فرید دهد مسیب که کوکب بختش
ز روشنی برخ ماهطلعتان ماند
محیط فیض رسانی که خامه از دستم
ز وصف او بسحاب گهرفشان ماند
بنای همت او طرفه مرتفع قصریست
که پایهاش ز بلندی بآسمان ماند
بگاه ریزش ابر کفش عجب باشد
به بحر قطرهای و گوهری بکان ماند
به بین بوسعت خلقش که دارد این صحرا
گشایشی که به صحرای لامکان ماند
پیادهایست بصحرای همتش حاتم
که چون غبار بدنبال کاروان ماند
فکند طرح بنائی که طاق ایوانش
بطاق ابروی پیوسته بتان ماند
اگر کند سخن از وصف حوض خانه او
سزد که تا ابدش خامه تر زبان ماند
صفا چو آئینه هر خشتش آنقدر دارد
که در تحیر ازوعقل انس و جان ماند
ز بس رفیع بود پایهاش رود تا حشر
فلک ز حیرتش انگشت بر دهان ماند
سخنسرا که ز وصف صفای باغچهاش
زبس بحیرت از آن تازه گلستان ماند
زبان او سزد ار باز ماند از گفتار
چوشق خامه که موئیش در میان ماند
ز لطف حق چو پذیرفت این بنا اتمام
که ساحتش بسر کوی گلرخان ماند
نوشت خامه مستاق بهر تاریخش
بدهر بانی این خانه جاودان ماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ فردی به نام فرید دهد مسیب است که با ویژگیهای خاص و برجستهای توصیف شده است. شاعر به وصف زیباییها و فضائل او میپردازد و میگوید که نور و شکوه او مانند ماهی تابناک و درخشان است. شخصیت او در عالم انسانیت و فضایل انسانی مانند قصری بلند و مستحکم است که همیشه در یاد و دلها باقی میماند. تلاشها و همت او توجه همگان را به خود جلب کرده و او با اخلاق و بردباریاش مانند حاتم طایی در میان مردم شناخته میشود. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید میکند که این شخصیت با وجود تمام فضائلش، توصیفناپذیر است و یادش در تاریخ باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: فرید در حال نزول و دچار اضطراب است زیرا بختش مانند ستارهای روشن به کندی درخشان است و با روشنایی چهرهی زیبای ماه مقایسه میشود.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که محیطی وجود دارد که به اندازهای خوشایند و دلنشین است که وقتی قلم به دست میگیرم و از ویژگیهای آن مینویسم، احساس میکنم مانند ابرهایی هستم که در حال باریدن جواهرات هستند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اراده و تلاش او به قدری قوی و بلندپروازانه است که مانند یک کاخ زیبا و بزرگ به نظر میرسد و پایههای آن به اندازهای محکم و بلند هستند که به آسمان میرسند. در واقع، نشاندهنده عزم و اراده قوی فردی است که به دنبال اهداف بزرگ و ارزشمند میباشد.
هوش مصنوعی: در زمان بارش باران، کفشی که در آب میافتد، شگفتانگیز است و به همان اندازه که قطرهای در دریا به حساب میآید، میتواند گوهری با ارزش در نظر گرفته شود.
هوش مصنوعی: به تماشا بایستید از وسعت آفرینش او، که چقدر این دشت به روی خود گشایش و فراخی دارد، به گونهای که به دشتهای بینهایت میماند.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف فردی میپردازد که در تلاش و همت خود مانند حاتم طائی است. او در صحرا، مانند یک پیاده، به دنبال کاروانی است و در این مسیر به اندازه غباری که در پی کاروان به جا میماند، از آنها عقب میافتد. این تصویر نشاندهنده تلاشی خستگیناپذیر و گاهی ناتوانی در رسیدن به هدفهای بزرگ است.
هوش مصنوعی: او طرح بنایی را بنا کرد که طاق ایوانش به زیبایی و قوس ابروی معشوقان شباهت داشت.
هوش مصنوعی: اگر بخواهند درباره حوض خانه او سخن بگویند، این کار شایستهای است، چرا که تا همیشه قلم و زبان از توصیف آن کم نخواهد آورد.
هوش مصنوعی: هر کدام از سنگهای این ساختمان به اندازهای شفاف و صاف است که انسان از زیبایی و شگفتی آن، حیران و حیرتزده میشود و از درک مسائل عقلانی و روحی خود باز میماند.
هوش مصنوعی: به خاطر بلندی و عظمت جایگاه او، تا روز قیامت آسمان در شگفتی مانده و دهانش را بسته نگه داشته است.
هوش مصنوعی: شاعر درباره زیبایی و صفای باغچهاش به قدری شگفتزده شده که زبانش بند آمده و نمیتواند به خوبی وصف آن را بیان کند.
هوش مصنوعی: اگر زبان او از بیان باز بماند، مثل قلمی است که در میانه نوشتهاش موئی گیر کرده باشد.
هوش مصنوعی: از رحمت خداوند، وقتی این بنا به اتمام رسید، به شکلی درخشنده و زیبا بر سر کوی محبوبان قرار گرفت.
هوش مصنوعی: این متن به این معناست که کسی با قلم خود تاریخچه و آثار یک بنا را مینویسد و آن بنا برای همیشه در تاریخ باقی خواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوات من ز برون جدول و درون دریاست
نهنگ و آب سیاهش عجب بدان ماند
عمود صبح ندیدی سواد شام در او
دوات من به دو معنی بدان نشان ماند
رواست کو ید بیضای موسوی است دوات
[...]
کدام باغ به دیدار دوستان ماند
کسی بهشت نگوید به بوستان ماند
درخت قامت سیمینبرت مگر طوبیست
که هیچ سرو ندیدم که این بدان ماند
گل دو روی به یک روی با تو دعوی کرد
[...]
به زیر چرخ مقوس که جاودان ماند
کدام تیر شنیدی که در کمان ماند
نصیب من ز جوانی دریغ وافسوس است
ز گلستان خس وخاری به باغبان ماند
بهشت بوته خاری است با کهنسالی
[...]
که گفت غنچة خندان به آن دهان ماند!
چه تهمت است که گویند این به آن ماند!
دل مرا همه در چین زلف او دیدن
چراغ در شب تاریک کی نهان ماند!
مرا غریب وطن کرد و رو به باغ نهاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.