گنجور

 
مشتاق اصفهانی

زبده اهل کرم آقا نبی

صاحب عز و شرف و احتشام

آنکه صحاب کف فیاض اوست

فیض‌رسان همه خاص و عام

آنکه ز خمخانه لطفش بود

پیر و جوان را می عشرت به جام

ساخت یکی تکیه که از خرمی

دم زند از روضه دارالسلام

آورد از طوف حریمش صفا

نکهت فردوس برین بر مشام

از پی جمعیت صاحبدلان

گشت چو این تکیه دلکش تمام

روح قدس کآورد از دوست وحی

از پس این پرده زنگارفام

از پی تاریخ به مشتاق گفت

به بود از خلد برین این مقام

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

عقل چه آورد ز گردون پیام

خاصه سوی خاص نهانی ز عام؟

گفت: چو خورد نیست فلک را قرار

نیست درو نیز شما را مقام

وام جهان است تو را عمر تو

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

خواجه قوام الدین صدر انام

آنکه بدو یافت شریعت قوام

بر در او عقل فروتر گدای

بر سر او چرخ کمینه غلام

مسند او تکیه گه شرع و عقل

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

ای ز تو ایّام رسیده بکام

داده شکوه تو جهان را نظام

خاصگیان حشمت عقل و روح

نوبتیان در تو صبح و شام

همچو وداعست دلیل فراق

[...]

مولانا

یا قمرالحسن مزیل‌الظلام

جد بطلوع مع کاس المدام

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه