گنجور

غزل شمارهٔ ۳۲۱۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

اتاک الصوم فی حلل السعود

فدم واسلم علی رغم الحسود

وصم وافطر و عید فی نعیم

لک العمر المؤبد بالخلود

فلا زالت تزف لک التهانی

مهناة من‌الملک الودود

فشکرا ثم شکرا ثم شکرا

لاوراد العطا خیرالورود

و سقیا ثم سقیا ثم سقیا

لجود بعد جود بعد جود

و کأسا قد سقیناه دهاثا

یری رقراقها تحت‌الجلود

ینابیع جرت شرقا و غربا

کانهارالجنان بلا رکود

و نیران الشباب موقدات

بسعد لا یخاف من‌الخمود

براح الروح روحی! قرعینا

و یا نفسی دعاک الجد عودی

و ارض‌الله واسعة فسیح

الی رب رؤف بالوفود

ینادی ربنا، عودوا الینا

اجبیونا و اوفوا بالعقود

ازهدا فی ملاقاتی و عندی

وجود، فی وجود فی وجود

ولم یخسر طلوب فی فنائی

ولم یمکن خلاف فی وعودی

خمش کردم که هر ناگفتهٔ را

بدیدم من که دیدی و شنودی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام