گنجور

بخش ۶۲ - بیدار کردن ابلیس معاویه را کی خیز وقت نمازست

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر دوم
 

در خبر آمد که خال مؤمنان

خفته بد در قصر بر بستر ستان

قصر را از اندرون در بسته بود

کز زیارتهای مردم خسته بود

ناگهان مردی ورا بیدار کرد

چشم چون بگشاد پنهان گشت مرد

گفت اندر قصر کس را ره نبود

کیست کین گستاخی و جرات نمود

گرد برگشت و طلب کرد آن زمان

تا بیاید زان نهان گشته نشان

او پس در مدبری را دید کو

در پس پرده نهان می‌کرد رو

گفت هی تو کیستی نام تو چیست

گفت نامم فاش ابلیس شقیست

گفت بیدارم چرا کردی بجد

راست گو با من مگو بر عکس و ضد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام