شیخ ستوده خصلت عبدالنبی که بودش
یکسر صفات نیکو جمله خصال زیبا
دانشوری که بودش از آبگینه دل
روشن چراغ حکمت از نور حق تعالی
بنمود کوکب او رو در نشیب و عالم
شد تیره از غروبش چون از غروب بیضا
از فوتش اهل دل را گردید ساغر چشم
پرخون ز شیشه دل همچون قدح ز مینا
چون مرغ روحش از جسم پرواز کرد و بنمود
آن بر فراز طوبی این زیر خاک مأوا
کلکم نوشت مشتاق تاریخ سال فوتش
حیف از حیات نادان افسوس مرگ دانا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیخ ستوده، شخصیتی نیکو و دانشمند بود که به صفات زیبایش معروف بود. او به مانند چراغی در عرصه حکمت میدرخشید و پس از فوتش، اهل دل را غمگین کرد. مرگ او همچون غروبی تلخ برای عالم بود و یادش در دلها باقی ماند. شعر به احساس افسوس از فقدان او و ارزش داناییاش اشاره دارد.
هوش مصنوعی: شیخی که دارای صفات نیکو و خوب بود، عبدالنبی را ستایش میکند؛ زیرا او تمام ویژگیهای زیبا و پسندیده را یکجا در خود دارد.
هوش مصنوعی: عالمی که قلبش مانند شیشه روشن است، چراغ دانش را از نور خداوند میگیرد.
هوش مصنوعی: ستاره او در آسمان در حال غروب است و به دنبال آن، دنیا تاریک و غمانگیز شده است، مانند غروب ماه در آسمان.
هوش مصنوعی: وقوع فوت آن شخص، موجب شد که دلهای عاشقان پر از غم و اشک شود، گویی چشمهایشان چون جامی از شیشه، پر از خون است و مانند قدحی از مینا، دچار درد و اندوه هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که روح انسان مانند پرندهای از بدن خارج میشود، در آسمان به جوشش و نمایانی میرسد، در حالی که بدن او همچنان در زیر خاک آرام گرفته است.
هوش مصنوعی: همه شما در تاریخ مرگ او نوشتهاید، اما افسوس که زندگی نادان چه بیارزش بود و مرگ دانشمند چه حسرتانگیز است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بادِ صبا درآمد، فردوس گشت صحرا
آراست بوستان را نیسان به فرشِ دیبا
آمد نسیمِ سُنبُل با مُشک و با قَرَنفُل
آورد نامهٔ گُل، بادِ صبا به صَهبا
کُهسار چون زُمُرُّد، نقطه زده ز بُسَّد
[...]
ای کرده فتح و نصرت در مشرق آشکارا
بگذشته زآب جیحون وآتش زده در اعدا
با خیلخیل لشکر چون سیلسیل باران
با فوجفوج موکب چون موجموج دریا
از تودهتوده آهن چون کوه کرده هامون
[...]
در ملکت فریدون می خواه بهمن آسا
کز بهمن و فریدون در ملک یادگاری
اینجا کسیست پنهان خود را مگیر تنها
بس تیز گوش دارد مگشا به بد زبان را
بر چشمهٔ ضمیرت کرد آن پری وثاقی
هر صورت خیالت از وی شدهست پیدا
هر جا که چشمه باشد، باشد مقام پریان
[...]
تا جسته برق رویت از عکس روی زیبا
افتاده شعلهٔ او در خرمن دل ما
تاب تجّلیّ حسن، جز عشق ما ندارد
محکمترست با تو، عهدم ز سنگ خارا
در فقر اگر ندارم، جز چهرهٔ تو وجهی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.