آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی
پاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسی
آن سر زلف سرکشت گفته مرا که شب خوشت
زین سفر چو آتشت کی تو بدین وطن رسی
کی بود آفتاب تو در دل چون حمل رسد
تا تو چو آب زندگی بر گل و بر سمن رسی
همچو حسن ز دست غم جرعه زهر میکشم
ای تریاق احمدی کی تو به بوالحسن رسی
گرچه غمت به خون من چابک و تیز میرود
هست امید جان که تو در غم دل شکن رسی
جمله تو باشی آن زمان دل شده باشد از میان
پاک شود بدن چو جان چون تو بدین بدن رسی
چرخ فروسکل تو خوش ننگ فلک دگر مکش
بوک به بوی طرهاش بر سر آن رسن رسی
زن ز زنی برون شود مرد میان خون شود
چون تو به حسن لم یزل بر سر مرد و زن رسی
حسن تو پای درنهد یوسف مصر سر نهد
مرده ز گور برجهد چون به سر کفن رسی
لطف خیال شمس دین از تبریز در کمین
طالب جان شوی چو دین تا به چه شکل و فن رسی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف لحظهای شگفتانگیز میپردازد که معشوق به او نزدیک میشود و این دیدار را همانند ساعتی خوش و پاک میداند. او از تاثیر زیبایی معشوق و وجود او بر روح و جان خود سخن میگوید و امید دارد که با آمدن او، غمها و دردهایش از بین برود. همچنین، شاعر با اشاره به زرق و برق زندگی و ناپایداری آن، به تمایل خود به درک عمیقتری از معشوق میپردازد. در نهایت، او به توصیف حسن معشوق میپردازد و انتظار دارد که با حضور او، تمامی پیچیدگیهای زندگی ساده و روحنواز شود.
هوش مصنوعی: ای کاش ساعتی خوش و مبارک باشد که معشوق (صنما) به من برسد، مثل صبحی که جان بخش و تازگی آور است، پاک و لطیف به روح و جسم من بنشیند.
هوش مصنوعی: سر زلف محبوب به من گفت که شب خوشی را از این سفر به یاد داشته باش، چراکه مانند آتش، وقتی به این سرزمین برسی، زندگیات تغییر خواهد کرد.
هوش مصنوعی: آفتاب تو کی در دل من طلوع خواهد کرد که زمانی که به مانند باران بیفتم، تو همچون آب حیات بر گل و سمن برسیدی؟
هوش مصنوعی: من از غم، همچون زیبایی که زهر مینوشد، میکشم و آرزو دارم که تو، ای تریاق (داروی) احمدی، هر چه زودتر به نزد بوالحسن (که احتمالا اشاره به شخصی خاص است) برسی.
هوش مصنوعی: هرچند غم تو به حدی عمیق و تند است که مرا به درد و عذاب میکشاند، اما هنوز امید دارم که روزی تو به سراغ من بیایی و در این غمِ عمیق، تسکیندهندهای برای دلِ شکستهام باشی.
هوش مصنوعی: وقتی که تو موجود باشی، دل از هرگونه آلایش پاک میشود و بدن، چون جان، نیکو و خالص میگردد، زیرا تو با این جسم وجود مییابی.
هوش مصنوعی: خودِ تو که چرخهای آسمان را به زیر میکشد، خوشعطرتر از هر گلی است، مبادا که عطرش را از طریق موهایش در این دنیا متوقف کنی، زیرا با عطر آن موها به آن جایی میرسی که باید.
هوش مصنوعی: زن از زن جدا میشود و مرد در خون خود غرق میشود، زیرا زمانی که تو به زیبایی بینظیر خود بر سر مردان و زنان میرسی، همه چیز تحت تأثیر محبت تو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی تو چنان است که یوسف، زیبای مصر، در برابر آن تواضع میکند و حتی مردگان از گور برمیخیزند و شگفتی را نشان میدهند زمانی که زیبایی تو در آنجا نمایان میشود.
هوش مصنوعی: لطف و زیبایی خیال شمسالدین تبریزی در انتظار کسی است که جانش را طلب کند؛ تو باید ببینی که چگونه و به چه شکلی به این زیبایی میرسی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.