گنجور

بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم
 

هفت شمع از دور دیدم ناگهان

اندر آن ساحل شتابیدم بدان

نور شعلهٔ هر یکی شمعی از آن

بر شده خوش تا عنان آسمان

خیره گشتم خیرگی هم خیره گشت

موج حیرت عقل را از سر گذشت

این چگونه شمعها افروختست

کین دو دیدهٔ خلق ازینها دوختست

خلق جویان چراغی گشته بود

پیش آن شمعی که بر مه می‌فزود

چشم‌بندی بد عجب بر دیده‌ها

بندشان می‌کرد یهدی من یشا

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کمک به گسترش دامنهٔ داده های بزرگترین سایت شعر فارسی