در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم
آیینه نخواهد دم ای وای ز گفتارم
در آب تو را بینم در آب زنم دستی
هم تیره شود آبم هم تیره شود کارم
ای دوست میان ما ای دوست نمیگنجد
ای یار اگر گویم ای یار نمییارم
زان راه که آه آمد تا باز رود آن ره
من راه دهان بستم من ناله نمیآرم
گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد
نظاره مه خوشتر ای ماه ده و چارم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او در آینه و آب تصویر معشوق را میبیند و نگران است که هر حرفی از محبت او وضعیتش را بدتر کند. شاعر اعتراف میکند که میان او و دوستش تفاوت زیادی وجود دارد و نمیتواند احساساتش را بهدرستی بیان کند. او به راهی که ناله و آه میآورد اشاره میکند و بیان میکند که دوستش را باید با سکوت و نجوا ستایش کرد، زیرا دیدن روی ماه او، از هر نالهای دلانگیزتر است.
هوش مصنوعی: وقتی در آینه تصویر تو را میبینم، میگویم که آینه نباید چیزی بگوید. ای وای از این سخن که میگویم.
هوش مصنوعی: من در آب تصویر تو را میبینم، وقتی دست به آب بزنم، هم آب کدر میشود و هم کار من خراب میشود.
هوش مصنوعی: ای دوست، تو در بین ما نمیگنجی؛ برای همین اگر بگویم «ای یار»، به دلیل عشق و دلتنگی نمیتوانم تو را بخوانم.
هوش مصنوعی: از همان راهی که صدای آه من به گوش میرسد و میتواند باعث بازگشت شود، من دهانم را بستهام و دیگر ناله نمیکنم.
هوش مصنوعی: اگر ناله و آهی از من بیرون بیاید، دلیلش زیبایی و حضور تو، ای ماه خوشنما است. ای ماه چهارم، این خوشنظری تو را بهتر از هر صدایی میدانم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون من ز همه عالم ترسا بچهای دارم
دانم که ز ترسایی هرگز نبود عارم
تا زلف چو زنارش دیدم به کنار مه
پیوسته میان خود بربسته به زنارم
تا از شکن زلفش شد کشف مرا صد سر
[...]
توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم
زان کس که کند توبه زین واقعه بیزارم
مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان
صد لیلی و صد مجنون درجست در اسرارم
بس بیسر و پا عشقی که عاشق و معشوقم
[...]
«نه به اَسْتَر بَر، سوارم نه چو اشتر زیر بارم
نه خداوندِ رعیّت نه غلامِ شهریارم
دینار نمی خواهم، من عاشق دیدارم
اغیار نمی خواهم، من شیفته یارم
گویند که: در عشقش صد جان بجوی باشد
گر کار بجان آید، والله که خریدارم
فردا که قیامت بو، هرکس بر کس میشو
[...]
تا عاشق آن یارم در کارم و بیکارم
سرگشته و پابرجا مانندهٔ پرگارم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.