گنجور

غزل شمارهٔ ۹۷۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

صوفیان در دمی دو عید کنند

عنکبوتان مگس قدید کنند

شمع‌ها می‌زنند خورشیدند

تا که ظلمات را شهید کنند

باز هر ذره شد چو نفخه صور

تا شهید تو را سعید کنند

چرخ کهنه به گردشان گردد

تا کهنه‌هاش را جدید کنند

رغم آن حاسدان که می‌خواهند

تا قریب تو را بعید کنند

حاسدان را هم از حسد بخرند

همه را طالب و مرید کنند

کیمیای سعادت همه‌اند

در همه فعل خود بدید کنند

کیمیایی کنند همه افلاک

لیک در مدتی مدید کنند

وان هم از ماه غیب دزدیدند

که گهی پاک و گه پلید کنند

خنک آن دم که جمله اجزا را

بی ز ترکیب‌ها وحید کنند

بس کن این و سر تنور ببند

تا که نان‌هات را ثرید کنند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علی لاهیجانی نوشته:

“تا کهنه‌هاش را جدید کنند” با وزن جور در نمی‌آید. احتمالا “تا کهن‌هاش را جدید کنند” درست‌تر باشد.

روفیا نوشته:

عارفان هر دمی دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند
عارفان منتظر عید نمی مانند که هر لحظه به میمنت نوری که بر دلشان تابیده در دلشان جشن و رقص و پایکوبی برپاست،
معروف است شاعرکی مدیحه سرا با تخلص محرم نزد ناصرالدین شاه این نیم بیت را بر زبان راند:
دیوانه شود محرم در ماه محرم
ناصرالدین شاه حاضرجواب در پاسخش گفت:
در ماه صفر هم ده ماه دگر هم
!!
چرا یک روز عید، چرا یک روز شادی، چرا یک روز دیوانگی؟
چرا هر روز به جای مگس قدید کردن جشن نگیریم؟
چه کسی جلوی ما را گرفته است؟
چه چیزی جز اندیشه های حاجب مانع از تابش آن نور ازلی در قلب های ماست؟

سیدمحمد نوشته:

روفیا بانو
درود
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
به قول شیخ اجل
اگر همه ی شبها شب قدر بودی شب قدر بی قدر بودی
،
دیوانگان دخل عاقلانند که اگر دیوانگان نبودند ، عاقلان بیرنگ بودند
نوزوزتان مبارک

روفیا نوشته:

سید جان
درود
این هم حرفیست،
مضافا بر اینکه تنها آنکه غم و اندوه بسیار را تجربه کرده شادی را می فهمد، به جنگ زدگان، بیماران، گرسنگان، سرما زدگان لختی بیندیشیم، اینان قدر خانه و کاشانه و صلح و آشتی و خانواده و چای گرم و خوراک سالم و بستر خواب پاکیزه و مصاحبت دوستی شایسته را بهتر می دانند یا ما؟
ما که ضمن برخورداری از بسیاری مواهب همچنان شکایت می کنیم که این چه زندگیست؟
لیک من از آن عیدی سخن گفتم که در آن شما از یک گام جلوتر و یک مرتبه بالاتر به این پدیده ها می نگرید و مخلص کلام هردو روی سکه را میبینید.

دوستدار نوشته:

جناب ۱۰۰- ۵ = -۹۵
سرکار چرا به جای بهره مندی و ستایش از دیدگاه های این فرهیختگان خامه به ناسزا می آلایید ؟؟ از کجا وچگونه آنان را تنها یک تن میدانید ؟ چون نام ریاضی بر خودنهاده اید؟؟” یکی و اینک ۱۰۰ منهای پنج”
بر آنان رشک میبرید؟؟
دست از زشتکاری بردارید ، که خداوند زشتکاران را به پادافرهی سخت هشدار داده است!!.

کانال رسمی گنجور در تلگرام