گنجور

 
محتشم کاشانی

بر روی فرش اغبری مستدیر سقف

در زیر چرخ چنبری لاجورد فام

از محتشم ز سر کشی چرخ یک مهم

افتاد با سر آمد ارباب احتشام

با آن که لطف بی‌بدل او به این محب

ز الطاف خاص بود نه از لطفهای عام

با آن که در کفایت آن سعی‌ها نمود

نواب آفتاب لقای فلک مقام

با آن که دوستان مدبر در آن مهم

دادند داد کوشش و امداد و اهتمام

جوهرشناسی آخر از ایشان که در سخن

اعجاز می‌نمود بگیرائی کلام

انکار را به همت دستور نامدار

کرد آنچنان که شرط حمایت بود تمام

آن آصفی که می‌کندش دهر انقیاد

وان آصفی که می‌کندش چرخ احترام

بر خلق واجبست که در مدح او کنند

منعم به سیدالوزرا اشرف‌الانام

ظلش که ظل سایهٔ خلق خداست باد

بر مملکت مخلد و مبسوط و مستدام

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

بر شاد گونه تکیه زده شاد و شاد کام

دولت رهی و بخت مطیع و فلک غلام

ناصرخسرو

این روزگار بی‌خطر و کار بی‌نظام

وام است بر تو گر خبرت هست، وام، وام

بر تو موکلند بدین وام روز و شب

بایدت باز داد به ناکام یا به کام

دل بر تمام توختن وام سخت کن

[...]

امیر معزی

منت خدای را که برون آمد از غمام

بدری که هست پیشرو دودهٔ نظام

صدری که هست خادم پایش سر کفات

میری‌ که هست عاشق دستش لب‌ کرام

شایسته زین ملت وبایسته فخر مُلک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیر معزی
سنایی

هر شب نماز شام بود شادیم تمام

کاید رسول دوست هلا نزد ما خرام

خورشید هر کسی که شب آید فرو رود

خورشید ما برآید هر شب نماز شام

روز فراق رفت و برآمد شب وصال

[...]

وطواط

ای از کمال جاه تو ایام را نظام

وی از وفور علم تو اسلام را قوام

هستی حسام دین و ندیدست روزگار

در قمع شرک و نصرة دین چون یک حسام

سلطان اهل علمی و اندر معسکرت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه