به جائی دلت گرم سوداست گوئی
دل بیسر و برگ از آنجاست گوئی
تو را مستی ای هست پنهان نه پیدا
ولیکن نه مستی صهباست گوئی
دلت نیست برجا فلک بر تو دیدی
ز جام هوس باده پیماست گوئی
به من میکنی لطفی از حد زیاده
مرادت ازین لطف ایذاست گوئی
بهر چشم برهم زدن بهر قتلم
ز چشمت به ابرو صد ایماست گوئی
فلک بر زمین از دو چشم تر من
گمارنده هفت دریاست گوئی
متاع قرار و سکون در دل ما
درین عهد اکسیر و عنقاست گوئی
به دل هرچه دیدند بردند خوبان
دل عاشقان خوان یغماست گوئی
پراکنده عشقی که دانم به طعنش
لب اوست گویا دل ماست گوئی
ز بزم بتان محتشم خاست طوفان
ستیزندهٔ مست من آنجاست گوئی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احساسات خود میپردازد. او میگوید که دلش به جایی آرامش دارد، اما این آرامش از چیزی پنهان ناشی میشود. به نوعی مستی اشاره میکند که نه از شراب، بلکه از عشق و زیبایی محبوبش است. شاعر به بیوفایی فلک و روزگار نیز اشاره میکند و میگوید که محبتها شاید بیشتر از آنچه مینماید، عذابآور باشند. عشق او به محبوبش به گونهای است که گویی همواره در حال مبارزه با درد و رنج عشقی است که از جانب او به دلش وارد شده. در نهایت، او به قدرت عاطفی عشق اشاره دارد که همچون طوفانی در زندگیاش وجود دارد.
هوش مصنوعی: جایی که دلت آرامش دارد، گویی دل بیپناه و بیپروایه از آنجا نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: تو دارای حالتی هستی که در ظاهر معلوم نیست، ولی به نظر میرسد که در حقیقت نشانی از مستی و سرخوشی در تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: دل تو دلسوزی ندارد، اما آسمان به خاطر تو تماشاگری میکند. به نظر میرسد که از جام تمایلات خود، مینوشد و در حال گردش است.
هوش مصنوعی: تو با محبتی که به من میکنی، نشان میدهی که مقصودت از این محبت، آزار رساندن به من است.
هوش مصنوعی: هر بار که چشمانت را میبندی، به نظر میرسد برای کشتن من با یک اشاره ابرو، نشانههای زیادی وجود دارد.
هوش مصنوعی: آسمان با دو چشمان تار من بر زمین سرنگون شده است، گویی که هفت دریا وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما در این زمان، هر گونه آرامش و ثبات را در دل خود چون افسانهای دور و دست نیافتنی میدانیم.
هوش مصنوعی: خوبان هر چیزی را که در دل عاشقان میبینند، به راحتی میبرند و به نظر میرسد که این روند مانند دزدی از دل آنهاست.
هوش مصنوعی: عشق پراکندهای وجود دارد که میدانم لبهای او به آن طعنه میزنند، گویی دل ما نیز همین حالت را دارد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد در میهمانی و شادیهای معشوقان، هیجانی و تلاطمی از نوعی جنگ و ستیز احساس میشود که انگار من هم در آن جا حضور دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنوزت به ما کینه برجاست گویی
هنوزت سر کشتن ماست گویی
هنوزت به این کشته ناپشیمان
سر جنگ و آهنگ غوغاست گویی
هنوزت ز کین صورت خشم پنهان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.