بدان که اگر چه حب جاه و شهرت از مهلکات عظیمه است و لیکن نه چنین است که جمیع اقسام بدین مثابه باشند و تفصیل این اجمال آنکه: چون دنیا مزرعه آخرت است و همچنان که از مال و منال دنیوی تحصیل توشه آخرت می توان نمود، همچنین فی الجمله جاهی نیز معین تحصیل کمالات اخرویه می توان شد، زیرا آدمی را در تعمیر خانه آخرت همچنان که فی الجمله مأکول و ملبوس و مسکن احتیاج است، همچنین ناچار است او را از خادمی که خدمت او کند و رفیقی که اعانت او نماید و صاحب تسلطی که دفع ظلم اشرار از او کند.
پس اگر دوست داشته باشد که در نزد خادم و رفیق، یا سلطان و حاکم، بلکه سایر مردمان، قدر و منزلتی داشته باشد تا معین و یار او باشند و در زندگانی و تحصیل سعادت جاودانی و از مفاسد جاه، چون کبر و عجب و ظلم و تفاخر و نحو اینها اجتناب کند، محبت این قدر از جاه، موجب هلاکت نمی گردد، بلکه شرعا محمود و از جمله اسباب آخرت است و دوستی چنین شخصی این قدر از جاه را، نظیر آن است که کسی دوست داشته باشد که در خانه او بیت الخلائی باشد تا قضای حاجت او شود و اگر احتیاج به آن نداشته باشد از بودن آن در خانه متنفر باشد.
و اگر کسی محبت جاه و شهرت داشته باشد نه به جهت تحصیل آخرت و لیکن مقصود از جاه، توسل به لذات دنیویه و تمتع از شهوات نفسانیه نباشد به امری خلاف شرع متوسل نگردد، بلکه فی ذاته جاه و برتری و اشتهار و سروری را دوست داشته باشد و طالب قدر و منزلت خود در دلهای مردمان باشد، چنین شخصی اگر چه صاحب صفت مرجوعی است و لیکن مادامی که حب جاه، او را بر معصیتی واندارد فاسق وعاصی نخواهد بود.
و همچنین هرگاه کسی طلب قدر و منزلت در دلها کند به نشر صفتی ازصفات کمالیه خود که به آن متصف باشد، یا به پوشیدن عیبی از عیوب خود که به آن مبتلا شده باشد، یا انکار معصیتی که از او سرزده باشد جایز است بلکه پرده خود را دریدن و قبایح اعمال خود را فاش کردن، شرعا محرم و مذموم، و کسی که مرتکب آن گردد در نزد عقل، معاقب و ملوم است.
هان، تا چنان گمان نکنی که حب جاه و بلندی و سرافرازی و ارجمندی نیست مگر از برای تحصیل کمالات اخرویه یا وصول به لذات و شهوات دنیویه، زیرا که آن گمان، ناشی از غفلت از حقیقت انسان است زیرا جزو اعظم انسان بلکه تمام حقیقت آن روح ربانی است که از عالم امر به امر پروردگار نزول اجلال فرموده و سر مصاحبت به این بدن خاکی فرود آورده.
بالای فلک ولایت اوست
هستی همه در حمایت اوست
و به این سبب، بالطبع مایل به صفات ربوبیت و کبریا، و طالب تفرد در جمیع کمالات و استعلا، و خواهان قهر و غلبه و استیلاء، و راغب به علم و قدرت و تجبر و عزت است.
پس محبت جاه و برتری به قدر امکان مقتضای حقیقت انسان، و بالطبع مجبول به آن است، اگر وسیله وصول به مطلب دیگر نسازد و لیکن، ابلیس پرتلبیس چون به واسطه سرکشی از سجده پدر این نوع بنی آدم، از مرتبه ارجمند قرب، مهجور، و از عالم قدس و عزت مردود گردید، در مقام عداوت و دشمنی فرزندان او برآمده، و حسد، او را بر آن داشت که انسان را از کمال حقیقی و بزرگی و جاه واقعی محروم سازد پس غایت سعی خود را به کار برده و در مکر و حیله پای خود را فشرده تا امر را بر اکثر آن بیچارگان مشتبه نموده و راه ایشان را زده و کمالات موهومه چند را در نظر ایشان جلوه داده و جاه و مناصب فانیه خسیسه چند را که عین خسران و وبال است در دل ایشان محبوب ساخته تا ایشان را نیز چون خود در وادی ضلالت و هلاکت افکنده و از مراتب ارجمند و منازل بلند و مشارکت ملا اعلی و وصول به سلطنت کبری محروم ساخته زیرا شک نیست در اینکه: دو سه روز فانی فی الجمله تصرفی در خزف پاره چند از اموال این عاریت سرا با تسخیر قلوب عوامی چند از ابنای دنیا یا برتری یافتن بر ایشان به غلبه و استیلا در چند صباحی نه آدمی را کمال، و نه باعث کبریا و جلال است و شیطان لعین آن را در نظر ایشان کمال و جلال نموده تا اینکه بالمره از باده غفلت بیهوش، و از یاد مناصب رفیعه و مراتب منیعه فراموش گردند و خود را مشغول بازیچه دنیا نمودند و از اهل این آیه گردیدند که: «اولئک الذین اشتروا الحیوه الدنیا بالاخره فلا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینصرون» یعنی «ایشانند که خریدند زندگانی دنیا را به آخرت، پس عذاب ایشان هرگز تخفیف داده نخواهد شد».
رو به اندر حیله پای خود فشرد
ریش خود بگرفت و آن خر را ببرد
مطرب آن خانقه کوته که تفت
دف زند که خر برفت و خر برفت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن به بررسی مفهوم حب جاه و شهرت پرداخته شده است. نویسنده میگوید که در بین محبت به جاه و مقام، دو دسته وجود دارد: یکی آنکه انسان به دنبال جاه برای کسب کمالات اخروی است و دیگری آنکه صرفاً به دنبال لذتهای دنیوی است.
اگر حب جاه به منظور رسیدن به کمک و یاری از دیگران در زندگی و سعادت اخروی باشد، این نوع محبت محمود و مثبت است. اما اگر این محبت تنها برای لذتجویی دنیوی و کسب مقامهای ظاهری باشد، میتواند خطرناک و مهلک باشد.
نویسنده به انسانها یادآوری میکند که حقیقت وجود آنها روحی الهی است و میل به صفات عالی و کمالات از فطرت آنها ناشی میشود. شیطان نیز تلاش دارد تا انسانها را به سمت جاه و مناصب گذرا و بیارزش سوق دهد و آنها را از کمالات واقعی دور کند.
در نهایت، نویسنده تأکید میکند که عشق به جاه و مقام باید به صورت سالم و بر اساس کمالات انسانی باشد و نه به قصد فریب و لذتهای زودگذر دنیوی.
هوش مصنوعی: بهخاطر داشته باش که هرچند طلب مقام و شهرت میتواند آسیبهای زیادی به همراه داشته باشد، اما همهی انواع این تمایلات یکسان نیستند. توضیح این موضوع این است که دنیا بهعنوان کشاورزی برای آخرت به حساب میآید و همانطور که از داراییهای دنیوی میتوان برای آخرت بهرهبرداری کرد، برخی از مقامها و موقعیتها نیز میتوانند در کسب کمالات آخرت مؤثر باشند. چرا که انسان برای ساختن خانهی آخرتش علاوه بر نیاز به غذا، لباس و مسکن، به خدمتگزاری که در کارهایش کمک کند، رفیقی که او را یاری نماید و کسی که بتواند از ظلم دیگران محافظت کند، نیز ضرورت دارد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در بین دوستان و نزدیکان یا در برابر سلاطین و حاکمان، احترام و جایگاهی داشته باشد تا بتواند از آنها کمک و حمایت بگیرد و در زندگی به سعادت و موفقیت برسد و از نکات منفی قدرت مانند تکبر، خودپسندی، ظلم و خودستایی دوری کند، علاقه به این نوع اعتبار چندان خطرناک نیست و از نظر شرعی نیز پسندیده است و میتواند به عنوان یکی از عوامل موفقیت در زندگی آخرت محسوب شود. دوستی با چنین افرادی و خواستن آن نوع اعتبار، به نوعی شبیه این است که کسی تمایل داشته باشد در خانهاش مکانی برای رفع حاجت باشد؛ در حالی که اگر به آن احتیاج نداشته باشد، از وجود آن خوشنود نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر کسی به مقام و اعتبار علاقهمند باشد و این علاقه به خاطر جهان آخرت نباشد، بلکه دروناً خواهان موقعیت و ارزش خود در دلهای مردم باشد و به لذات دنیایی و شهوات نفسانی متوسل نشود، چنین فردی اگر چه ممکن است دارای صفات ناپسندی باشد، اما تا زمانی که این حب به مقام او را به گناه نمیکشاند، نمیتوان او را فاسق یا معاصی دانست.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد در دلها احترام و منزلت پیدا کند، میتواند با نشان دادن یک ویژگی مثبت از خود یا با پنهان کردن نقصی که دارد، یا با انکار خطایی که از او سر زده، اقدام کند. در حقیقت، افشای عیوب و اعمال ناپسند خود در شرع ممنوع و ناپسند است و فردی که این کار را انجام دهد، از نظر عقل مورد سرزنش و مجازات قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: فراموش نکن که عشق به مقام و احترام و افتخار تنها به منظور دستیابی به کمالات دینی یا لذتهای دنیوی نیست. این طرز فکر ناشی از غفلت از حقیقت وجود انسان است. چرا که بخش اصلی و حقیقت انسان، روحی است الهی که از عالم بالا به دستور پروردگار به این دنیای جسمانی فرود آمده و در این بدن مادی قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: نقش و قدرت او در سطح آسمانها قرار دارد و وجود همه چیز تحت حمایت و مراقبت اوست.
هوش مصنوعی: بنابراین، به طور طبیعی تمایل به صفات خدایی و عظمت دارد و خواستار برتری در تمامی کمالات و برتری طلبی است. همچنین به دنبال فتح و تسلط، و علاقمند به علم، قدرت، و جلالت و عزت است.
هوش مصنوعی: محبت به مقام و قدرت به طور طبیعی به عنوان بخشی از حقیقت انسان وجود دارد. اما ابلیس، به دلیل نافرمانی از سجده به انسان، از مقام بلند خود دور شده و از دنیای قدسی طرد گشت. او به دشمنی و عداوت با انسانها پرداخت و حسد او را واداشت تا آنها را از کمال و عظمت خود محروم کند. ابلیس با تمام تلاش خود سعی کرد تا انسانها را فریب دهد و راه درست را از آنها بگیرد، و در عوض، چیزهای بیارزش و فانی را در نظرشان جذاب سازد. او تلاش کرد تا آنها را نیز مانند خود به وادی گمراهی و هلاکت بیفکند و از مقامهای بلند و رفیع محروم کند. در واقع، مدت کوتاهی که انسانها میتوانند به ثروت و قدرت دنیوی دست پیدا کنند، نه تنها کمال و عظمت نیست، بلکه باعث سقوط آنها میشود. ابلیس این چیزها را برای آنان بزرگ و مهم جلوه داد تا آنها از یاد مقامهای عالی و والای خود غافل شوند و به بازی با دنیا مشغول گردند. آنها در نهایت به دستهای پیوستند که قرآن در موردشان میفرماید: «اینها کسانی هستند که زندگی دنیا را به آخرت فروختند، پس عذاب آنها هرگز تخفیف نخواهد یافت و یاری نمیشوند».
هوش مصنوعی: مردی به درون خانه رفت و در حین ورود، به طور ناگهانی خود را برای دستیابی به هدفش آماده کرد و با دست به ریش خود گرفت و سپس خر را با خود برد.
هوش مصنوعی: مطرب در خانقاه کوتاه، نغمهای میزند که اشاره به رفتن خر دارد و این نشاندهنده این است که زمان به پایان رسیده و باید همین حالا حرکت کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.