بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ
لیک گر باشد طبیبش نور حق
نیست از پیری و تب نقصان و دق
سستی او هست چون سستی مست
که اندر آن سستیش رشک رستمست
گر بمیرد استخوانش غرق ذوق
ذره ذرهش در شعاع نور شوق
وآنک آنش نیست باغ بیثمر
که خزانش میکند زیر و زبر
گل نماند خارها ماند سیاه
زرد و بیمغز آمده چون تل کاه
تا چه زلت کرد آن باغ ای خدا
که ازو این حلهها گردد جدا
خویشتن را دید و دید خویشتن
زهر قتالست هین ای ممتحن
شاهدی کز عشق او عالم گریست
عالمش میراند از خود جرم چیست
جرم آنک زیور عاریه بست
کرد دعوی کین حلل ملک منست
واستانیم آن که تا داند یقین
خرمن آن ماست خوبان دانهچین
تا بداند کان حلل عاریه بود
پرتوی بود آن ز خورشید وجود
آن جمال و قدرت و فضل و هنر
ز آفتاب حسن کرد این سو سفر
باز میگردند چون استارها
نور آن خورشید ازین دیوارها
پرتو خورشید شد وا جایگاه
ماند هر دیوار تاریک و سیاه
آنک کرد او در رخ خوبانت دنگ
نور خورشیدست از شیشهٔ سه رنگ
شیشههای رنگ رنگ آن نور را
مینمایند این چنین رنگین بما
چون نماند شیشههای رنگرنگ
نور بیرنگت کند آنگاه دنگ
خوی کن بیشیشه دیدن نور را
تا چو شیشه بشکند نبود عمی
قانعی با دانش آموخته
در چراغ غیر چشم افروخته
او چراغ خویش برباید که تا
تو بدانی مستعیری نیفتا
گر تو کردی شکر و سعی مجتهد
غم مخور که صد چنان بازت دهد
ور نکردی شکر اکنون خون گری
که شدست آن حسن از کافر بری
امة الکفران اضل اعمالهم
امة الایمان اصلح بالهم
گم شد از بیشکر خوبی و هنر
که دگر هرگز نبیند زان اثر
خویشی و بیخویشی و سکر وداد
رفت زان سان که نیاردشان به یاد
که اضل اعمالهم ای کافران
جستن کامست از هر کامران
جز ز اهل شکر و اصحاب وفا
که مریشان راست دولت در قفا
دولت رفته کجا قوت دهد
دولت آینده خاصیت دهد
قرض ده زین دولت اندر اقرضوا
تا که صد دولت ببینی پیش رو
اندکی زین شرب کم کن بهر خویش
تا که حوض کوثری یابی به پیش
جرعه بر خاک وفا آنکس که ریخت
کی تواند صید دولت زو گریخت
خوش کند دلشان که اصلح بالهم
رد من بعد التوی انزالهم
ای اجل وی ترک غارتساز ده
هر چه بردی زین شکوران باز ده
وا دهد ایشان بنپذیرند آن
زانک منعم گشتهاند از رخت جان
صوفییم و خرقهها انداختیم
باز نستانیم چون در باختیم
ما عوض دیدیم آنگه چون عوض
رفت از ما حاجت و حرص و غرض
ز آب شور و مهلکی بیرون شدیم
بر رحیق و چشمهٔ کوثر زدیم
آنچ کردی ای جهان با دیگران
بیوفایی و فن و ناز گران
بر سرت ریزیم ما بهر جزا
که شهیدیم آمده اندر غزا
تا بدانی که خدای پاک را
بندگان هستند پر حمله و مری
سبلت تزویر دنیا بر کنند
خیمه را بر باروی نصرت زنند
این شهیدان باز نو غازی شدند
وین اسیران باز بر نصرت زدند
سر برآوردند باز از نیستی
که ببین ما را گر اکمه نیستی
تا بدانی در عدم خورشیدهاست
وآنچ اینجا آفتاب آنجا سهاست
در عدم هستی برادر چون بود
ضد اندر ضد چون مکنون بود
یخرج الحی من المیت بدان
که عدم آمد امید عابدان
مرد کارنده که انبارش تهیست
شاد و خوش نه بر امید نیستیست
که بروید آن ز سوی نیستی
فهم کن گر واقف معنیستی
دم به دم از نیستی تو منتظر
که بیابی فهم و ذوق آرام و بر
نیست دستوری گشاد این راز را
ورنه بغدادی کنم ابخاز را
پس خزانهٔ صنع حق باشد عدم
که بر آرد زو عطاها دم به دم
مبدع آمد حق و مبدع آن بود
که برآرد فرع بیاصل و سند


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به تفسیر آیهای از قرآن میپردازد که به کیفیت انسانها و ارتباط آنان با ایمان و عمل صالح اشاره دارد. مولانا بر این نکته تأکید میکند که در دنیای مادی، انسانها تحت تأثیر زشتیها و کمبودها قرار میگیرند، اما با نور حق، نقصها و مشکلات قابل جبران است. همچنین، او به دو دسته از افراد اشاره دارد: مؤمنان و کافران، و میگوید که سپاسگذاری از نعمتها و پرهیز از کفر موجب بهبود حال انسانها میشود. در ادامه، مولانا به مفهوم عدم و وجود و تأثیر آن بر زندگی بشر اشاره میکند و به اهمیت شکرگزاری و وفا به وعدهها در دستیابی به سعادت میپردازد. در نهایت، او به تلاش و کوشش در راه حق تأکید دارد و نشان میدهد که گاهی باید از دنیا و تعلقات مادی فاصله گرفت تا به نور وجود و حقیقت دست یافت.
هوش مصنوعی: اگر طبیب او، یعنی کسی که برای درمانش تلاش میکند، نور حق باشد، به طور حتم مشکل پیری، بیماری و نقصان او حل خواهد شد.
هوش مصنوعی: سستی و ضعف او مانند سستی یک فرد مست است که در حال بیحالی و ناتوانی، به او حسادت میشود، مانند رشک به رستم، پهلوان بزرگ و قهرمان اساطیری ایران.
هوش مصنوعی: اگر استخوان او بمیرد، هر ذرهاش در نور شوق غرق خواهد شد و لذت آن را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به باغی که بیثمر است و هیچ میوهای نمیدهد. این باغ به دلیل خزان (فصل سرد و افتادن برگها) کاملاً به هم ریخته و ویران میشود، به این معنی که وقتی نتیجه یا ثمرهای وجود ندارد، وضعیت به شدت خراب میگردد.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وضعیت نامطلوبی اشاره میکند که در آن فقط خارها باقی مانده و گلها رفتهاند. این ایهام نشاندهنده بیرمق و بیخاصیت شدن اوضاع است، بهطوری که همه چیز به تلی از کاه و بیفایده تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: خداوند، چه چیز باعث این سقوط و ذلت آن باغ شده است که این لباسهای زیبا و خوب از آن جدا شدهاند؟
هوش مصنوعی: خودش را مشاهده کرد و فهمید که وجودش همانند زهر است، ای امتحانکننده (یعنی خداوند).
هوش مصنوعی: شاهدی که به خاطر عشق او، عالم (دنیا) گریه کرد و از خود (شخصیت و هستیاش) دور شد، چه گناهی دارد؟
هوش مصنوعی: گناه آن کسی که زیور زینتی را به امانت گرفته، این است که ادعای مالکی میکند و میگوید که این لباسهای سلطنتی از آن من است.
هوش مصنوعی: باید بپذیریم که تا زمانی که این واقعیت را بهخوبی درک نکنیم، در حقیقت، آنچه ارزشمند و زیباست، از آنِ ما نیست و ما همچنان مانند کسانی خواهیم بود که به دنبال بهرهگیری از زیباییها هستند، بدون اینکه مالک واقعی آنها باشیم.
هوش مصنوعی: برای دانستن این که لباسهای زیبا و فریبنده تنها عاریهای و موقتی هستند، باید بفهمیم که این زیبایی فقط یک پرتو از تابش خورشید وجود است.
هوش مصنوعی: این زیبایی، قدرت، محبت و هنر که در این سمت نمایان شده، از خورشید وجود (خدا یا حقیقت) سفر کرده و به اینجا آمده است.
هوش مصنوعی: اشاره به این است که مانند ستارهها، موجودات به دنیای مادی برمیگردند و نور حقیقت و روشنی آن خورشید، که نماد نور الهی یا محبت است، از این دیوارهای تیره و تار (موانع و مشکلات) عبور میکند.
هوش مصنوعی: نور خورشید به وجود آمده و در اینجا باقی مانده است، اما هر دیوار تاریک و سیاه هنوز در جای خود باقی مانده است.
هوش مصنوعی: نور خورشید در چهرهی زیبا و دلانگیز شما مانند نوری است که از شیشهای سه رنگ به نمایش درآمده است.
هوش مصنوعی: شیشههای رنگی، نور را به شکلهای مختلف و زیبا نشان میدهند و این تفسیر به ما میگوید که واقعیت نور (حقایق) به واسطهٔ رنگها و جلوههای مختلف دنیوی به ما منتقل میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که شیشههای رنگی دیگر وجود نداشته باشد، نور بیرنگ تو را بیوقفه در خود فرومیبرد و میگیرد.
هوش مصنوعی: بینش خود را از ظواهر و رنگها خالی کن تا وقتی که شیشهای (که نماد دنیای مادی و پر زرق و برق است) شکست، درک واقعی نور (حقیقت) را از دست ندهی.
هوش مصنوعی: کسی که به دانش خود راضی است، نیازی به نور و روشنی دیگران ندارد و در حقیقت، به دانش خود و روشنایی آن اطمینان دارد.
هوش مصنوعی: او بر میدارد که میدانی، چراغ خود را، که به خاطر روشناییاش نمیتوانی به دیگران وابسته شوی.
هوش مصنوعی: اگر تو شکرگزاری کنی و با کوشش و تلاش عمل کنی، نگران نباش که خداوند صد برابر آنچه را که داده، به تو بازخواهد داد.
هوش مصنوعی: اگر شکرگزاری نکنی، نگران نباش؛ چون زیبایی و خوبی که از کافر به دست آمده، همگی از او جدا خواهد شد و تو را به اندوه میاندازد.
هوش مصنوعی: کسانی که به کفر و ناسپاسی مشغولند، اعمالشان هدر میرود و فاسد میشود، اما کسانی که به ایمان و درستکاری پرداختهاند، حالشان نیکو و بهتر میشود.
هوش مصنوعی: از بیقدردانی، خوبی و هنر گم شده است و دیگر هرگز آن آثار را نخواهد دید.
هوش مصنوعی: انسانها بر اساس خویشی و غیرخویشی (دوستی و دشمنی) و همچنین حالت مستی و سرمستی (احساسات و عواطف مختلف) میگذرانند، و این حالها بهگونهای است که دیگر نمیتوانند به گذشتههای خود بیندیشند یا آنها را به یاد بیاورند.
هوش مصنوعی: اعمال کافران، که در جستوجوی لذتها و خواستهها هستند، نابودترین اعمالاند.
هوش مصنوعی: جز گروهی که شکرگذار و وفادارند، هیچکس را در این عالم، یاری و خوشبختی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: دولت یا قدرتی که از دست رفته، به کجا رفته است که اکنون نیازی به آن احساس نمیشود؟ دولت آینده نیز باید خصوصیات مثبتی به ما بدهد.
هوش مصنوعی: از این دولت و نعمت، قرض بگیر و از آن بهرهمند شو، زیرا با این کار میتوانی به نعمتهای زیادی دست یابی.
هوش مصنوعی: اندکی از این نوشیدنی را برای خود کم کن تا به حوض کوثر (حوضی در بهشت) برسی و از آن بهرهمند شوی.
هوش مصنوعی: کسی که پیام وفاداری را بر زمین بریزد و به آن پایبند نباشد، چگونه میتواند در جستوجوی رفاه و سعادت باشد و به آن دست یابد؟
هوش مصنوعی: دلهایشان را شاد میکند، زیرا خداوند به اصلاح حالشان میپردازد و بعد از سختیها، آنها را در مییابد و به آنها مهربانی میکند.
هوش مصنوعی: ای اجل (فرشتهٔ مرگ)، تو که باعث هلاکت و غارت زندگی انسانها هستی، هر آنچه را که از این سپاسگزاران (انسانها) گرفتهای، به آنها بازگردان.
هوش مصنوعی: این افراد به نعمتها و بخششهای خود قانعت نمیکنند، زیرا آنها از زمانی که به مقام نعمت رسیدهاند، از حقایق و حقیقت زندگی غافل شدهاند.
هوش مصنوعی: ما صوفی هستیم و لباسهای مخصوص خود را کنار گذاشتهایم، اما چون در عشق و حقیقت باختهایم، دیگر چیزی از ما نخواهید گرفت.
هوش مصنوعی: ما عوض را تغییر دادیم و وقتی که آن عوض (معنوی) از ما رفت، دیگر نیازی به حرص و خواستههای دنیوی نداریم.
هوش مصنوعی: ما از آبی تلخ و خطرناک نجات پیدا کردیم و به آب گوارا و خوشگوار بهشتی یعنی چشمهٔ کوثر رسیدیم.
هوش مصنوعی: ای جهان، تو با دیگران بیوفا بودی و با فریب و ناز به آنها ظلم کردی.
هوش مصنوعی: ما برای تو که مانند کسی شهید شدهای به خاطر پاداش، سنگِ سر میریزیم، زیرا ما در نبرد حاضر شدهایم.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که باید دانست که خداوند پاک، بندگانی دارد که در برابر حملات و مشکلات صبر و استقامت دارند.
هوش مصنوعی: دنیا با تمام فریبندگیاش، مانند خیمهای است که بر فراز بارویی از نصرت و حمایت قرار دارد. کسانی که در این خیمه زندگی میکنند، باید این فریب را کنار بزنند تا به حقیقت دست یابند و به یاری و حمایت الهی برسند.
هوش مصنوعی: این جانباختگان دوباره به حالت قهرمانی بازگشتهاند و این اسیران دوباره برای حمایت و یاری ظهور کردهاند.
هوش مصنوعی: آنها (شهیدان و اسیران) از حالتی که نیستند (معنای عدم) دوباره سر برآوردهاند و میگویند اگر نیستی وجود دارد، پس ما را ببینید.
هوش مصنوعی: در عالم عدم، نورهایی مانند خورشید وجود دارد و آنچه که در اینجا به عنوان آفتاب شناخته میشود، در آنجا ستارههایی با نور ودرخشندگی خاص خود هستند.
هوش مصنوعی: در دنیای عدم، برادری وجود دارد که گاهی ضد و نقیضها در یکدیگر نهفتهاند. این ارتباط و تضاد در عالم هستی، نشاندهندهٔ رازهایی است که در پس ظاهر پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: زندگی را از مردگی خارج میکند، زیرا عدم باعث امید عابدان (مؤمنان) شده است.
هوش مصنوعی: مردی که کار میکند و انبارش از کالاهای دنیا خالی است، شاد و خوشحال است نه بر اساس امید به نیستی و عدم.
هوش مصنوعی: اگر به سوی نیستی بروی و به آن توجه کنی، درک کن که این مسیر چگونه است؛ اگر واقعاً به معنای آن آگاه هستی.
هوش مصنوعی: هر لحظه باید از نیستی خود آگاه باشی تا بتوانی درک و احساس آرامش را به دست آوری.
هوش مصنوعی: این راز که دربارهٔ وجود و عدم است، به هیچ دستور و قواعدی قابل توضیح نیست. اگر این امکان وجود داشت، من به سادگی میتوانستم آن را برای اهل بغداد روشن کنم.
هوش مصنوعی: خزانهٔ آفرینش، در واقع عدم است و از این عدم به طور مداوم، نعمتها و بخششهایی از سوی حق به وجود میآید.
هوش مصنوعی: خالق اصلی آمد و هدف او این بود که شاخهای را بدون آنکه ریشه و سندی داشته باشد، به وجود آورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.