اشکم بود آن گل که گلابش همه خونست
چشمم بود آن چشمه که آبش همه خونست
آن چشمه بود عشق که آبش همه خونست
جامیست محبت که شرابش همه خونست
با غیر تو ساغر کشی و من کشم از رشک
آن جام لبالب که شرابش همه خونست
روید چه گل از گلشن عشق تو که این باغ
باغیست که باران سحابش همه خونست
رنگین ز حنا نیست که آن پنجه خونریز
چون پنجه قصاب خضابش همه خونست
رحم است به مهجور تو کز دیده خونبار
شب ریخته در بستر خوابش همه خونست
راند فرس آهسته که از خون شهیدان
هرجا که رود تا به رکابش همه خونست
خون گشته دل ما که ز شوق تو زند جوش
بحریست که در جام حبابش همه خونست
از چرخ مجو کام که در ساغر مینا
شهدش همه زهر است و شرابش همه خونست
یارب چه بود حاصل گلچین محبت
از چیدن آن گل که گلابش همه خونست
من چشمه حیوان طلب و تشنه لبم عشق
افکنده در آن دشت که آبش همه خونست
دانی ز غمت کیست درین میکده مشتاق
مستی که به ساغر می نابش همه خونست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق و دردناک خود را درباره عشق و جدایی بیان میکند. او از اشک و خون به عنوان نمادهای اندوه و عشق سخن میگوید و تشبیهات عمیق و زیبایی را برای توصیف احساساتش به کار میبرد. شاعر میگوید که عشقش فقط با خون و درد آمیخته است و همه جوانب عشق، حتی شادی و زیبایی، تحت تأثیر غم و اندوه قرار دارد. او همچنین به نابودی و فراق اشاره میکند و از حسرت و آرزوهایی صحبت میکند که در سر دارد. در نهایت، در این شعر، عشق به عنوان یک جستجوی بیپایان و پر از درد و رنج تصویر شده است.
هوش مصنوعی: انگار اشک من مانند گلی است که عطر و صفایش همه در خون غوطهور شده است، و چشمان من مانند چشمهای هستند که آبش به جای زلالی، پر از خون است.
هوش مصنوعی: چشمهای وجود دارد که آبش خون است و این نشان از عمق و شدت عشق دارد. همچنین، جامی از محبت است که محتوای آن نیز خونین است. این تصویر نشاندهنده احساسی عمیق و خالص است که در عشق و محبت نهفته است.
هوش مصنوعی: من با دیگران بادهنوشی میکنم، اما حسودیم به آن جام پر از شراب است که محتوایش فقط خون است.
هوش مصنوعی: چه گلهایی از باغ عشق تو میروید که این باغ، محلی است که باران آن تنها از خون میبارد.
هوش مصنوعی: این پنجه، مانند پنجه قصاب، به دلیل خونریزیاش رنگین نیست که از حنا باشد. بلکه رنگش به خاطر خون است.
هوش مصنوعی: رحمتی است بر تو که از دوری و جدایی، چشمانش در تاریکی شب مملو از اشک و غم است و در بستر خوابش، فقط غم و اندوهی عمیق دیده میشود.
هوش مصنوعی: آهسته بران اسب را، زیرا که هر جا که برود، از خون شهیدان پر است و هر گوشهای با یاد آنها آکنده شده است.
هوش مصنوعی: دل ما به خاطر عشق تو مانند دریا جوشیده و سرشار از احساسات است، اما همین دل شکسته و پرغصه در یک جام حبابی محبوس شده که فقط نشاندهنده آن درد و حسرت است.
هوش مصنوعی: از چرخ و روزگار چیزی نخواه که آنچه در دل این شیشهی مینا هست، تنها زهر و خون است.
هوش مصنوعی: ای خدا، نتیجهی انتخاب و گردآوری محبت چیست، وقتی که از چیدن آن گل، گلابی حاصل میشود که تماماً از خون است؟
هوش مصنوعی: من جویای عشق و محبت هستم و در جایی که در آن آب وجود ندارد، تنها میتوانم درد و رنج را ببینم. عشق در دل این دشتی که در آن هستم، همچون آبی است که به خون تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: آیا میدانی در این میخانه چه کسی به خاطر غم تو مشتاق نوشیدن شراب است؟ زیرا هر کسی که از این ظرف می ناب بنوشد، همهاش با درد و اندوه سر و کار دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تنها نه دلم باده نابش همه خونست
مغز قلم و مغز کتابش همه خونست
دلها شکند وز دل من یاد نیارد
چون بشکند این خم که شرابش همه خونست
از سوز دل ما بشکن توبه که این نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.