و ناگوار است، اما مصرف غذاهای ناسالم میتواند به بیماری و در نهایت مرگ منجر شود. به همین ترتیب، اگرچه ایمان میتواند فرد را از عذاب ابدی در جهنم نجات دهد، اما گناهان و معاصی ممکن است باعث از دست رفتن ایمان و عاقبت بد شوند که خود عامل ماندگاری در آتش جهنم است. ارتباط گناهان با ایمان مانند تأثیر غذاهای مضر بر بدن انسان است. این غذاها به تدریج ضرر خود را به بدن وارد میکنند و باعث فساد در داخل بدن میشوند، در حالی که فرد از این موضوع غافل است تا زمانی که آثار آن به وضوح نمایان شود و بیماری به سراغش آید. به همین شکل، آثار گناهان نیز به آرامی در روح و نفس جمع میشوند و به فساد آن میانجامند و در نهایت باعث از بین رفتن ایمان و هلاکت روح میشوند.
هوش مصنوعی: هر زمان که برای حفظ بدن در این دنیای کوتاه باید از غذاهای مضر پرهیز کرد، به همین شکل و حتی به مراتب بیشتر، برای حفظ روح و نجات از عذاب ابدی، باید از گناهان و معاصی دوری کرد. همانطور که اگر کسی غذایی که سمی است بخورد و بعد از آن پشیمان شود، تلاش میکند تا آن را از بدن خود خارج کند، گناهان نیز که به نوعی سم برای ایمان هستند، باید با توبه و جبران، از خود دور شوند. پس به شدت هشدار میدهم، ای برادر: مراقب باش!
هوش مصنوعی: وقتی که پنجاه سال از عمرت گذشت، بر این پنج روزی که داری ارزش قائل شو و آنها را غنیمت بدان.
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر گناهی در خواب غفلت به سر میبری، بیدار شو و به اندازه گناهت اشکی بریز.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه اثرات منفی گناه بر روح ایمان تو تأثیر بگذارد، توبه و بازگشت به سمت خدا را در پیش بگیر. اگر از راه راست دور شدهای و دیگر از تو پرهیزکاری مشاهده نمیشود، در آن صورت هیچ طبیبی نمیتواند به تو کمک کند. نه نصیحتها به تو تأثیر میگذارد و نه پندها برایت مفید خواهد بود، به طوری که هر چیزی را که از نصایح و مواعظ بشنوی، فقط داستانها و افسانه به نظر خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر عذاب الهی بر تو ثابت شود و غفلت چشمان و گوشهای دل تو را بپوشاند، در گروهی خواهی بود که خداوند در موردشان فرموده است که در پیش رو و پشت سرشان موانعی قرار دادهایم تا نتوانند چیزی ببینند. این افراد به گونهای هستند که خداوند بر دلها و گوشها و چشمهایشان پردهای نهاده است. همچنین لقمان به پسرش میگوید که نباید توبه را به تأخیر بیندازد، زیرا مرگ ناگهانی فرامیرسد. اگر کسی توبه را به تأخیر بیندازد، دو خطر بزرگ او را تهدید میکند: اگر زنده بماند، دلش به خاطر گناهان سیاه میشود و دیگر نمیتواند به حالت اولش برگردد و اگر مرگ او برسد، فرصتی برای جبران نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: پس ای کسی که عمرت را در نافرمانی از پروردگار گذراندهای، از خواب غفلت بیدار شو و در مورد روز قیامت فکر کن.
هوش مصنوعی: تا به حال گناه کردی، دیگر انجام نده. آب را تیره کردی، بیشتر از این نکن.
هوش مصنوعی: توبه بر همه افراد در هر زمان واجب است و هیچ فرد خاصی از این حکم مستثنی نیست. هر انسانی به نوعی دچار گناه و معصیت است و حتی اگر در برخی مواقع از اعمال بد پاک باشد، ممکن است مشخصاتی در دل او وجود داشته باشد که او را به سمت معصیت سوق دهد. اگر فرض کنیم که از این خواستههای نفسانی نیز پاک باشد، باز هم نمیتواند از وسوسههای شیطانی و افکاری که او را از یاد خدا دور میکند، دور باشد. حتی اگر بتواند از این مسائل نیز به دور بماند، غفلت یا نداشتن شناخت کامل از خدا و ویژگیهای او همچنان وجود خواهد داشت. در واقع، این همه نقص محسوب میشود و نیاز به توبه در هر حال احساس میشود. بنابراین، هر سالک یا عابدی در هر لحظه باید به توبه اقدام کند.
هوش مصنوعی: برخی از کسانی که به معرفت رسیدهاند گفتهاند اگر فرد عاقل هرگز در عمر خود گریه نکند، جز بر زمانهایی که از عمر خود را در غیر یاد خدا و نافرمانی او سپری کرده است، عمرش کم است و جایگاهی برای آن ندارد که باقی عمرش را نیز به همان شیوه در جهل و غفلت بگذراند. کسی که ارزش و اهمیت عمر خود را درک کند و بداند چگونه میتواند از آن استفاده بهینه داشته باشد، به خوبی میفهمد که هر لحظهای که به گناه گذشته است، چه حسرت و پشیمانی را برای او به دنبال دارد.
هوش مصنوعی: بله، اگر فردی عاقل دارای گوهر باارزشی باشد و آن را به هدر دهد، قطعاً از این موضوع غمگین خواهد شد و اگر از دست رفتن این گوهر به ضرر خود او منجر شود، غم و گریهاش بیشتر خواهد شد. بنابراین هر لحظه از زندگی، ارزشی بینظیر دارد که قابل بازگشت نیست. و چه چیزی ارزشمندتر از آن است که انسان را به سلطنت دائمی و سلطنت ابدی برساند؟
هوش مصنوعی: زمانی که فردی در حال مرگ باشد و فرشته مرگ به او اطلاع دهد که تنها یک ساعت از عمرش باقی است، چنان حسرت و اندوهی در وجود او شکل میگیرد که اگر تمام زمین و مملکت را نیز داشته باشد، حاضر است آن را به قیمت یک ساعت اضافی از عمرش بدهد. او در آن لحظه احساس میکند که نمیتواند در این یک ساعت گذشتهها را جبران کند و هیچ راهی برای بازگشت به زندگی ندارد.
هوش مصنوعی: زمانی که زمان مرگ فردی فرا میرسد و او به حالت یقین درباره مرگ خود میرسد، در مقابل فرشته مرگ دعا و زاری میکند و از او میخواهد که یک روز دیگر به او مهلت بدهد تا بتواند برای گناهانش عذرخواهی کند و فرصت جبران پیدا کند. اما فرشته مرگ به او پاسخ میدهد که دیگر فرصتی برای او وجود ندارد. فرد درخواست میکند حتی یک ساعت اضافی به او داده شود، اما فرشته مرگ به او میگوید که زمانش به پایان رسیده است. در آن لحظه، درهای توبه به روی او بسته میشود و روحش در تلاطم میافتد، نفسش به شماره میافتد و احساس غم و حسرت بر زمانهای از دست رفته خودش میکند.
هوش مصنوعی: برخی گناهان به طور شرعی واجب است که از آنها توبه شود، زیرا اگر انسان مرتکب این گناهان شود و بدون توبه از دنیا برود، مستحق عذاب الهی خواهد بود. این گناهان در شریعت به طور واضح حرام اعلام شده و همه افراد باید از آنها توبه کنند. اما بعضی دیگر از گناهان مثل وسوسههای نفس، تمایل قلبی به معاصی و عدم شناخت کافی از عظمت خداوند، به طور مستقل واجب نیست که از آنها توبه شود و ترک این موارد باعث عذاب اخروی نمیشود. اما اگر کسی به دنبال قرب الهی و رسیدن به مقام عالی باشد، باید از این موارد نیز توبه کند.
هوش مصنوعی: کسی که تنها به نجات از عذاب قناعت کند و خواهان بیشتر از آن نباشد، نیازی به توبه از این نوع گناه ندارد. توبه واجب بر کسی است که خواهان رسیدن به درجات بالاتر باشد. مسلماً انبیا و اوصیای الهی نیز به همین خاطر گاهی دعا و استغفار میکردند، زیرا آنها در این دنیا و در بدن مادی خود به اموری مانند خوردن، خوابیدن و ارتباط با دیگران مشغول بودند و این باعث میشد گاهی از حالت شهود و درک عمیق خود فاصله بگیرند، و این امر نسبت به موقعیتهای بالای آنها نوعی گناه محسوب میشد.
هوش مصنوعی: مفهوم این عبارت این است که اعمال نیک و خوب افرادی که در دسته نیکان قرار دارند، ممکن است از دید افرادی که در نزد خداوند مقربتر هستند، به عنوان گناه و معصیت تلقی شود. به عبارتی، معیارهای ارزیابی اعمال در میان افراد مختلف متفاوت است و اعمالی که برای یک گروه نیک محسوب میشوند، ممکن است برای گروه دیگر که در مقام بالاتری قرار دارند، کافی نباشند.
هوش مصنوعی: افرادی که در مقام قرب و در حضور خداوند هستند، همواره در شهود و دیدن حقایق قرار دارند. کسانی که در برابر سلطان میایستند و در حضور او قرار دارند، اعمالی مانند خوردن، خوابیدن و بر این سو و آن سو توجه کردن را برای کسانی که از حضور او محروم هستند، ناپسند میشمارند. این اعمال برای آن افراد مثل نافرمانی است و اشتباهات پیامبران و اولیای الهی نیز از نوع این موارد است و نه مانند گناهان ما.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.