گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

چنان کاین دل از آن دلدار مستست

ز خوف صاف ما آن یار مستست

خمارش نشکنم الا به خونم

از این شادی دل غمخوار مستست

شفق وارم به هر صبحی به خون در

که در هر صبح آن خون خوار مستست

مده پند و مبر خونم به گردن

که چشم دلبر کین دار مستست

چرا این خاک همچون طشت خون‌ست

که چشم ساقی اسرار مستست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام