بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله
گفت پیغمبر صباحی زید را
کیف اصبحت ای رفیق با صفا
گفت عبداً مؤمنا باز اوش گفت
کو نشان از باغ ایمان گر شکفت
گفت تشنه بودهام من روزها
شب نخفتستم ز عشق و سوزها
تا ز روز و شب گذر کردم چنان
که ز اسپر بگذرد نوک سنان
که از آن سو جملهٔ ملت یکیست
صد هزاران سال و یک ساعت یکیست
هست ازل را و ابد را اتحاد
عقل را ره نیست آن سو ز افتقاد
گفت ازین ره کو رهآوردی بیار
در خور فهم و عقول این دیار
گفت خلقان چون ببینند آسمان
من ببینم عرش را با عرشیان
هشت جنت هفت دوزخ پیش من
هست پیدا همچو بت پیش شمن
یک به یک وا میشناسم خلق را
همچو گندم من ز جو در آسیا
که بهشتی کیست و بیگانه کیست
پیش من پیدا چو مار و ماهیست
این زمان پیدا شده بر این گروه
یوم تبیض و تسودالوجوه
پیش ازین هرچند جان پر عیب بود
در رحم بود و ز خلقان غیب بود
الشقی من شقی فی بطن الام
من سمات الجسم یعرف حالهم
تن چو مادر طفل جان را حامله
مرگ درد زادنست و زلزله
جمله جانهای گذشته منتظر
تا چگونه زاید آن جان بطر
زنگیان گویند خود از ماست او
رومیان گویند بس زیباست او
چون بزاید در جهان جان و جود
پس نماند اختلاف بیض و سود
گر بود زنگی برندش زنگیان
روم را رومی برد هم از میان
تا نزاد او مشکلات عالمست
آنک نازاده شناسد او کمست
او مگر ینظر بنور الله بود
کاندرون پوست او را ره بود
اصل آب نطفه اسپیدست و خوش
لیک عکس جان رومی و حبش
میدهد رنگ احسن التقویم را
تا به اسفل میبرد این نیم را
این سخن پایان ندارد باز ران
تا نمانیم از قطار کاروان
یوم تبیض و تسود وجوه
ترک و هندو شهره گردد زان گروه
در رحم پیدا نباشد هند و ترک
چونک زاید بیندش زار و سترگ
جمله را چون روز رستاخیز من
فاش میبینم عیان از مرد و زن
هین بگویم یا فرو بندم نفس
لب گزیدش مصطفی یعنی که بس
یا رسول الله بگویم سر حشر
در جهان پیدا کنم امروز نشر
هل مرا تا پردهها را بر درم
تا چو خورشیدی بتابد گوهرم
تا کسوف آید ز من خورشید را
تا نمایم نخل را و بید را
وا نمایم راز رستاخیز را
نقد را و نقد قلبآمیز را
دستها ببریده اصحاب شمال
وا نمایم رنگ کفر و رنگ آل
وا گشایم هفت سوراخ نفاق
در ضیای ماه بی خسف و محاق
وا نمایم من پلاس اشقیا
بشنوانم طبل و کوس انبیا
دوزخ و جنات و برزخ در میان
پیش چشم کافران آرم عیان
وا نمایم حوض کوثر را به جوش
کاب بر روشان زند بانگش به گوش
وان کسان که تشنه بر گردش دوان
گشتهاند این دم نمایم من عیان
میبساید دوششان بر دوش من
نعرههاشان میرسد در گوش من
اهل جنت پیش چشمم ز اختیار
در کشیده یکدگر را در کنار
دست همدیگر زیارت میکنند
از لبان هم بوسه غارت میکنند
کر شد این گوشم ز بانگ آه آه
از خسان و نعرهٔ واحسرتاه
این اشارتهاست گویم از نغول
لیک میترسم ز آزار رسول
همچنین میگفت سرمست و خراب
داد پیغامبر گریبانش بتاب
گفت هین در کش که اسبت گرم شد
عکس حق لا یستحی زد شرم شد
آینهٔ تو جست بیرون از غلاف
آینه و میزان کجا گوید خلاف
آینه و میزان کجا بندد نفس
بهر آزار و حیاء هیچکس
آینه و میزان محکهای سنی
گر دو صد سالش تو خدمتها کنی
کز برای من بپوشان راستی
بر فزون بنما و منما کاستی
اوت گوید ریش و سبلت بر مخند
آینه و میزان و آنگه ریو و پند
چون خدا ما را برای آن فراخت
که بما بتوان حقیقت را شناخت
این نباشد، ما چه اَرزیم ای جوان؟
کی شویم آیین روی نیکوان
لیک در کش در نمد آیینه را
کز تجلی کرد سینا سینه را
گفت آخر هیچ گنجد در بغل
آفتاب حق و خورشید ازل
هم دغل را هم بغل را بر درد
نه جنون ماند به پیشش نه خرد
گفت یک اصبع چو بر چشمی نهی
بیند از خورشید عالم را تهی
یک سر انگشت پردهٔ ماه شد
وین نشان ساتری شاه شد
تا بپوشاند جهان را نقطهای
مهر گردد منکسف از سقطهای
لب ببند و غور دریایی نگر
بحر را حق کرد محکوم بشر
همچو چشمهٔ سلسبیل و زنجبیل
هست در حکم بهشتی جلیل
چار جوی جنت اندر حکم ماست
این نه زور ما ز فرمان خداست
هر کجا خواهیم داریمش روان
همچو سحر اندر مراد ساحران
همچو این دو چشمهٔ چشم روان
هست در حکم دل و فرمان جان
گر بخواهد رفت سوی زهر و مار
ور بخواهد رفت سوی اعتبار
گر بخواهد سوی محسوسات رفت
ور بخواهد سوی ملبوسات رفت
گر بخواهد سوی کلیات راند
ور بخواهد حبس جزویات ماند
همچنین هر پنج حس چون نایزه
بر مراد و امر دل شد جایزه
هر طرف که دل اشارت کردشان
میرود هر پنج حس دامنکشان
دست و پا در امر دل اندر ملا
همچو اندر دست موسی آن عصا
دل بخواهد پا در آید زو به رقص
یا گریزد سوی افزونی ز نقص
دل بخواهد دست آید در حساب
با اصابع تا نویسد او کتاب
دست در دست نهانی مانده است
او درون تن را برون بنشانده است
گر بخواهد بر عدو ماری شود
ور بخواهد بر ولی یاری شود
ور بخواهد کفچهای در خوردنی
ور بخواهد همچو گرز دهمنی
دل چه میگوید بدیشان ای عجب
طرفه وصلت طرفه پنهانی سبب
دل مگر مهر سلیمان یافتست
که مهار پنج حس بر تافتست
پنج حسی از برون میسور او
پنج حسی از درون مامور او
ده حس است و هفت اندام و دگر
آنچ اندر گفت ناید میشمر
چون سلیمانی دلا در مهتری
بر پری و دیو زن انگشتری
گر درین ملکت بری باشی ز ریو
خاتم از دست تو نستاند سه دیو
بعد از آن عالم بگیرد اسم تو
دو جهان محکوم تو چون جسم تو
ور ز دستت دیو خاتم را ببرد
پادشاهی فوت شد بختت بمرد
بعد از آن یا حسرتا شد یا عباد
بر شما محتوم تا یوم التناد
مکر خود را گر تو انکار آوری
از ترازو و آینه کی جان بری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیامبر از زید میپرسد که صبح امروز چگونه بوده و زید پاسخ میدهد که مومن شده است. او در ادامه میگوید که از عشق و سوز سالها دچار تشنگی بوده و در پی حقیقت است. زید به مشاهده عوالم بالا و شناخت خالصانه از انسانها میپردازد و میگوید که در روز قیامت، هر انسانی در عرصهای از حقایق آشکار خواهد شد. او به توصیف مرگ و زایش جانها پرداخته و بر وحدت انسانها تاکید میکند، به طوری که در رحمی واحد بیتفاوت به نژاد و قومیت زاده میشوند. همچنین او از قدرت دل و حس میگوید که همه چیز از آن سرچشمه میگیرد و به انتهای رازهای وجود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: پیغمبر از زید میپرسد: «چگونه صبح کردی، ای رفیق باصفات؟
هوش مصنوعی: زید پاسخ میدهد که من بندهای مؤمن هستم؛ اما پیغمبر پرسش دیگری میکند و میپرسد نشانهای از باغ ایمان نشان بده، اگر که شکوفا شدهای.
هوش مصنوعی: زید میگوید که من در روزها تشنه بودهام و به خاطر عشق و سوز درونیام شبها نتوانستهام بخوابم.
هوش مصنوعی: از وقتی که روز و شب را گذراندهام، مانند آن است که نوک نیزه از لابلای گرد و غبار میگذرد و هیچ چیز را حس نمیکند.
هوش مصنوعی: از آن طرف همهٔ ملتها یکی هستند؛ یعنی در حقیقت، تفاوتی میان آنها وجود ندارد و زمان، چه صد هزار سال باشد و چه یک ساعت، از این نظر اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: ازل و ابد، یعنی زمانهای بیپایان، در واقع همگی یکی هستند و عقل انسان نمیتواند به درستی به آنها دست یابد؛ زیرا عقل به خاطر کمبودهایش نمیتواند به آن سوی حقیقت پی ببرد.
هوش مصنوعی: پیامبر از زید خواسته که تجربهاش را از حالت خود بگوید. زید پاسخ میدهد که از این مسیر آگاهیهایی برای مردم بیاور که متناسب با درک و عقلهای این سرزمین باشد.
هوش مصنوعی: نمیدانم مردم چه میگویند، اما وقتی به آسمان نگاه میکنم، عرش را میبینم و در کنار اهل عرش قرار میگیرم.
هوش مصنوعی: هشت بهشت و هفت دوزخ همه در برابر من واضح و مشخص است، همانطور که بتها در مقابل شمن (کاهن یا عابد) قرار دارند.
هوش مصنوعی: هر یک از انسانها را به خوبی میشناسم و میتوانم آنها را از یکدیگر تمییز دهم، درست مثل اینکه جدا کردن گندم از جو را در آسیاب میدانم.
هوش مصنوعی: بهشتی و بیگانه چه کسانی هستند، برای من اینجا روشن است، مانند تفاوت مار و ماهی که هر یک مشخص و قابل تشخیصاند.
هوش مصنوعی: این زمان برای گروهی روزی است که چهرهها درخشان و سفید یا تیره و سیاه میشود، و این نشاندهنده حال و سرنوشت افراد است.
هوش مصنوعی: پیش از این، هرچند جان انسان پر از عیوب بود، در مرحله جنینی در رحم مادر وجود داشت و از دید سایر مردم پنهان بود.
هوش مصنوعی: انسان بدبخت کسی است که در رحم مادر بدبخت به دنیا آمده و علامتهای جسمی او نشاندهندهٔ حال اوست.
هوش مصنوعی: بدن انسان مانند یک مادر است که جان را در خود حمل میکند. مرگ مانند زائیدن است که درد و سختیهایی به همراه دارد.
هوش مصنوعی: همهٔ ارواح کسانی که قبلاً مردهاند، منتظرند که ببینند این جان تازه (انسانی که به دنیا میآید) چگونه و با چه ویژگیهایی پا به عرصه وجود میگذارد.
هوش مصنوعی: زنگیان (مردم زنگبار) ادعا میکنند که او از آنهاست و رومیان (مردم روم) میگویند که او بسیار زیباست. در این بیت به شکاف فرهنگی و ادعای هویت متفاوت درباره یک شخص اشاره شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که در جهان جان (زندگی) و جود (فراوانی) به وجود آید، دیگر اختلاف در نژاد و سود (بهدست آوردن منافع) وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر یک زنگی (برده یا شخص سیاهپوست) به رومیها (مردم روم) نسبت داده شود، این زنگی هم از میان آنها به حساب میآید و به گونهای همه با هم یکی هستند. در واقع، انسان از نظر هویت و اصلش فراتر از رنگ و نژاد است.
هوش مصنوعی: مشکلات عالم به وجود آمده، تا زمانی که کسی نداشته باشد که با درک عمیق خود از مسائل آگاه باشد، به وجود میآید. فقط کسی که از تولد و ریشهٔ خودش آگاه نیست، میتواند این مشکلات را کمتر بشناسد.
هوش مصنوعی: آیا او نور خدا را نمیبیند که درون پوست او وجود دارد و او را هدایت میکند؟
هوش مصنوعی: نطفهٔ اصلی انسان (آب) از رنگ سفید و خوشی برخوردار است، اما تصویر روح و شخصیت او (رومی و حبشی) در ظاهر او نمایان است.
هوش مصنوعی: خداوند انسان را با بهترین شکل آفریده است، اما این انسان به واسطهٔ اعمال خود میتواند به پایینترین درجات سقوط کند.
هوش مصنوعی: این سخن هیچگاه تمام نمیشود، بنابراین باید همواره با شتاب پیش برویم تا از کاروان زندگی عقب نمانیم.
هوش مصنوعی: در روزی که چهرهها سفید و سیاه میشود، گروهی از ترک و هندو به خاطر این واقعه معروف خواهند شد.
هوش مصنوعی: در دنیای پس از مرگ، در رحم مادر هیچ تفاوتی میان هندو و ترک وجود ندارد؛ زیرا وقتی انسان به دنیا میآید، از همه تعلقات و تفاخرها آزاد و بینیاز از آنهاست.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، من همه چیز را به وضوح و به صورت آشکار از مردان و زنان میبینم، مانند روزی که همه حقایق روشن میشود.
هوش مصنوعی: من امروز دربارهٔ حال و احوال خود نزد پیامبر (مصطفی) چیزی میگویم یا سکوت میکنم، چرا که از شدت شوق و اضطراب، زبانم به گزیدن لبهایم مشغول است.
هوش مصنوعی: ای پیامبر خدا، آیا بگویم که در روز قیامت چطور برانگیخته میشوم تا اوضاع و احوال آن روز را در این جهان برای خودم مشخص کنم؟
هوش مصنوعی: من به مناجات و دعا دعوت میکنم تا تمام موانع و حجابها از پیش رویم برداشته شود، تا همچون خورشید، درخشش وجودم نمایان شود.
هوش مصنوعی: وقتی سایهام (کسوف) بر روی خورشید بیفتد، میتوانم درخت خرما و بید را به نمایش بگذارم. این به این معناست که در زمانهایی که من تحت فشار و مشکل هستم، میتوانم صفات و ویژگیهای پنهانی خود را نشان دهم.
هوش مصنوعی: راز رستاخیز و معانی عمیق آن را برای مردم به نمایش میگذارم و همچنین حقیقت و درونیترین احساسات قلبی را روشن میکنم.
هوش مصنوعی: من در قیامت، دستهای بریده افرادی را که در گروه اهل چپ هستند، نشان میدهم و رنگ کفر و نفاق آنها را به نمایش میگذارم.
هوش مصنوعی: من در روشنی ماه، با اینکه هنوز سایهای از خسوف (ماهگرفتگی) یا محاق (کمنور شدن ماه) وجود ندارد، هفت سوراخ نفاق را نمایان میکنم. این اشاره به آمادگی برای نشان دادن باطن حقایق و نفاقها دارد.
هوش مصنوعی: من منسجم و محکم، زندگی بدبختان را آشکار میکنم و صدای طبل و ساز پیامبران را به گوش آنان میرسانم.
هوش مصنوعی: برای کافران، دوزخ و بهشت و برزخ را به طور واضح و آشکار جلوه میدهم تا آنها را ببینند و درک کنند.
هوش مصنوعی: من حوض کوثر، که نماد بهشت و نعمتهای الهی است، را به تصویر میکشم که از آن آب زلالی میجوشد و مرغهای آسمانی با آواز خوش خود، از آن برای مردم خبر میدهند.
هوش مصنوعی: کسانی که در اطراف من به شدت تشنهاند و در حرکت هستند، اکنون من آنها را به وضوح نشان میدهم.
هوش مصنوعی: صدای ناله و فریاد تشنگان به گوش من میرسد و حالشان را به شدت احساس میکنم. آنها در سختی و نیاز به من و کمک من ناله میکنند.
هوش مصنوعی: اهل بهشت در برابر چشمان من، به اختیار خود، یکدیگر را به نزدیک میکشانند.
هوش مصنوعی: اهل بهشت یکدیگر را ملاقات میکنند و با لبان خود به یکدیگر بوسه میزنند.
هوش مصنوعی: گوش من از صدای آه و ناله و فریاد "واه حسرتا"ی انسانهای ناتوان و بدبخت به شدت کر شده است و دیگر نمیتواند بشنود.
هوش مصنوعی: منظور از این بیت این است که شاعر به نشانهها و رمزهای معنوی اشاره میکند، اما از اینکه پیامبر (محمد صلی الله علیه و سلم) را آزار دهد یا مورد خشم او قرار گیرد، میترسد.
هوش مصنوعی: زید در حالی که سرمست و خمار بود، به پیامبر اکرم (ص) گفت که گریبانش را بگیرد و بر او تاب دهد.
هوش مصنوعی: زید گفت: «بروید و ببینید که شترتان (که به عنوان نشانهای از یاری حق است) گرم شده و در برابر حقیقت، شرم دارد.» این نشاندهندهٔ درخشش نور حق و تأثیر آن بر وجود انسان است.
هوش مصنوعی: آینهٔ وجود تو باید از پوشش خود بیرون بیاید؛ چون آینه و ترازویی که حقیقت را نشان میدهند، نمیتوانند چیزی برعکس از خود بگویند.
هوش مصنوعی: آینه و میزان هیچگاه نمیتواند نفس را به خاطر آزار یا شرم هیچکس محدود کند.
هوش مصنوعی: آینه و میزان، معیاری از حقیقت هستند و حتی اگر سالها برای دیگران خدمت کنی، این محکها نمیتوانند بر درستی و صداقت تو تاثیری بگذارند.
هوش مصنوعی: برای من حقیقت را پنهان کن و آنچه از خوبیها در من هست، نشان بده و کمبودها و نقصهایم را به نمایش نگذار.
هوش مصنوعی: او (زید) میگوید که ریش و موی بلند من را در آینه و میزان نگذارید، چون سرنوشت و عاقبت ما مهم است و پند و نصیحت به آنچه درون وجود ماست بستگی دارد.
هوش مصنوعی: خداوند ما را آفرید تا بتوانیم حقیقت را بشناسیم.
هوش مصنوعی: اگر اینطور نباشد، پس ما چه ارزشی داریم، ای جوان؟ چگونه میتوانیم به آیین و راه نیکوکاران برسیم؟
هوش مصنوعی: اما در کشف حقیقت، مانند نمد، آینهای وجود دارد که تجلیات نورانی و فراوان بر آن اثر گذاشته است، مانند نور تجلی خداوند بر کوه طور که دلها را روشن میکند.
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که نور و حقیقتی به چنین بزرگی، مثل آفتاب الهی یا خورشید آغازین، در دامن و نزدیکی انسان بگنجد؟
هوش مصنوعی: هر دو (دغل و بغل) برای زخمهای درونی آدمی کافی نیستند، نه دیوانگی و نه عقل، هیچکدام در برابر او، که حقیقت مطلق است، ناتوان میمانند.
هوش مصنوعی: اگر یک انگشت را روی چشمت بگذاری، نمیتوانی حیات و روشنی خورشید را ببینی و تنها چیزی که میبینی، تاریکی و عدم است.
هوش مصنوعی: پردهٔ ماه، یعنی نور و روشنایی ماه که به تصور آمده، با یک سر انگشت پوشانده شده و این نشاندهندهی پادشاهی بزرگ است که در آن نور و وسعت وجود دارد.
هوش مصنوعی: برای اینکه مهر (محبت) جهان را بپوشاند، باید یک نقطهای باشد که از سقوط آن نقطه، نور (یا زیبایی) متجلی گردد.
هوش مصنوعی: سکوت کن و به عمق وجود خود بنگر، چرا که واقعیتها و معانی عمیق در دریاچهٔ وجود انسان نهفته است و خداوند حقایق را بر بشر مکشوف کرده است.
هوش مصنوعی: مانند چشمهٔ زلال و شیرین سلسبیل و زنجبیل، اینها در سیرت و زیبایی بهشت مقام عظیمی دارند.
هوش مصنوعی: چهار جوی (رودخانه) بهشتی در حکم ما وجود دارد و این نعمت از قدرت و اختیارات ما نیست، بلکه ناشی از فرمان خداوند است.
هوش مصنوعی: هر جا که اراده کنیم، آن چیز را به راحتی داریم، مانند سحر که آرزوهای ساحران را محقق میکند.
هوش مصنوعی: چشمهای انسان به مانند دو چشمه هستند که در جریان و نرمی دل و ارادهی جان تأثیر دارند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد به سمت زهر و مار برود، یا اگر بخواهد به سمت چیزهای محترم و با اعتبار حرکت کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد به سمت چیزهای محسوس و قابل مشاهده برود، یا اگر بخواهد به سمت پوشاک و لباسها برود.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد به سمت اصول کلی و کلیات برود، و اگر بخواهد در جزئیات و مسائل خاص متوقف بماند.
هوش مصنوعی: هر پنج حس انسان مانند تیرهایی هستند که بر اساس اراده و خواسته دل حرکت میکنند و به سمت آنچه که دل میخواهد، میروند.
هوش مصنوعی: هر جا که دل اشاره کند، هر پنج حس (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه) دنبال آن میروند و به آن سمت حرکت میکنند.
هوش مصنوعی: دل انسان در امورش حکمفرماست و اعضای بدن (دست و پا) در خدمت دل هستند، مانند عصای موسی که در دست او بود و به دستورات او عمل میکرد.
هوش مصنوعی: دل میخواهد که پا به میدان رقص بگذارد یا به دنبال افزایش و برطرف کردن نقصهای خود فرار کند.
هوش مصنوعی: اگر دل بخواهد، میتواند با انگشتانش به حساب وکتاب بپردازد و مطالبی را بنویسد. این اشاره به این دارد که اگر انسان اراده کند، میتواند تواناییهایش را به کار گیرد و به دانایی و یادگیری بپردازد.
هوش مصنوعی: انسان، در درون خود دارای نعمتها و ظرفیتهای پنهانی است که دست او به آنها نمیرسد. او باید این استعدادها و نیروهای نهان را از درون خود بیرون بیاورد و به فعلیت برساند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد، میتواند به دشمنانش مانند مار خطرناک شود، و اگر بخواهد، میتواند به دوستان و ولیاش کمک کند.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد، میتواند حرکتی کوچک و ساده مانند برداشت یک قاشق از غذا داشته باشد و اگر بخواهد، میتواند بهقدری قوی و بزرگ عمل کند که مانند گرزی سنگین و شدید باشد.
هوش مصنوعی: دل چه میگوید به دوستانِ خود که ای شگفت، وصل و پیوند ما شگفتانگیز و پنهان است، دلیل آن چیست؟
هوش مصنوعی: دل اگر به مانند سلیمان، محبت و عشق خاصی پیدا کرده باشد، میتواند بر پنج حس (شکم، بینایی، شنوایی، لامسه و بساوش) که به دنیای مادی مربوطند، غلبه کند و آنها را تحت کنترل خود قرار دهد.
هوش مصنوعی: پنج حس که از بیرون برای او فراهم است، به اضافه پنج حس دیگری که از درون وظیفهای به دوش دارند.
هوش مصنوعی: انسان دارای ده حس و هفت عضو اصلی است و همچنین چیزهایی وجود دارد که نمیتوان آنها را با زبان بیان کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که دلاور سلیمان، در مقام سرپرستی، بر یک پری و یک دیو، انگشتر را میزند.
هوش مصنوعی: اگر در این مملکت حاکم و آزاد باشی، هیچ دیو (بدی یا شیطانی) نمیتواند خاتم (قدرت و سلطنت تو) را از دستانت بستاند.
هوش مصنوعی: پس از مرگ تو، علم و دانش نام تو را بر خود میگیرد و دو جهان (مادی و معنوی) تحت سیطره و فرمان تو قرار میگیرد، مانند اینکه جسم تو در دست دیگران است.
هوش مصنوعی: اگر دیو در دست تو خاتم را بگیرد، یعنی اگر قدرت و سلطنت تو را از تو بگیرند، سلطنت و کامیابیات از بین میرود و بخت تو به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: پس از آن، یا به درد و حسرت دچار میشوید و یا به عبادت و بندگی، زیرا این ناپایدار است و در نهایت تا روز قیامت، این سرنوشت برای شما مقرر شده است.
هوش مصنوعی: اگر تو مکر و حیلهی خود را انکار کنی، از کجا میتوانی جان خود را نجات دهی، در حالی که آینه و ترازو حقیقت را نشان میدهند؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.