بخش ۹۸ - توزیع کردن پایمرد در جملهٔ شهر تبریز و جمع شدن اندک چیز و رفتن آن غریب به تربت محتسب به زیارت و این قصه را بر سر گور او گفتن به طریق نوحه الی آخره
واقعهٔ آن وام او مشهور شد
پای مرد از درد او رنجور شد
از پی توزیع گرد شهر گشت
از طمع میگفت هر جا سرگذشت
هیچ ناورد از ره کدیه به دست
غیر صد دینار آن کدیهپرست
پای مرد آمد بدو دستش گرفت
شد بگور آن کریم بس شگفت
گفت چون توفیق یابد بندهای
که کند مهمانی فرخندهای
مال خود ایثار راه او کند
جاه خود ایثار جاه او کند
شکر او شکر خدا باشد یقین
چون به احسان کرد توفیقش قرین
ترک شکرش ترک شکر حق بود
حق او لا شک به حق ملحق بود
شکر میکن مر خدا را در نعم
نیز میکن شکر و ذکر خواجه هم
رحمت مادر اگر چه از خداست
خدمت او هم فریضهست و سزاست
زین سبب فرمود حق صلوا علیه
که محمد بود محتال الیه
در قیامت بنده را گوید خدا
هین چه کردی آنچ دادم من ترا
گوید ای رب شکر تو کردم به جان
چون ز تو بود اصل آن روزی و نان
گویدش حق نه نکردی شکر من
چون نکردی شکر آن اکرامفن
بر کریمی کردهای ظلم و ستم
نه ز دست او رسیدت نعمتم
چون به گور آن ولینعمت رسید
گشت گریان زار و آمد در نشید
گفت ای پشت و پناه هر نبیل
مرتجی و غوث ابناء السبیل
ای غم ارزاق ما بر خاطرت
ای چو رزق عام احسان و برت
ای فقیران را عشیره و والدین
در خراج و خرج و در ایفاء دین
ای چو بحر از بهر نزدیکان گهر
داده و تحفه سوی دوران مطر
پشت ما گرم از تو بود ای آفتاب
رونق هر قصر و گنج هر خراب
ای در ابرویت ندیده کس گره
ای چو میکائیل راد و رزقده
ای دلت پیوسته با دریای غیب
ای به قاف مکرمت عنقای غیب
یاد ناورده که از مالم چه رفت
سقف قصد همتت هرگز نکفت
ای من و صد همچو من در ماه و سال
مر ترا چون نسل تو گشته عیال
نقد ما و جنس ما و رخت ما
نام ما و فخر ما و بخت ما
تو نمردی ناز و بخت ما بمرد
عیش ما و رزق مستوفی بمرد
واحد کالالف در رزم و کرم
صد چو حاتم گاه ایثار نعم
حاتم ار مرده به مرده میدهد
گردگانهای شمرده میدهد
تو حیاتی میدهی در هر نفس
کز نفیسی مینگنجد در نفس
تو حیاتی میدهی بس پایدار
نقد زر بیکساد و بیشمار
وارثی نا بوده یک خوی ترا
ای فلک سجده کنان کوی ترا
خلق را از گرگ غم لطفت شبان
چون کلیم الله شبان مهربان
گوسفندی از کلیم الله گریخت
پای موسی آبله شد نعل ریخت
در پی او تا به شب در جست و جو
وان رمه غایب شده از چشم او
گوسفند از ماندگی شد سست و ماند
پس کلیم الله گرد از وی فشاند
کف همیمالید بر پشت و سرش
مینواخت از مهر همچون مادرش
نیم ذره طیرگی و خشم نی
غیر مهر و رحم و آب چشم نی
گفت گیرم بر منت رحمی نبود
طبع تو بر خود چرا استم نمود
با ملایک گفت یزدان آن زمان
که نبوت را همی زیبد فلان
مصطفی فرمود خود که هر نبی
کرد چوپانیش برنا یا صبی
بیشبانی کردن و آن امتحان
حق ندادش پیشوایی جهان
گفت سایل هم تو نیز ای پهلوان
گفت من هم بودهام دهری شبان
تا شود پیدا وقار و صبرشان
کردشان پیش از نبوت حق شبان
هر امیری کو شبانی بشر
آنچنان آرد که باشد متمر
حلم موسیوار اندر رعی خود
او به جا آرد به تدبیر و خرد
لاجرم حقش دهد چوپانیی
بر فراز چرخ مه روحانیی
آنچنان که انبیا را زین رعا
بر کشید و داد رعی اصفیا
خواجه باری تو درین چوپانیت
کردی آنچ کور گردد شانیت
دانم آنجا در مکافات ایزدت
سروری جاودانه بخشدت
بر امید کف چون دریای تو
بر وظیفه دادن و ایفای تو
وام کردم نه هزار از زر گزاف
تو کجایی تا شود این درد صاف
تو کجایی تا که خندان چون چمن
گویی بستان آن و ده چندان ز من
تو کجایی تا مرا خندان کنی
لطف و احسان چون خداوندان کنی
تو کجایی تا بری در مخزنم
تا کنی از وام و فاقه آمنم
من همیگویم بس و تو مفضلم
گفته کین هم گیر از بهر دلم
چون همیگنجد جهانی زیر طین
چون بگنجد آسمانی در زمین
حاش لله تو برونی زین جهان
هم به وقت زندگی هم این زمان
در هوای غیب مرغی میپرد
سایهٔ او بر زمینی میزند
جسم سایهٔ سایهٔ سایهٔ دلست
جسم کی اندر خور پایهٔ دلست
مرد خفته روح او چون آفتاب
در فلک تابان و تن در جامه خواب
جان نهان اندر خلا همچون سجاف
تن تقلب میکند زیر لحاف
روح چون من امر ربی مختفیست
هر مثالی که بگویم منتفیست
ای عجب کو لعل شکربار تو
وان جوابات خوش و اسرار تو
ای عجب کو آن عقیق قندخا
آن کلید قفل مشکلهای ما
ای عجب کو آن دم چون ذوالفقار
آنک کردی عقلها را بیقرار
چند همچون فاخته کاشانهجو
کو و کو و کو و کو و کو و کو
کو همانجا که صفات رحمتست
قدرتست و نزهتست و فطنتست
کو همانجا که دل و اندیشهاش
دایم آنجا بد چو شیر و بیشهاش
کو همانجا که امید مرد و زن
میرود در وقت اندوه و حزن
کو همانجا که به وقت علتی
چشم پرد بر امید صحتی
آن طرف که بهر دفع زشتیی
باد جویی بهر کشت و کشتیی
آن طرف که دل اشارت میکند
چون زبان یا هو عبارت میکند
او معالله است بی کو کو همی
کاش جولاهانه ماکو گفتمی
عقل ما کو تا ببیند غرب و شرق
روحها را میزند صد گونه برق
جزر و مدش بد به بحری در زبد
منتهی شد جزر و باقی ماند مد
نه هزارم وام و من بی دسترس
هست صد دینار ازین توزیع و بس
حق کشیدت ماندم در کشمکش
میروم نومید ای خاک تو خوش
همتی میدار در پر حسرتت
ای همایون روی و دست و همتت
آمدم بر چشمه و اصل عیون
یافتم در وی به جای آب خون
چرخ آن چرخست آن مهتاب نیست
جوی آن جویست آب آن آب نیست
محسنان هستند کو آن مستطاب
اختران هستند کو آن آفتاب
تو شدی سوی خدا ای محترم
پس به سوی حق روم من نیز هم
مجمع و پای علم ماوی القرون
هست حق کل لدینا محضرون
نقشها گر بیخبر گر با خبر
در کف نقاش باشد محتصر
دم به دم در صفحهٔ اندیشهشان
ثبت و محوی میکند آن بینشان
خشم میآرد رضا را میبرد
بخل میآرد سخا را میبرد
نیم لحظه مدرکاتم شام و غدو
هیچ خالی نیست زین اثبات و محو
کوزهگر با کوزه باشد کارساز
کوزه از خود کی شود پهن و دراز
چوب در دست دروگر معتکف
ورنه چون گردد بریده و مؤتلف
جامه اندر دست خیاطی بود
ورنه از خود چون بدوزد یا درد
مشک با سقا بود ای منتهی
ورنه از خود چون شود پر یا تهی
هر دمی پر میشوی تی میشوی
پس بدانک در کف صنع ویی
چشمبند از چشم روزی کی رود
صنع از صانع چه سان شیدا شود
چشمداری تو به چشم خود نگر
منگر از چشم سفیهی بیخبر
گوش داری تو به گوش خود شنو
گوش گولان را چرا باشی گرو
بی ز تقلیدی نظر را پیشه کن
هم برای عقل خود اندیشه کن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ حال و روز مردی است که در شهر تبریز به دنبال توزیع مالیات و امور اجتماعی است اما به دلیل درد پایش رنج میکشد. در ادامه، مرد به زیارت گور محتسب میرود و داستان خود را بر سر آن گور با عواطفی عمیق بیان میکند. او به شکرگزاری خداوند و یادآوری نیکوییهای اشخاص کریم مانند پیامبر (ص) میپردازد و از غم و فقر خود گلایه میکند. در نهایت، وی به عظمت خداوند و پیوند انسانی با او اشاره میکند و به اهمیت خدمت به دیگران تأکید دارد. شعر با دعوت به تفکر در ابعاد روحانی و اجتماعی زندگی انسانها به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: خبر این واقعه و بدهی او در شهر مشهور شد و پای مرد به خاطر دردی که داشت، بسیار آسیبدیده و رنجور شد.
هوش مصنوعی: به دنبال تو، شهر گرداگرد تو پخش شد و هرکسی از سر طمع میگفت که از چه حالتی میگذرد.
هوش مصنوعی: هیچ کسی نمیتواند از طریق کدیه (جایی که اجناس یا ثروت در آن نگهداری میشود) چیزی بهدست آورد، مگر اینکه آن شخص کدیهپرست (صاحب کدیه) باشد و مبلغ صد دینار را بدهد.
هوش مصنوعی: مردی به قبر آن شخص نیکوکار آمد و دست او را گرفت، و به سویی برد که در آنجا حیرتانگیز بود.
هوش مصنوعی: وقتی بندهای توفیق پیدا کند که مهمانی با شکوه و خوشایندی برگزار کند، او باید آن را به شایستگی انجام دهد.
هوش مصنوعی: کسی مال و ثروت خود را در راه خدا فدای دیگران میکند و همچنین مقام و موقعیت خود را برای خدا و دیگران از خود میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر انسان شکر نعمتهای خداوند را به جا بیاورد، در حقیقت شکر خدا را به جا آورده است، زیرا در زمانی که او کار نیک و احسان میکند، خداوند نیز توفیق و موفقیت را به او عطا میکند.
هوش مصنوعی: رها کردن شکرگزاری او، در حقیقت بیاحترامی به شکرگزاری خداوند است، زیرا او به روشنی به خدا متصل است.
هوش مصنوعی: خدا را برای نعمتهایی که به تو داده است شکر کن، و همچنین برای یاد کردن از آقای خود (پیامبر یا ولی) نیز شکر و ذکر را فراموش نکن.
هوش مصنوعی: رحمت مادر هرچند از جانب خداست، اما خدمت به او نیز واجب و شایسته است.
هوش مصنوعی: به همین دلیل خداوند دستور داد که بر محمد (ص)، صلوات بفرستید، زیرا او بود که پیام حق را به مردم رسانید.
هوش مصنوعی: در قیامت، خدا به بنده میگوید: چه کردی با آنچه که به تو دادم؟
هوش مصنوعی: بنده به خدا میگوید: ای پروردگار، من شکر تو را به جان خود به جا آوردهام، زیرا اصل روزی و نانی که به من دادهای از خود توست.
هوش مصنوعی: خدا میگوید که تو شکر من را به جا نیاوردهای، زیرا که شکر آن احسانی که به تو کردهام را نیز بهدرستی ادا نکردهای.
هوش مصنوعی: بر تو که بخشنده و کریم است، ظلم و ستم کردهای و نعمتهای او به تو نرسیده است، چون این بدی از طرف او نبوده است.
هوش مصنوعی: وقتی به قبر آن کسی که خیری به او کرده بود رسید، به شدت گریه کرد و در حال سوگواری و ناله درآمد.
هوش مصنوعی: اینجا گوینده به خدا یا ولینعمت میگوید که تو پشتیبان و حامی هر انسان بزرگ و شریف هستی که در نظر مردم محترم است و همچنین نجاتدهندهی فرزندان راهطلب و جویای هدایت.
هوش مصنوعی: ای غم، تو همواره به یاد ما هستی، مانند غذایی که به طور عمومی و فراوان به همه میرسد و بخشیده میشود.
هوش مصنوعی: ای بیچارگان، شما دارای خانواده و پدر و مادر هستید که در پرداخت مالیات و هزینهها و حفظ دین به شما کمک میکنند.
هوش مصنوعی: ای تو مانند دریا که برای نزدیکان خود گنج و هدایایی میبخشی و به دنیا نعمت میفرستی.
هوش مصنوعی: وجود ما به برکت تو است، ای آفتاب که سبب روشنی و شکوه هر کاخ و ثروت هر ویرانهای هستی.
هوش مصنوعی: ای کسی که در ابرویت هیچ گره و زحمتی دیده نمیشود، تو مانند میکائیل، فرشتهای هستی که روزی میدهد و برکت میآوری.
هوش مصنوعی: ای دل تو همیشه با رازهای پنهان و دنیای نادیده در ارتباط هستی و تو به قاف (قله) کرامت و فضایل معنوی دست یافتهای که مثل عنقای غیب، موجودی افسانهای و نایاب است.
هوش مصنوعی: به یاد نداشته باشید که از داراییام چه چیزهایی رفته است، چون سقف آرزوهایت هرگز به اندازهی تلاش و کوشش تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: ای من و صد نفر دیگر همچون من که در هر ماه و سال به دنیا آمدهایم، تو را نیز مانند نسل خودت، وابسته و درگیر زندگی و مشکلات میبینم.
هوش مصنوعی: ما به اندازهای که نقد (دارایی و سرمایه) و جنس (کالا) و رخت (لباس) و نام و شهرت و فخر و بخت داریم، به آنها اهمیت دادهایم و آنها جزو هویت و ارزش ما هستند.
هوش مصنوعی: تو که نمردی، بلکه ناز و خوشبختی ما از بین رفت و لذت و روزی ما نیز نابود شد.
هوش مصنوعی: در دلاوری و بخشش، کسی مانند حاتم طایی وجود ندارد و او در ایثار کردن نعمتها از همهی سایرین برتر است.
هوش مصنوعی: حاتم، اگرچه مرده است، اما هنوز به مردگان نیز بخشی از نیکوییها را میدهد، به طوری که حتی به حساب اندک میتوان شمرد.
هوش مصنوعی: تو در هر نفس زندگیای میدهی که ارزش آن به قدری زیاد است که در هیچ چیز قیمتی نمیگنجد.
هوش مصنوعی: تو زندگی را به گونهای پایدار میدهی که مانند طلا همیشه با ارزش و بدون افت و کاهشی است.
هوش مصنوعی: ای آسمان، هیچ وارثی مانند تو برای خویش نداری، پس در کوی عشق تو، باید سجدهوار حاضر شد.
هوش مصنوعی: مردم را از غم و مشکلات زندگی، مانند شبانی مهربان و دلسوز که کلیم الله (موسی) باشد، محافظت کن.
هوش مصنوعی: گوسفندی از حضرت موسی فرار کرد و پای او زخمی شد و در نتیجه نعل (زین) شل شد و افتاد.
هوش مصنوعی: موسی تا شب به دنبال گوسفند گمشدهاش میگشت، در حالی که آن گله از دید او ناپدید شده بود.
هوش مصنوعی: گوسفند به خاطر ماندن و انتظار طولانی ضعیف و ناتوان شد و بعد از آن، حضرت موسی (کلیم الله) از او دور شد و او را رها کرد.
هوش مصنوعی: کف، به نشانهٔ محبت، بر روی سر و پشت او میکشید و او را نوازش میکرد، مانند مادری که فرزندش را با محبت نوازش میکند.
هوش مصنوعی: نیمذرهای از سرکشی و خشم در وجود او نیست و تنها احساساتی چون محبت، رحم و اشک را در دل خود دارد.
هوش مصنوعی: گفت اگر من از جان و دل به تو نیندیشم، چرا تو بر خودت مهربان نیستی و رحم نمیکنی؟
هوش مصنوعی: در زمانی که یزدان (خدا) با فرشتگان (ملایک) صحبت میکرد، گفت که نبوت (پیامبری) تنها به فلانی تعلق دارد.
هوش مصنوعی: مصطفی (پیامبر اسلام) فرمود که هر پیامبری در جوانی یا در دوران کودکیاش نقش چوپانی داشته است، یعنی مسئولیت هدایت و راهنمایی مردم را بر عهده گرفته است.
هوش مصنوعی: بیشبان بودن و عدم توانایی در امتحان الهی، باعث نشد که او (شخص مورد اشاره) در رهبری جهان موفق شود.
هوش مصنوعی: شخصی به پهلوان میگوید که تو هم مثل من سوال کن و پهلوان پاسخ میدهد که من نیز زمانی به عنوان یک شبان زندگی کردهام.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه پیامبر حق (محمد) مبعوث شود، باعث شد که وقار و صبر در مردم را آشکار کند. این نشان میدهد که مردم به آرامش و تدبیر نیاز داشتند.
هوش مصنوعی: هر امیری که به خوبی از مردم خود مراقبت کند و مانند یک شبان مهربان با آنها رفتار نماید، بهطوریکه در بین آنها نظم و وحدت برقرار شود، باید به این صورت عمل کند.
هوش مصنوعی: حلم یعنی بردباری و صبر. در این بیت اشاره شده است که او (امیر یا رهبر) باید مانند موسی، یعنی با صبر و ظرفیت بالا، در مورد رعی (رعیت یا مردم) خود عمل کند و با تدبیر و خرد برای آنها روشی مناسب در پیش گیرد.
هوش مصنوعی: بنابراین، خداوند به او (موسی) مقام چوپانیای میدهد و روحی با عظمت مانند ماه بر بالای آسمان برای او قرار میدهد.
هوش مصنوعی: خداوند انبیا را به خاطر مقام و اهمیتشان از میان مردم برگزید و به آنها رهبری و هدایت را عطا کرد.
هوش مصنوعی: در این بیت به خواجه (خدا) اشاره میشود که در مقام چوپان، به نظر میرسد که با هدایت و نجات بندگان، آنها را از جهالت و کور شدن در مقام و ارزشهای خود دور کرده است. به عبارت دیگر، خواجه در نقش چوپانی است که بندگان را به فطرت و آگاهی واقعی سوق میدهد.
هوش مصنوعی: میدانم که در آنجا (آخرت) خداوند جزای خوبی به تو میدهد و به تو مقام و ریاست دائمی خواهد بخشید.
هوش مصنوعی: به امید اینکه مانند دریا از دست تو بخشش و ایثار ببخشم و وظیفهام را به خوبی انجام دهم.
هوش مصنوعی: من از تو نه هزار درهم طلا قرض کردهام. تو کجایی تا بتوانم این درد را برطرف کنم؟
هوش مصنوعی: شما کجایید که مثل گلهای خوشبو من را شاد کنید، همچون باغی که در آن شادابی و سرزندگی بیداد میکند.
هوش مصنوعی: کجایی که با مهربانی و سخاوتت من را شاد کنی و مانند خداوندان بر من لطف و نعمت نثارت کنی؟
هوش مصنوعی: چرا نمیآیی تا در دل من وارد شوی و مرا از اضطراب و کمبود مالی نجات دهی؟
هوش مصنوعی: من میگویم که به اندازه کافی صحبت کردهام و تو، مفضّل، هم گفتهای که این را برای دل من بگیر.
هوش مصنوعی: اگر جهانی بزرگ در زیر خاک جا میگیرد، پس جای شگفتی نیست که آسمانها نیز در زمین جای بگیرند.
هوش مصنوعی: هرگز نباید تصور کنی که تو از این دنیا جدا هستی، خواه در زمان زندگیات و خواه در حال حاضر.
هوش مصنوعی: در فضای غیرمادی، مرغی وجود دارد که پرواز میکند و سایهاش بر زمین میافتد.
هوش مصنوعی: جسم فقط سایه یا نمایی از دل است و نمیتواند به پایگاه و ارزش دل دست یابد؛ یعنی وجود مادی انسان از اهمیت کمتری نسبت به وجود روحانی و معنوی او برخوردار است.
هوش مصنوعی: مرد خوابیده است و روح او مانند آفتاب در آسمان درخشان و پرنور است، در حالی که بدن او در خواب است و در لباس خواب به سر میبرد.
هوش مصنوعی: جان پنهان در فضا مانند پرده و پوشیدهای است که در زیر لحاف به شکلهای مختلف ظاهر میشود. این به این معناست که روح، که نمایانگر حقیقتی عمیقتر است، در قالبهای مختلف ظاهر میشود و تغییر شکل میدهد.
هوش مصنوعی: روح انسان مانند فرمان خداوند پنهان و نهان است و هر نمونه یا مثالی که بزنم، نادرست و بیمعنا خواهد بود.
هوش مصنوعی: عجب دارد که لعل (گوهر) شیرین و قند و آن پاسخهای زیبا و رازهای تو کجاست؟ در واقع، شاعر از فقدان معانی و زیباییهای خاصی که مرتبط با محبوب یا الهامبخش اوست، دلتنگ و حیران است.
هوش مصنوعی: عجبا آن عقیق شیرین کجاست که کلید حل مشکلات ماست.
هوش مصنوعی: عجب است کجاست آن لحظهای که مانند ذوالفقار، شمشیری که علی (ع) به کار برد، باعث بیقراری و حیرت عقلها شد.
هوش مصنوعی: چندین بار مانند فاخته، که دنبال لانهاش میگردد، بپرس و بپرس و بپرس.
هوش مصنوعی: جایی که صفات الهی مانند رحمت، قدرت، زیبایی و حکمت وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره به محلی است که دل و اندیشهٔ انسان همیشه در آنجا قرار دارد و به پایداری و قدرت آن میماند، همچون شیر که در بیشهٔ خود زندگی میکند و بر آن سلطه دارد. این مکان نماد امن و آرامش است که انسان در آن احساس ثبات و شجاعت میکند.
هوش مصنوعی: جایی که در زمان غم و اندوه، امید مردان و زنان از دلشان میرود و از بین میرود.
هوش مصنوعی: کجا همان جایی است که در زمان بیماری و گرفتاری، چشمها به امید بهبودی و صحت دوخته میشوند.
هوش مصنوعی: در آن طرف، برای جلوگیری از زشتیها، باید تلاش کرد و کوشش نمود، مانند جستن آب برای کشتن یا کشتی گرفتن.
هوش مصنوعی: آنجایی که دل انسان اشاره میکند، به گونهای است که مانند زبان، حرف میزند و بیانگر احساسات میشود.
هوش مصنوعی: او با خداوند است و به همین دلیل هیچ چیز نمیتواند او را از خود دور کند، حتی اگر بخواهیم او را به طور معمول و دنیوی وصف کنیم.
هوش مصنوعی: عقل ما کجا است که بتواند برتریها و تفاوتهای روحها را در شرق و غرب ببیند؛ زیرا این عقل همواره به دنیای مادی محدود است و نمیتواند شگفتیهای روحی را درک کند.
هوش مصنوعی: در این بیت، به تحولات و تغییرات در زندگی اشاره شده است؛ به این معنا که نوسانات و فراز و نشیبها (جزر و مد) در دریا نماد تغییرات زندگی هستند، و در نهایت پس از یک دوره تغییر، حال تنها نتیجه یا اثر مثبت آن تغییرات باقی مانده است.
هوش مصنوعی: من به اندازهٔ هزارم وام، بیدسترس هستم و تنها صد دینار از این توزیع و بخشش به من رسیده است، و همین مقدار نیز کافی نیست.
هوش مصنوعی: دچار سختی و کشمکش شدهام و از تو ای خاک (مکان مقدس یا تربت محتسب) ناامید و بییار میروم، چرا که حق من را در این وضع نگه داشته است.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی زیاد و حسرتی که داری، قدر و منزلت خود را بشناس و برای رسیدن به هدفهایت تلاش کن، ای فرد با عظمت!
هوش مصنوعی: به چشمهای رسیدم که معمولاً باید آب داشته باشد، اما به جای آب در آن، خون وجود دارد.
هوش مصنوعی: چرخ، همان چرخ فلکی است که در آسمان میچرخد و به آن نور نمیدهد، و مهتاب هم نیست. جوی هم در واقع جوی آب نیست و آن چیزی که دیده میشود، واقعیت دیگری دارد.
هوش مصنوعی: محسنان (شایستگان) همان کسانی هستند که مانند ستارگان درخشان و ممتاز در آسمان وجود دارند؛ پس آیا آن آفتاب (یعنی نورانیترین و مهمترین آنها) کجاست؟
هوش مصنوعی: ای محترم، تو به سوی خدا رفتی، حالا من هم قصد دارم به سوی حق بروم.
هوش مصنوعی: علم ما در مجمعی جمع شده است که مرکز تمام دانشها و حقایق در طول تاریخ است و این مکان همیشه در دسترس ماست.
هوش مصنوعی: نقشهایی که ما از آنها بیخبر یا باخبر هستیم، در دستان نقاش (خالق) به صورت محدود و محصور وجود دارند.
هوش مصنوعی: هر لحظه در صفحهٔ افکارشان، آن چیز بینشان را ثبت میکند و محو میسازد.
هوش مصنوعی: خشم باعث میشود که رضایت و خوشحالی از بین برود و بخل هم سبب میشود که بخشش و generosity از بین برود.
هوش مصنوعی: در هر لحظه، هم در صبح و هم در شب، حقایق و دریافتهای من وجود دارد، و هیچ چیز نمیتواند این اثبات و زوال را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: کوزهگر فقط وقتی میتواند کوزه بسازد که همواره در کنار کوزه باشد و مهارت خود را به کار بگیرد؛ در غیر این صورت، کوزه به تنهایی نمیتواند خود به خود شکل بگیرد و تغییر کند.
هوش مصنوعی: در دست دروگر، چوبی است که او آن را به خاطر کارش در اختیار دارد و بدون او، چوب به خودی خود نمیتواند بریدن و جمعآوری کند. این به این معناست که ابزار و وسایل کار به خودی خود کارایی ندارند و به حضور صاحبکار وابستهاند.
هوش مصنوعی: خیاطی جامهای را در دست داشت و در غیر این صورت نمیتواند از چیزی که ندارد، دوزندگی کند. منظور این است که برای انجام کاری نیاز به مواد و پیشنیازهای لازم است.
هوش مصنوعی: مشک به وسیلهٔ سقا (آبکش) پر میشود، و گرنه خودش نمیتواند پر یا خالی شود. این به این معناست که مانند مشک، انسان نیز به خودی خود نمیتواند از چیزی سرشار یا خالی باشد و نیاز به دیگری دارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه در حال پر شدن و خوشبو شدن هستی، ولی بدان که در واقع در دست صنع و آفرینش او هستی و به او وابستهای.
هوش مصنوعی: هالهای که بر چشم انسان به خاطر روزی قرار دارد، چگونه میتواند برطرف شود، در حالی که آنچه از خالق (صانع) است، چگونه میتواند شوق و عشق را در دل بیدار کند؟
هوش مصنوعی: به چشمان خود توجه کن و با آنها نگاه کن، نه اینکه از دید نادانان بیخبر و بدون تفکر، بر دیگران نظر کنی.
هوش مصنوعی: به چیزی که خودت درک میکنی گوش بده و به حرفهای احمقها توجه نکن. چرا باید خودت را وابسته به سخنان نادرست دیگران کنی؟
هوش مصنوعی: به تقلید نکردن و داشتن نظر مستقل تأکید کن و همچنین برای خودت فکر کن و عقل خود را به کار بنداز.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.