گنجور

بخش ۱۵۵ - تمثیل تن آدمی به مهمان‌خانه و اندیشه‌های مختلف به مهمانان مختلف عارف در رضا بدان اندیشه‌های غم و شادی چون شخص مهمان‌دوست غریب‌نواز خلیل‌وار کی در خلیل باکرام ضیف پیوسته باز بود بر کافر و ممن و امین و خاین و با همه مهمانان روی تازه داشتی

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر پنجم
 

هست مهمان‌خانه این تن ای جوان

هر صباحی ضیف نو آید دوان

هین مگو کین مانند اندر گردنم

که هم اکنون باز پرد در عدم

هرچه آید از جهان غیب‌وش

در دلت ضیفست او را دار خوش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

هین مگو کین ماند اندر گردنم

اشتباه تایپی: ماند به صورت “مانند” نوشته شده است

Mohsen Maesumi نوشته:

در تیتر ”ممن ” باید مومن باشد

امین کیخا نوشته:

میزبان مانبد هم می شود

امین کیخا نوشته:

خائن به فارسی می شود دشمنکام یعنی کسی که به کام دشمنان کار می کند

روفیا نوشته:

مدتها بود که میخواستم بگویم…
آیا میدانستید در بخشی از ترانه گروه موسیقی آلترناتیو راک به نام cold play آقای اباما ابیاتی را دکلمه میکند که دقیقا ترجمه این بخش از مثنوی دفتر پنجم است؟!

روفیا نوشته:

This being human is a guest house
Every morning a new arrival
A joy, a depression, a meanness
Some momentary awareness comes
As an unexpected visitor
Welcome and entertain them all!
Be grateful for whoever comes
Because each has been sent as a guide

روفیا نوشته:

نام ترانه را برایتان می آورم تا اگر دوست داشتید آنرا در اینترنت بیابید :
Kaleidoscope!
که معنای آن در پارسی زیبابین است.
همان وسیله ای که در کودکی در کتاب علوم با آن آشنا شدیم و در فیلم ها آن را دیدیم.

روفیا نوشته:


روفیا نوشته:

چون جفا آری فرستد گوشمال
تا ز نقصان وا روی سوی کمال
چون تو وردی ترک کردی در روش
بر تو قبضی آید از رنج و تبش
آن ادب کردن بود یعنی مکن
هیچ تحویلی از آن عهد کهن
پیش از آن کین قبض زنجیری شود
این که دلگیریست پاگیری شود
رنج معقولت شود محسوس و فاش
تا نگیری این اشارت را بلاش
دزد چون مال کسان را می‌برد
قبض و دلتنگی دلش را می‌خلد
او همی‌گوید عجب این قبض چیست
قبض آن مظلوم کز شرت گریست
این ابیات هم نمایانگر باور مولانا به میمنت احساسات و هیجاناتی است که از جهان نیست وش بر دل ما فرود می آیند.
احساس خوب مثل انبساط خاطر و شادی و سبکی و امیدواری که قدومشان هماره مبارک است.
مولانا میگوید حتی احساس قبض و کدورت دل نیز رهنما و دلیل توست آن گونه که اوباما میگوید :
each has been sent as a guide
قدومش را مبارک و فرخنده بشمار زیرا تو را رهنمون است به همان جهان سبکی و شادی :
آن ادب کردن بود یعنی مکن
هیچ تحویلی از آن عهد کهن
پیش از آن کین قبض زنجیری شود
این که دلگیریست پاگیری شود
ابتدا دلت را چنگ میزند ولی اگر از آن خلاصی نیابی چون غل و زنجیر به پایت می آویزد و مانع از پروازت در جهان شادی می شود.

نخود هر آش نوشته:

کدخدا دوستان !!
ورود مستقیم شخص شخیص کدخدا را به مثنوی معنوی برای حمایت از کدخدا دوستان دولت تحقیر
شادباش می گویم.

محمد نوشته:

لئونارد کوهن Leonard Cohen به گفته خودش آلبوم Recent Song را از شاعران فارسی زبان مولوی و عطار تاثیر گرفته.
ترانه مهمان (The Guest) از این آلبوم، متاثر از این شعر مولاناست.

کانال رسمی گنجور در تلگرام