گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو

خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو

از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو

هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان

آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو

گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن

تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو

ای دل پران من تا کی از این ویران تن

گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

021 نوشته:

مولانا اوج فرهنگ وتمدن ماایرانی هاست همهمون بهش افتخار میکنیم
روحش شادتاابد

امین کیخا نوشته:

قربانت برم اما مولانا در سرزمین پاک افغانستان بدنیا امده و به سرزمین پاک ترکیه رفته و انجا فوت شده اند و او افتخار همه ما و همه بشریت است و من ایرانی هم البته به او می نازم

حمید رضا گوهری نوشته:

جناب کیخا با معذرت وبخاطر پیش گیری ازبد آموزی جوانان ، ای کاش می فرمودید که مولوی درشهربلخ که یکی ازبلاد ایران آنروزگارومرکزفرمانروایی سلسلۀ خوارزمشاهیان بود زاده شد ودرشهرقونیه که بازقسمتی ازایران ومرکزفرمانروایی غزنویان بود فوت شد ومهاجرت او یک سفرداخلی درایران بود ونه ازافغانستان به ترکیه .

امین کیخا نوشته:

البته قصد داشتم بگویم که مولانا اندیشه ای فراگیر و رویه ای انسان دوستانه و نگاهی خدابین داشته است ، درود به شما

حمیدرضا نوشته:

@حمیدرضا گوهری:
فقط جهت تصحیح اشتباه لپی استاد گرامی: قونیه پایتخت سلجوقیان بوده و نه غزنویان (قلمرو غالب غزنویان مناطق شرقی ایران بوده و شامل مناطق ترکیۀ امروزی نمی‌شده، در عوض سلجوقیان محدودۀ بزرگتری شامل مناطق غربی‌تر را هم تحت تسلط داشته‌اند).

حمید رضا گوهری نوشته:

همینطوراست که میفرمایید وحقیربجای سلجوقیان نوشت غزنویان . ازاین بابت عذرخواهی میکنم . تا من باشم که اینهمه برحافظۀ خود دراین پیرانه سری تکیه نکنم . مرسی که فرمودید .

سرور نوشته:

سلام.
حمید رضا گوهری عزیز.در دوره های مختلف سرزمین های افغانستان پاکستان تاجیکستان ازبکستان سرز مین های عرب و ترک نشین و آذری نشین درتسلط پادشاهی های مختلف قرار میگرفتند که یکی از پاسارگارد و یکی از شوش یکی از غزنی و یکی از خراسان و خوارزم و یکی عرب یکی ترک بودند که بر سرزمین هایی که تبار و نژاد اریایی داشتند حکومت میکردند و نام های مختلف بخود می گرفته و نام اران را بر اون تبار اریایی می نامیدند.
نیای بزرگ خوارزمشاهیان از اهالی غرجستان در سرزمینی کوهستانی در شرق بادغیس افعانستان کنونی بوده که به امارت خوازرم که منطقه ای در ازبکستان و ترکمنستان رسید و از انجا حکومت خوارزمشاهیان را در سال ۴۵۴ هجری شروع کرد و تا سال ۶۰۸ ادامه داشت. خوارزمشاهیان در اصل ترک تبار بودند. شهر بلخ در سال ۶۰۲-۶۰۳به تصرف خوارزمشاهیان در امد مولانا در سال ۶۰۴در شهر بلخ بدنیا امد. در سال ۶۱۰ همزمان هجوم چنگیز خان پدر مولانا از بلخ خارج شد. و در سال ۶۲۶ در قونیه سکنی گزید که در ان زمان قونیه تحت تصرف خوارزمشاهیان نبوده. بعد از خوارزمشاهیان سلسله ایلخانیان را داریم که از فرزندان چنگیز خان معول بوند که در سال های ۶۵۴ تا ۷۵۰ بر بخشهای زیادی از جمله افغانستان ایران و ترکیه حکومت می کردند.
بنابراین می توان گفت در دوره حیات مولانا خوارزمشاه ترک تبار در زمان ولادت ولی در خوارزم که در ازبکستان کنونی می باشد و در جوانی با اینلخانیان که از نوادگان چنگیز بودند وباز ترک و در اوااخر حیاتش با امیر تیمور که باز از ترکان بودکه توانست سرزمین ایرانن افعانستان امپراطوری عثمانی و بخشهایی از هند را تصرف کنند و هرات و سمرقند را پایتخت خود قرار دادند.
پس بهتر بدانیم در سرتاسر زندگی مولانا جکومت های ترک تبار بر مناطقی که مولانا زیست داشته مسلط بودند که نامشان هم ایران نبوده و افعانستان هم نبوده ترکیه هم نبوده بلکه به این سرزمین ها حمله شده و انها در لوای حکومت های ترک زبان زمان خودشون قرار دادند گرچه خود مولانا از قوم تاجیک هست که زبانشان هم فارسی است.پس نمی توان گفت سفر مولانا از یه منطقه از ایران به یه منطقه دیگه از ایران بوده. چون حکومت ها از فارس نبوده.
بنابراین نمی توان گفت مولانا ایرانی بوده چون نام اون حکومت های زمان مولانا ایران نبوده و ایران هم فقط به بخشی از مناطقی که الان ایران گفته می شود و کفته میشده و حکومت های اون زمان هم فارس و یا تاجیک نبودند و البته صد البته ترک هم نبوده با اینکه از سال ۶۲۶تا زمان وفات در قونیه بودند و حتی یه شعر ترکی هم از مولانا نداریم. مولانا از قومیت تاجیک بوده ولی تاجیکستانی نیست چون قوم تاجیک هم در افعانستانند هم در تاجیکستان.
اونچه که مهمه اندیشه جهانی مولاناست از قومیت و مذهبو و مرز گذشته. بهتر اینقدر نگیم ایرانی بوده یا افعانی بوده یا ترک بوده که کم کم این حساسیت ها کم بشه و اندیشه مولانا در پس ملیتش پنهان نشه.

ادب دوست نوشته:

جناب ترابی در جایی از فلات فرهنگی ایران نوشته بود
اصطلاح زیبایی است در آنروزها در هیچ بخشی از جهان ملت به معنی امروزی وجود نداشت
مفهوم ملت و کشور و وطن پرستی مفاهیمی تازه اند اما؛
قلمرو زبان فارسی در آنروزگار بسیار دور تر از روم هم رفته بوده است .

پرسپولیس نوشته:

دریغ است ایران که ویران شود ، کنام پلنگان و شیران شود
و یا:
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم ، از آن به که کشور به دشمن دهیم
و صدها مورد دیگر از ابیات فراوان در نکوداشت میهن پرستی در ادبیات کهن
.
البته که میهن پرستی در ایران مفهوم تازه ای نیست..

کانال رسمی گنجور در تلگرام