گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹۵

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را

چون با زنی برانی سستی دهد میان را

زیرا جماع مرده تن را کند فسرده

بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان را

میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان

خاک سیاه بر سر این نوع شاهدان را

دررو به عشق دینی تا شاهدان ببینی

پرنور کرده از رخ آفاق آسمان را

بخشد بت نهانی هر پیر را جوانی

زان آشیان جانی اینست ارغوان را

خامش کنی وگر نی بیرون شوم از این جا

کز شومی زبانت می‌پوشد او دهان را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

سدتو یعنی نهان در نهان و مرا یاد اخوان می اندازد که در شعری فرمود
به ظلمت سدتوی مرگ اندود پنهان است ، گمان میکنم .أنجا هم سدتو همین معنی را میدهد

امین کیخا نوشته:

از واژه میر لغت های ارزشمندی داریم برای نمونه میراب یعنی کسی که اب را میان کشاورزان تقسیم میکند ، میربار یعنی سرپرست حاجبان در دربار سلطانان ، خود امیر از میر درست شده است و admiral از امیر البحر عربی است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام