گنجور

شمارهٔ ۸ - این مرثیه را جهت افصح البغاء سید حسین روضه خوان گفته

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها
 

امسال نیست سوز محرم بسان پار

امسال دیده‌ها نه چو پارند اشگبار

امسال نیست زمزمه‌ای در جهان ولی

کو آن نوای زاری و آن ناله‌های زار

امسال اشگها همه در دیده‌هاست جمع

اما روان نمی‌کندش یک سخن گذار

سید حسین روضه کجا شد که سقف چرخ

سازد سیه ز آه محبان نوحه دار

سید حسین روضه کجا شد که پر کند

گوش فلک ز ناله دلهای بی قرار

سید حسین روضه کجا شد که سر دهد

سیلابهای اشک به این نیلگون حصار

افسوس از آن کلام مؤثر که می‌فکند

هم لرزه در زمین و هم آشوب در جدار

صد حیف از آن عبارت دلکش که می‌کشید

از قعر جان ماتمیان آه پرشرار

ای مسجد از اسف تو بر اصحاب در ببند

وی منبر از فراق تو آتش ز خود برآر

ای حاضران کسی که درین سال غایبست

هست از شما بیاری و ذکری امیدوار

ای دوستان کنید به یک قطره مردمی

با چشم تر کنید چو بر خاک او گذار

محراب را که روی در او بود سال و مه

پشتش خمیده ماند ز حرمان هلال‌وار

منبر که پایه پایه‌اش از پایبوس وی

سرگرم بود پای به گل ماند سوگوار

او رفت و داغ ماتمیان نیم سوز ماند

وین داغ ماند بر جگر اهل روزگار

امسال کز بلاغت او یاد میکنند

بر یاد پار خاک نشینان دل فکار

وز خاک او علم نور میرود

سوی فلک چو شعلهٔ خورشید در غبار

گوئی گذشته است به خاکش شه شهید

با والد ممجد و جد بزرگوار

امسال کز جهان شده دلتنگ و برده است

هنگامه را به ملک وسیع آن گران وقار

دارد خرد گمان که درایوان نشسته است

منب نشین ز غایت تعظیم کردگار

در خدمت رسول بر اطراف منبرش

ارواح انبیاء همه با چشم اشگبار

بر فقره سخنش کرده آفرین

در نقل‌های نوحه او شاه ذوالفقار

خیرالنسا ز غرفهٔ جنت نهاده گوش

بر طرز روضه خوانی اوزار و سوگوار

بر حسن ندبه‌اش حسن از چشم قطره‌ریز

کرده هزار در ثمین بر سمن نثار

شاه شهید خود به عزای خود آمده

وز نقل وی گریسته بر خویش زار زار

غلمان دریده جامه و حورا گشاده مو

اهل بهشت نوحه‌گری کرده اختیار

با آن که در بهشت نمی‌باشد آتشی

رضوان ز غم نشسته بر آتش هزار بار

فریاد محتشم که جهان کم نوا بماند

از نوحه حسین علی خاصه این دیار

روزی که ما رسیم باو وز عطای حق

از زندگان خلد نیابیم در شمار

آن روز در قضای عزای شه شهید

چندان کنیم نوحه که افتد زبان ز کار

یارب به حق شاه حسین آن شه قتیل

کور است جبرئیل امین زار بر مزار

کاین شور بخش مجلس عاشور را به حشر

ساز از شفاعت نبی و آل کامکار

وز ما به روح او برسان آن قدر درود

کز وی رسانده ای به شهیدان نامدار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجید سیدی نوشته:

در بیت هفتم مصرع اول موثر به اشتباه مثر درج شده است:
افسوس از آن کلام موثر که می‌فکند

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

مجید سیدی نوشته:

ای مسجد از اسف تو بر اصحاب در ببند
صحیح است.

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

رضوی نوشته:

در بیت زیر کلمه صحیح منبر میباشد:

دارد خرد گمان که درایوان نشسته است
منبر نشین ز غایت تعظیم کردگار

علی نوشته:

با سلام و احترام
این نیز ترگیب بند نیست بلکه قصیده است و باید به جای خودش منتقل شود.
موفق باشید

کانال رسمی گنجور در تلگرام