گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای نگاهت آهوان را گرم بازی ساختن

کمترین بازی سوار از پشت زین انداختن

غمزه‌ات شغل آن قدر دارد که در صید افکنی

می‌تواند کم به بسمل ساختن پرداختن

هرکه را زخمی زدی سر در قفای او منه

صید ناوک خورده را در پی چه لازم تاختن

کام جویان را مده در بزم جای ماه که هست

نقد عصمت باختن عشق از هوس نشناختن

ظلم بیداد است اما آتشی بی‌دود نیست

بی‌کسان را سوختن با ناکسان در ساختن

مهر ورزان راست وجه آزمون از روی زرد

نقد جان در بوته غم بردن و به گداختن

محتشم می‌آورد بر لشگر عزت شکست

پیش خوبان دم به دم رایت ز آه افراختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام