بدان که تکبر به سه قسم است: اول آنکه تکبر بر خدا کند، همچنان که نمرود و فرعون کردند و این بدترین انواع تکبر، بلکه اعظم افراد کفر است و سبب این، محض جهل و طغیان است و به این قسم خدای تعالی اشاره فرموده که «إن الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین» یعنی «به درستی که کسانی که تکبر و گردن کشی از بندگی من می نمایند زود باشد که داخل جهنم شوند، در حالتی که ذلیل و خوار باشند» .
دوم آنکه بر پیغمبران خدا تکبر کند و خود را از آن بالاتر داند که انقیاد و اطاعت ایشان را کند، مانند: ابوجهل و امثال اینها و ایشان کسانی بودند که می گفتند: «أهولاء من الله علیهم من بیننا» یعنی «آیا اینها را خدا منت گذارد و پیغمبر کرد در میان ما؟» و می گفتند: «أنؤمن لبشرین مثلنا» یعنی «آیا ما ایمان بیاوریم از برای دو آدمی مانند ما؟» و می گفتند: «إن أنتم ألا بشر مثلنا» یعنی «نیستید شما مگر بشری مانند ما» و این قسم نیز نزدیک تکبر به خدا است.
سوم آنکه اینکه تکبر بر بندگان خدا نماید، که خود را از ایشان برتر بیند و ایشان را در جنب خود پست و حقیر شمارد و این قسم اگر چه در شناعت، از قسم اول کمتر باشد، اما این نیز از مهلکات عظیمه است بلکه بسا باشد که منجر به مخالفت خدا شود، زیرا که صاحب آن، گاه است حق را از کسی می شنود که خود را از او بالاتر می داند و به این جهت استنکاف از قبول و پیروی آن می کند بلکه چون عظمت و تکبر و برتری و تجبر مختص ذات پاک خداوند علی اعلی است پس هر بنده ای که تکبر نماید در صفتی از صفات خدا، با او منازعه نموده است.
همچنان که از برای تکبر، سه قسم است، همچنین از برای آن، سه درجه است.
درجه اول: اینکه این صفت خبیثه در دل آدمی مستقر باشد و خود را بهتر و برتر از دیگران بیند، و آن را در کردار و گفتار خود ظاهر کند مثل اینکه در مجالس، بالاتر نشیند و خود را بر امثال و اقران خود مقدم دارد و روی خود را از ایشان بگرداند و عبوس کند و چین بر جبهه افکند و کسی که کوتاهی در تعظیم او کند بر او انکار نماید و اظهار مفاخرت و مباهات کند و در صدد غلبه بر ایشان در مسائل علمیه و افعال عملیه باشد و این درجه، بدترین درجات است، زیرا که درخت کبر، در دل صاحبش ریشه دوانیده و شاخ و برگ آن بلند شده و جمیع اعضا و جوارح او را فرو گرفته
درجه دوم اینکه در دل او کبر باشد و کردار متکبرین نیز از او صادر گردد و اما به زبان نیارود و این درجه، یک شاخه کمتر از درجه اول است.
درجه سوم اینکه در دل، خود را بالاتر داند اما در کردار و گفتار مطلقا اظهار ننماید، و نهایت سعی در تواضع و فروتنی کند و چنین شخصی شاخ و برگ درخت کبر را قطع کرده است اما ریشه آن در دل او هست پس اگر به این جهت بر خود غضبناک باشد و در صدد قلع و قمع ریشه آن نیز بوده باشد و سعی کند، او به آسانی بتواند از آن خلاص گردد و اگر احیانا بی اختیار میل به برتری کند و لیکن در مقام مجاهده بوده باشد گناهی بر او نیست و خدا توفیق نجات به او کرامت می فرماید.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: تکبر به سه نوع تقسیم میشود:
1. **تکبر بر خدا**: بدترین نوع تکبر و نشانهای از جهل و طغیان است. افرادی مانند نمرود و فرعون نمونههایی از این نوع تکبر هستند که به عقوبت الهی دچار میشوند.
2. **تکبر بر پیامبران**: این نوع تکبر باعث میشود فرد خود را از پیروی پیامبران بالاتر بداند و نمونههایی مانند ابوجهل در این دسته جای میگیرند. آنها به خداوندی که پیامبران را فرستاده، خرده میگیرند و به آنها اهانت میکنند.
3. **تکبر بر بندگان خدا**: فرد خود را از دیگران بالاتر میبیند و آنها را حقیر میشمارد. این نوع نیز بسیار خطرناک است و میتواند به نافرمانی از خدا منجر شود.
تکبر سه درجه دارد:
- **درجه اول**: تکیه بر تکبر در دل و ابراز آن در رفتار و گفتار، مانند نشستن در جایگاه بالاتر و بیاعتنایی به دیگران.
- **درجه دوم**: وجود تکبر در دل و ابراز آن در رفتار، اما بدون سخنان متکبرانه.
- **درجه سوم**: احساس برتری در دل، اما تلاش برای تواضع و فروتنی در رفتار. اگر فرد در تلاش برای قلع ریشه این احساس باشد، خداوند او را کمک خواهد کرد.
در نهایت، تکبر مختص به خداست و هر کس که دچار تکبر شود، در واقع با صفات الهی به چالش کشیده است.
هوش مصنوعی: تکبر به سه نوع تقسیم میشود. نوع اول آن، تکبر بر خداوند است که نمونههای آن را در تاریخ مانند نمرود و فرعون میبینیم. این نوع تکبر، بدترین و شدیدترین نوع کفر به شمار میآید و دلیل اصلی آن جهل و سرکشی است. خداوند در این باره فرموده است که کسانی که از بندگی او رنجیدهخاطرند، به زودی در جهنم وارد میشوند و در حالتی ذلیل و خوار خواهند بود.
هوش مصنوعی: دوم اینکه برخی افراد بر پیغمبران خدا تکبر میورزند و خود را از آنها بالاتر میدانند، به گونهای که حاضر نیستند به آنان تسلیم و اطاعت کنند. افرادی مانند ابوجهل و امثال او بر این عقیده بودند که آیا خداوند این افراد را در میان ما برگزیده و به مقام پیامبری رسانده است؟ آنها میگفتند آیا ما باید به دو انسانی مانند خود ایمان بیاوریم؟ و اظهار میداشتند که شما نیز فقط انسانهایی مشابه ما هستید. این نوع نگرش نیز نشاندهنده نوعی خودبرتربینی نسبت به خداوند است.
هوش مصنوعی: نکته سوم این است که اگر کسی بر بندگان خدا تکبر ورزد و خود را از آنها برتر ببیند و آنها را حقیر بشمارد، این نوع تکبر هرچند از نظر شدت، کمتر از نوع اول نیست، اما همچنان خطرناک است و ممکن است به تمرّد در برابر خدا منجر شود. زیرا فرد متکبر ممکن است حقیقتی را از کسی بشنود که او را پایینتر از خود میداند و به همین دلیل از پذیرش و پیروی آن حقیقت خودداری میکند. از آنجا که عظمت و برتری تنها مختص خداوند متعال است، هر کسی که متکبر شود، در واقع با یکی از صفات خدا در حال ستیز است.
هوش مصنوعی: همانطور که تکبر به سه نوع تقسیم میشود، آن موضوع نیز سه درجه مختلف دارد.
هوش مصنوعی: درجه اول: وقتی که فردی در دل خود به صفت خبیثی چون تکبر دچار میشود و خود را از دیگران بالاتر و برتر میبیند. او این احساس را در رفتار و گفتارش نشان میدهد، مثلاً در جمعها در مکان بالاتری مینشیند، خود را برتر از همپایههایش میداند و به آنها توجه نمیکند. ممکن است چهرهاش عبوس شود و از کسانی که به او احترام نمیگذارند، انتقاد کند. همچنین به حُسن رفتار و علمش مباهات میکند و تلاش میکند تا در مسائل علمی یا کارهای عملی بر دیگران غلبه پیدا کند. این حالت، بدترین نوع تکبر است، زیرا نشاندهنده آن است که ریشههای کبر در دل او تقویت شده و تمام اعضای او را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: درجه دوم این است که در دل فرد، خودبزرگبینی وجود داشته باشد و اعمال فرد نیز مانند افراد متکبر باشد، ولی او به زبان بیان نکند. این درجه، کمتر از درجه اول است.
هوش مصنوعی: درجه سوم این است که فرد در دل خود را بالاتر از دیگران بداند، اما در صحبت و عمل به هیچ وجه این احساس را نشان ندهد و تمام تلاش خود را برای تواضع و فروتنی به کار ببندد. چنین فردی شاخ و برگ کبر را قطع کرده، اما ریشه آن هنوز در دل او وجود دارد. اگر او به خاطر این مسئله بر خود خشمگین شود و به دنبال از بین بردن ریشه آن باشد و تلاش کند، به راحتی میتواند با آن خداحافظی کند. اگر به صورت ناخودآگاه تمایل به برتری پیدا کند، اما در تلاش برای خودسازی باشد، در این صورت گناهی بر او نیست و خداوند به او توفیق نجات عطا میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.