جهان روشن ز مهر عالمافروزی که من دارم
دلی تاریکتر از شب بود روزی که من دارم
بیا و از زلال وصل بنشان آتشم تا کی
جگرها سوزد از آه جگرسوزی که من دارم
ز آه و نالهام صدجان و دل زخمی مشو ایمن
ز تیغ جانشکاف و تیر دلدوزی که من دارم
ز شب تاریکتر روز من و از روز روشنتر
شب اغیار از شمع شبافروزی که من دارم
ز زلفش دل به صد افسون گرفتم لیک کی سازد
فراموش آشیان مرغ نوآموزی که من دارم
نباشد فکر جانهای غماندوزت عبث تا کی
غماندوزی کدجان غماندوزی که من دارم
برم مشتاق آمد یار همراه رقیب اما
ببین فیروزی این بخت فیروزی که من دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق، درد و امید است. شاعر اشاره میکند که با وجود روشنایی عشق، دلش همچنان تاریک است. او از معشوق خود میخواهد تا با وصال، آتش درونش را خاموش کند و زخمهایش را شفا بخشد. در حالی که به ناراحتی و غم عمیقش اشاره میکند، همچنین به زیباییهای عشق و روشناییهایی که در زندگیاش تجربه کرده است، میپردازد. در نهایت، شاعر به پیروزی و خوشبختی اشاره میکند که در انتظارش است، حتی با وجود رقبای عشق.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر عشق و محبت من روشن شده، اما دل من به قدری تاریک است که حتی از شب هم سیاهتر به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: بیا و با محبت و دوستیات شعلههای آتش درونم را خاموش کن. دیگر چه زمانی باید از درد درونیام رنج ببرم و جگرم بسوزد؟
هوش مصنوعی: از گریه و نالهام به خودت مطمئن نباش، زیرا من زخمیام و میتوانم با تیغ درد و تیر عشق آسیب برسانم.
هوش مصنوعی: من از شبهایی که تیرهتر از روزم است و روزهایی که از شب دیگران روشنتر است، متفاوتم. من شمعی دارم که در دل شب میافروزد.
هوش مصنوعی: از پیچش موی او، دل و جانم را با هزار نیرنگ و فریب به دست آوردهام، اما چگونه میتوانم فراموش کنم جایی را که مثل پرندهای تازهکار به آن وابستهام؟
هوش مصنوعی: نگران نباش که چقدر غم درونت جمع شده است، زیرا این نگرانی بیهوده است. تا کی باید به اندوه خود ادامه دهی، وقتی من این نوع غمگینی را دارم؟
هوش مصنوعی: دوستم به دیدار یار میشتابد و در کنار رقیبانش قرار میگیرد، اما به این خوشبختی توجه کن که من چه شانس خوبی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بسی سوزند ازان شمع دل افروزی که من دارم
ولی تاثر دیگر دارد این سوزی که من دارم
مگر روز تو را شب سازم از بی مهری ای گردون
که بی آن مه ز شب کم نیست این روزی که من دارم
چه رنجاند طبیبم چون بود صد درد را مرهم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.