گنجور

بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان

 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر اول
 

باز آمد کای علی زودم بکش

تا نبینم آن دم و وقت ترش

من حلالت می‌کنم خونم بریز

تا نبیند چشم من آن رستخیز

گفتم ار هر ذره‌ای خونی شود

خنجر اندر کف به قصد تو رود

یک سر مو از تو نتواند برید

چون قلم بر تو چنان خطی کشید

لیک بی غم شو شفیع تو منم

خواجهٔ روحم نه مملوک تنم

پیش من این تن ندارد قیمتی

بی تن خویشم فتی ابن الفتی

خنجر و شمشیر شد ریحان من

مرگ من شد بزم و نرگسدان من

آنک او تن را بدین سان پی کند

حرص میری و خلافت کی کند

زان به ظاهر کو شد اندر جاه و حکم

تا امیران را نماید راه و حکم

تا امیری را دهد جانی دگر

تا دهد نخل خلافت را ثمر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جلال دامن افشان نوشته:

باسلام.
درباره ی دفاعی که مولانا در سه بیت پایانی فوق، از حرص نداشتن امام علی نسبت به خلافت، می کند، باید بدانید که خلیفه ی دوم (عمر) در وصیت خودش در لحظات مرگ، وقتی پیشنهاد شورا را میدهد و اعضا را تعیین می کند، نسبت به هر کدام نظرش را می گوید تا بر تعیین یا عدم تعیین آن فرد تاثیر گذاشته شود.
و درباره امام علی، می گوید:
“عیب او حرصی است که به خلافت دارد. او نظر دارد و می خواهد که خلافت را از میان بردارد و رد کند یا تعدیل کند”
لذا مولانا در لابلای داستان نبرد امام علی، گریزی می زند به این سخن عمر و سایر اتهاماتی ازین قبیل که صحابه و بزرگان صدر اسلام به مولاعلی می زدند، و از پاکی امام علی دفاع می کند در برابر این اتهامات.
بااحترام.
جلال دامن افشان.
وبلاگ http://Www.shir11.mihanblog.com

کانال رسمی گنجور در تلگرام