گنجور

شمارهٔ ۳۹ - قطعه

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

خلوت افروز گوشهٔ وحدت

علم افراز عالم توحید

آن که بود از صلاح بهر فلاح

در بلاد سداد سد سدید

وان سبک روح حلم پیشه که بود

در گران لنگری فرید و وحید

در بحر صلاح روحی بیک

که چه او صالحی زمانه ندید

ناگه از دست ساقی دوران

جام مردآزمای مرگ چشید

چون شهید است هرکه مرد غریب

اجلش جامهٔ حیات درید

به که گوئیم بهر تاریخش

حشر او باد با حسین شهید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام