گنجور

شمارهٔ ۷

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات از رسالهٔ جلالیه
 

در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیست

صد رشک تا سبب نیست با خود درین صدد کیست

یاران مدد نمودند در صلح غیر با او

اکنون کسی که در جنگ ما را کند مدد کیست

حرفی که گر بگویم گردد سیه زبانم

جز خامه آن که با او گوید بشد و مد کیست

آن کس که کرده صد جا بدگوئی تو نیک است

ای بد ز نیک نشناس گر نیک اوست بد کیست

بر نقد عصمت خود بنگر خط خطا را

آنگه ببین به نامت این سکه آن که زد کیست

جز من که غیرتم کرد راضی به دوری تو

آن کس که دور خواهد جان خود از جسد کیست

این وصل بی‌بها را من می‌دهم به هجران

یاران کسی که دارد بر محتشم حسد کیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام