نگارم در کنار و ساغر می بر لب است امشب
شبی کامد مساعد کوکب من امشب است امشب
زلال وصل در کام من و از آتش غیرت
دل و جان غیر را تا صبح در تاب و تب است امشب
بود در هاله آغوش من آن مه نمیدانم
نصیبم این سعادت از کدامین کوکب است امشب
ز هجران بود دیشب تلخ و شیرینتر ز جان شهدی
به جامم از لب شیرین آن شیرینلب است امشب
بسم زین باغ تا روز جزا در کامم این لذت
کز آن سیبِ زنخدان و ترنجِ غبغب است امشب
چنان آسوده جانم از غم هجران که پنداری
نه جان دوش جان دیگرم در قالب است امشب
نوای عیش مشتاق از وصال او به لب دارم
نه کارم آه و زاری تا سحر چون هرشب است امشب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل حال و هوای شاد و پر از نشاطی دارد که ناشی از وصال محبوبش است. او در کنار معشوق و در حال نوشیدن میباشد و از لذتهای این لحظه بهرهمند است. دلش از غم هجران آسوده شده و احساس خوشبختی و سرور میکند. شاعر به زیباییهای محبوبش و تأثیرگذار بودن این لحظه اشاره میکند و بیان میکند که این سعادت از کدامین ستاره نصیبش شده است. در نهایت، او این شب را متفاوت و شاداب توصیف میکند و به شادی و عیشی که در این وصال به دست آمده میبالد.
هوش مصنوعی: امشب محبوبم در کنارم است و جام می بر لب دارد. امشب شبی مناسب و خوشیمن برای من است.
هوش مصنوعی: امشب در حالتی هستم که شیرینی وصال معشوق در وجودم جاری است و از شدت غیرت و عشق، دل و جانم به خاطر دیگران در ناآرامی و اضطراب به سر میبرد.
هوش مصنوعی: امشب در آغوش من ماهی بود که نمیدانم این خوشبختی که نصیبم شده، از کدام ستاره است.
هوش مصنوعی: دیشب به خاطر جدایی، حس تلخی داشتم، اما در عین حال لحظاتی شیرینتر از جانم را تجربه کردم. امشب، مانند شهدی که در جامم ریخته شده، از لبهای شیرین او لذت میبرم.
هوش مصنوعی: از این باغ تا روز قیامت، لذتی که از سیب صورت و ترنج چانهات میبرم، امشب در گلویم جاری است.
هوش مصنوعی: امشب آنقدر از غم جدایی راحت و آرام هستم که گویی جانم در این بدن، جدا از جان دیگری است و هیچ درد و رنجی احساس نمیکنم.
هوش مصنوعی: من برای خوشی و لذت از وصل او شوق و آرزو دارم و تا سحر احساس غم و ناله نمیکنم، چرا که امشب هم مانند هر شب دیگر است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شب وصل است و با دلبر مرا لب بر لب است امشب
شبی کز روز خوشتر باشد آن شب امشب است امشب
به چشمی روی آن مه بینم از شوق و به صد حسرت
ز بیم صبح چشم دیگرم بر کوکب است امشب
دلا بردار از لب مهر خاموشی و با دلبر
[...]
سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
شبی کز عمر بتوانش شمردن، امشب است امشب
طلوع صبح، از آن چاک گریبان میدهد یادم؛
نگاهم ز اول شب تا سحر، بر کوکب است امشب!
به یارب گفتنم، بس شب سر آمد در تمنایت؛
[...]
جدا از چشم او تن در تب ز جان بر لب است امشب
شبی کاو را ز پی صبحی نباشد آن شب است امشب
ببین بر چنبر کاکل رخ آن ماه سنگیندل
مبند ای ساربان محمل قمر در عقرب است امشب
جرس در ناله و صبح وداع و جسم و جان در پی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.