گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما

چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما

ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها

زیرا که داری رشک‌ها بر ماه رخساران ما

این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر

کز لابه و گریه پدر رستند بیماران ما

ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما

رطل گران هم حق دهد بهر سبکساران ما

بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان

زین بی‌نوایی می‌کشند از عشق طراران ما

این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن

بشکفته روی یوسفان از اشک افشاران ما

یک قطره‌اش گوهر شود یک قطره‌اش عبهر شود

وز مال و نعمت پر شود کف‌های کف خاران ما

باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی

زیرا که بر ریق از پگه خوردند خماران ما

بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف

تا بازآیند این طرف از غیب هشیاران ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

علیرضا قربانی » فصل باران » چهارمضراب همایون و تصنیف فصل باران

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ستاره سادات . پیغمبری نوشته:

پدر : آسمان ، ابر ، باران ، یعقوب

مادر : زمین ، خاک ، باغ ، چمن ، گل ، یوسف !

معنای پیشنهادی بیت ۸ : دیروز باغ و گلستان پرگل،

شکوفه باران بود ، چون می فروشان ما از صبح

ناشتا می خوردند ! ( معنای نخست )

ملی( بفتح م ) : توانگر

ریق( بفتح ر ) : ناشتا

محسن نوشته:

بنظر این حقیر میرسد کلمه پدر در خط سوم باید بدر باشد
کز لابه و گریه، بدر رستند بیماران ما

خاطره نوشته:

آن مصرع میگوید: کز لابه و گریه ی پدر، رستند بیماران ما

امین کیخا نوشته:

نام یعقوب در گنجور مرا یاد یعقوب لیث می اندازد که پارسی امروز وامدار اوست گویند کسی شعری برایش به غیر فارسی خواند او گفت چرا باید شعری گفت که من اندر نیابم ؟ و محمد بن وصیف سگزی شعری به پارسی سرود و اورا خوش امد و به رگ پارسی خون شتافت جا دارد نام بزرگان بردن و درود گفتن

امین کیخا نوشته:

رطل عربی لغت لتر فارسی است که مقلوب و درهم شده است . لتر اوند ساختن باده است .

کوروش ایرانی اصل نوشته:

کف خاران = کسانی که از نا داری، کف دستشان را میخارانند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام