گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۴

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

لی حبیب حبه یشوی الحشا

لو یشا یمشی علی عینی مشا

روز آن باشد که روزیم او بود

ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا

آن چه باشد کو کند کان نیست خوش

قد رضینا یفعل الله ما یشا

خار او سرمایه گل‌ها بود

انه المنان فی کشف الغشا

هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود

لیس لب العشق سرا قد فشا

کی به قشر پوست‌ها قانع شود

ذو لباب فی التجلی قد نشا

من خمش کردم غمش خامش نکرد

عافنا من شر واش قد وشا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام